در باب ادبيات

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

کتابسازی پاياني ندارد، ولي چه پاياني؟
چگونه اهميت کتاب تحول مييابد

ترس کتابسازان از پايان کتاب آنها را به حرکات شگفتي وامي‌دارد: کتابها روز به روز زيباتر مي‌شوند، حتي کتاب‌هايي که محتواي آنها چندان ارزشي ندارد. از طرف ديگر محتواهاي ارزشمند به رسانه‌هاي نو راه مي‌يابند. مقالة زير تأملاتي است دربارة اين سؤال که رسانه‌هاي نو و محتواها چگونه باهم مي‌سازند.

قصهگوي اول شخص در يکي از داستانهاي کوتاه اوليه براين آلديس، نويسندة انگليسي کتابهاي علمي تخيلي, بطور غيرمترقبه فرصت مييابد چند ساعت در لندن آينده وقت بگذراند. اين زمانپيماي سال 1953 که به سال 2054 سفر کرده، چگونه ميتواند از اين فرصت زندگي خود حد اکثر استفاده را بکند؟ آيا برود به کتابخانه و در روزنامههاي قديمي برندگان مسابقات اسبدواني را پيدا کند تا بدين ترتيب ثروت هنگفتي دستوپاکند؟ بهنظرش ميآيد که اين کار اقدام قابل اطميناني نباشد. تصميم ميگيرد که بجايي برود که اطمينان دارد در آينده هم وجود خواهد داشت: فويليس، کتابفروشي مشهور لندن که آن را واقعاً پيدا ميکند.

وقتيکه از کنار دربانِ آدمواره (روبات) که مشتريان را جلو در خروجي برغبت بازرسي ميکرد، گذشتم قلبم بهشدت ميزد. از پيشخواني به پيشخوان ديگر ميدويدم. عجيب بود که مُد کتاب چندان تغييري نکرده بود. گرچه رمانها غالباً به قطع وزيري بودند و کتابهاي فني به صورت demy 16 mo در دو جلد. هنوزهم روي کاغذ چاپ شده بودند و نه بهصورتهاي عجيب و غريب ديگري.

قوة تخيل آلديس که در ساير متنهايش گل کرده است در اين متن چندان کارآيي ندارد. شايد درآن زمان بيش از آن کتابدوست بود که بتواند آيندة ديگري براي کتاب تصور کند. اما آيا اين خوشبيني فرهنگي کمنظير از بوتة آزمايش آينده بدون خلل بيرون خواهد آمد؟ آيا در سال 2054 هنوز کتابفروشي به صورت امروزي وجود خواهد داشت؟

اين سؤالي است که جواب آن ظاهراً آسانتر از سؤالي است که بازار کتابهاي چاپي در ظرف ده سال آينده با چه تحولي روبرو خواهند شد؟ سؤالي که براي کارکنان اين بخش اولويت بيشتري دارد. زيرا تصميماتي که امروز اتخاذ ميشوند بيشتر با زمان نزديک در ارتباطند و نخواهند توانست مانع پيشروي پيروزمندانة ايبوک (کتاب الکترونيکي) شوند. ديگر کسي در اين مورد ترديدي ندارد. بنابراين چه تحولاتي در سالهاي آينده در انتظار ماست؟

پس ارزش کتاب چيست؟

با توجه به تصميمات اقتصادي ميتوان اين پيشبينيها را مطرح کرد و همچنين در ارتباط با خود آنچه که موضوع سخن است: يعني کتاب چاپي, ميتوان پرسيد که چه تغييراتي در آن به وقوع خواهد پيوست. موضوع اخير در اين مقاله مورد بحث ماست. زيرا بحران بازار کتاب که از مدتي پيش شروع شده بتدريج و بطور فزاينده اهميت نمادي کتاب چاپي را تغيير ميدهد. اين اهميت صدها سال آشکار بود: کتاب مهد فرهنگ و مشعلدار دانش و مرجع روشنفکري تلقي ميشد. آنچه که ناشران امروزه «نقش دروازهبان» (Gatekeeper) مينامند مبين اين تصور است که محتوا ابتدا بايد ارزشي داشته باشد تا بهصورت کتاب از دروازه گذشته منتشر شود. نتيجهگيري معکوس نيز همچنان در اذهان عمومي پايدار است: هر چه در کتاب نوشته شده قاعدتاً بايد درست باشد. ولي هرچه بيشتر فن کتابسازي در دسترس افراد غيرحرفهايقرار ميگيرد اين حقيقتِ بهظاهر خللناپذير متزلزلترميشود. در کنار اين همه برخورد اقتصادي همچنين مبارزهاي درگرفته راجع به اينکه کتاب اصلاً چيست. من در اين مورد دو جريان اصلي تشخيص ميدهم که تا حدي باهم در تناقضند ولي در عين حال لازم و ملزوم يکديگرند. اولاً واکنش محافل فرهنگي محافظهکار: از طرفي ناشراني هستند که در متون ادبي تخصص کسب کردهاند و کتابخوانهاي تحصيل کردهاي آنها را پشتيباني ميکنند و در بين آنها نهادهاي واسطه از قبيل کارگزاران و کتابفروشيهاي متعهد و بخشهاي فرهنگي روزنامهها قرار گرفتهاند. همة آنها دريافتهاند که در جهان يکپارچة آنها شکافي افتاده است و در مواردي که اين دست اندرکاران از وحشت خشک نشدهاند ميتوان پديدهاي مشاهده کرد که يو لندله ناشر مؤسسة هانزر براي بيان آن در يک مباحثة ميزگرد تعبير زيباي شکوفههاي ترس (Angstblüten) بهکار برده است. بحران کتاب چاپي منجر به آن شده که ناگهان به ويژگي مادي اين رسانه توجه فزايندهاي مبذول گردد. در کتابهاي جلدسخت از روکش صرفنظر ميشود تا صحافي ارزشمند کتاب به چشم بخورد، ورقة آستر از نو کشف شده است. رمان S که با همکاري داگ دورست نويسندة کتاب و ج. ج. ابرم توليدکننده و کارگردان هاليوود ساخته شده نقطة اوج اين تحول است. اين کتاب فقط در جعبة لاک و مهر شده قابل دريافت است، زيرا بين صفحات آن انواع مخلفاتي وجود دارد، مانند بليطهاي اتوبوس، کارت پستال، بريدههاي روزنامهها، دستمالهاي کاغذي. همة اينها تأکيدي است بر پندار اصلي پروژه که گويا اين رمان را کتابخانهاي از نويسندة اسرارانگيزي منتشر کرده که آن را دو نفر پشت سر هم امانت ميگيرند و با يادداشتهاي دستنوشت باهم ارتباط برقرار ميکنند: فراتخيلي پسامدرن که با دقت باورنکردني پديد آمده است.

کتاب براي يادگاري

ولي نکتة اصلي اينجاست که درست شخصي مانند ج. ج. ابرمس که تاکنون چندان اهل فرهنگ متعالي نبوده اين پروژه را راه انداخته است و نشان ميدهد که کتابدوستي ديگر منحصر به قشر اجتماعي خاصي نيست و پشت سر آن تحول مهم ديگري نهفته است: کتاب چاپي در نهايت به يادگاري تبديل گرديده و محتوا و رسانه آشکارا از هم تفکيک شدهاند، بيش از آنچه ايبوک به تحقق آن قادر باشد. زيرا کتاب هر چه زيباتر و پرهزينهتر ساخته شود محتواي آن طبق اين منطق حائز اهميت کمتري است. بدين ترتيب محافظهکاران فرهنگي به انحطاط کالاي فرهنگي مورد احترامشان ياري ميکنند. اين گرايش وقتي ويژگيهاي خندهآور ناخواستهاي پيدا ميکند که با جهل توأم باشد. مثلاً کتابساز مشهوري در مقالهاي براي وبلاگ نشر زورکامپ، فخرفروشي کاربران تَبلِت را مسخره ميکند بدون اينکه اصلاً متوجه باشد که خودش در اين مقاله با آوردن شرح کشافي دربارة وزن مناسب کاغذ، درست همان فخروشي را بروز ميدهد. در هر دو مورد مقصود طرح کالاهاي «سبک زندگي» است و فقط گروههاي مورد نظر متفاوتند.

و اما انحطاط فرهنگي کتاب هنوز در ابتداي راه است، نيروي پايداريش هنوز بقدري است که تعداد زيادي از نويسندگاني را به سوي خود جلب کند که در گذشته هيچ ناشري حاضر به چاپ کتابشان نبود. و اين دومين جريان زمان ماست: تعداد روزافزوني از نويسندگان، کتابهاي خود را شخصاً چاپ کرده به بازار ميآورند. سالي هزاران عنوان بر آنها افزوده ميشود و هيچ يک از آنها در کتابفروشيها عرضه نميشوند بلکه به صورت «کتاب درخواستي» (books on demand) در انتظار سفارشاند. و اما اين واقعيت که در دورة گسترش ايبوک هنوز ميتوان با BOD (کتاب درخواستي) پول درآورد قرينة آشکاري است بر اينکه کتاب چاپي هنوز چه منزلت بالايي در جامعه دارد. برخي از مؤسسات بزرگ نشر کتاب توانستهاند از اين وضع ماهرانه به نفع خود استفاده کنند. با بنيادگذاري شرکتهاي فرعي حتي از فروش کتابهايي هم سود ميبرند که سابقاً حاضر نبودند آنها به دست بگيرند. در وبسايت www.neobooks.de تبليغ ميشود که به بهترين کتابها فرصتي داده شده که در فهرست کتابهاي نشر درومر کناور پذيرفته شوند. معني اين سخن به قياس معکوس آن است که بقية کتابها ارزش نشر ندارند ولي حالا که مردم حاضرند آنها را بخرند براي ناشر عليالسويه است. تعبير مؤدبانه براي دستانداختن مردم.

آخرين رستاخيز کتاب چاپي

چاپ ديجيتال که روزبروز ارزانتر ميشود به بخشهاي ديگري نيز گسترش خواهد يافت. خاطراتي که با شمارگان کمتري منتشر ميشود ممکن است بزودي به عنوان هدية روز تولد جاي عکسهاي حرفهاي خانوادگي را بگيرد. فرق نميکند که موضوع چيست، هر چه بين جلد کتاب باشد حائز اهميت است. شگفتانگيز است که انقلاب ديجيتال براي آخرين بار موجب شکوفايي کتاب چاپي ميشود. اما مانند هر تورمي، ارزشها هم کاهش مييابد تا زماني که به صفر برسد. کتابهاي پردنگوفنگي که با آنها بطور فزايندهسروکار پيدا ميکنيم شبيه اسکناسهاي صد ميليوني رايشسمارک هستند که ما آنها را به عنوان شگفتيهاي دورة پاياني جمهوري وايمار به صورت يادگاري نگهميداريم. پاسداران کذايي فرهنگ و کساني که از برافتادن موانع سود ميبرند ناخواسته دست در دست هم مباني کتاب چاپي را متزلزل ميکنند، يک عده آن را تبديل به يادگار کردهاند و عدة ديگر با توليد انبوه آن را بيارزش ميکنند.

در کنار ديالکتيک اين دو گرايش، گرايش سومي نيز وجود دارد. روشنفکران پيشگام بجاي عقبنشيني حمله را بهترين دفاع تشخيص دادهاند. براي آنها کتاب ديگر «جام مقدس» نيست، بلکه رسانهاي است تاريخي با تاريخ مصرف مشخص. اشتفان پورومبکا، استاد نظرية متن در دانشگاه هنرهاي برلين اين موضع را با نکتهسنجي خاصي بيان کرده است. در مقالهاي براي Tumbler txtudk مينويسد:

نبايد تعريف آنچه را که «روشنفکري» است به محافلي واگذار کرد که به کتاب چاپي پايبندند. چرا که اين پايبندي مانع رعايت مقتضيات زمان ميشود. مانع از اينکه پديدههاي مؤثر در زمان را ناديده نگرفته با ديد انتقادي آزمايش و تحليل کنيم. خلاصة کلام: مانع روشنفکري ميشود.

حتي اگر برخي از مداخلات پورومبکا چنان به نظر آيد که او گويا او ضد طبقة حاکم است ولي آشکار است که مراد او بيش از اينهاست. اگر درست است که کتاب زماني نقش فرهنگي مهمي را ايفا کردهو رسانة شناخت و روايت بوده، پس اين ارزش به انجام چنين وظيفهاي بستگي داشته است. اگر اين وظيفه را ديگر انجام ندهد، مثلاً فقط نماد تشخص شده باشد يا در اين فاصله رسانههاي ديگري وجود داشته باشند که اين وظيفه را بهتر انجام دهند پس کتاب به عنوان شيء مادي از حيز انتفاع ميافتد. بنابراين مرگ کتاب که در درازمدت به وقوع خواهد پيوست، ديگر موجب سوگواري نيست.

حتي اگر براين آلديس در داستانش سادهلوحانه به فناناپذيري کتاب چاپي اعتقاد داشته، اما يادگاري شدن آن را اواسط دهة 1950 صريحاً پيشبيني کرده بود: مسافر زمانپيما که قصهگوي اول شخص با او ملاقات ميکند، به گذشته سفر ميکند تا کتاب بدزد و به آينده بياورد و آنها را به عنوان گنجينههاي عقيقه به بهاي هنگفتي بفروشد. در اينجا ارزش افزوده بکلي از محتوا جدا شده و رؤياي سرمايهداري تحقق يافته است. محتواها هم از آن بهرهمند ميشوند و ميتوانند آزادانه رسانههاي خود را بيابند.
تورستن کرمر نويسندة ساکن کلن است. در وبسايت او رمان «موسيقي نو از ژاپن» به صورت ايبوک قابل داونلود است:

منوچهر امیرپور :ترجمه

کلیه حقوق محفوظ برای انستیتو گوته – اندیشه و هنر
مه 2015
پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

را بصوورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید  Andishe va Honar.
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...