مشارکت ,اشتراک,معاوضه

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

مشارکت و همدلی
افکار اسلامی درباره اقتصاد عادلانه در جهان امروز

تفکر علمی اسلامی از دیرباز متضمن عناصر متعددی است که امروز هم راه حل هایی برای مسائل اقتصادی عرضه می کند. طبق تعالیم اسلامی می توان سودجویی و رعایت حال دیگران را هماهنگ ساخت. سهیل سبطی نشان می دهد که چگونه می توان هماهنگی بازیگران اقتصادی را برقرار و حفظ کرد.

درک کنونی ما از بازار آزاد نولیبرالیستی به اشخاص طبیعی و حقوقی اجازه می دهد که مالکیت تقریباً همه منابع و اموال را به دست آورند و بدین وسیله حق دارند دیگران را از تصاحب آن محروم سازند. این برداشت از مالکیت اثرات خود را در مورد مواد خام مانند نفت بوضوح نشان می دهد. چند خانواده یا مؤسسه مالکیت و اختیار این ماده خام را به دست می گیرند و طبق قانون حق دارند دیگران را – در این مورد بقیه جامعه را – از محصول و سود آن محروم کنند.
جهان ما به نحو شگفت انگیزی تحت تأثیر این طرح اقتصادی است. طبق تحقیقات اکس فم، انجمن مبارزه با قحطی (Oxford Committee for Famine Relief) درباره توزیع ثروت در سراسر جهان پیش بینی می شود که بخش ثروتمند جمعیت جهان در سال 2016 بیش از بقیه 99٪ ثروت به هم خواهند انباشت. این ثروت روزبه روز با سرعت هرچه بیشتر افزایش می یابد. ثروت خصوصی بالغ بر 160 بیلیون دلار شده است. تولید مواد غذایی برای تغذیه تمام جمعیت جهان کافی است. ولی طبق آمار برنامه توسعه سازمان ملل متحد UNDP 2014 بیش از 5/1 میلیارد از مردم جهان در فقر چندبُعدی به سرمی برند. یعنی دچار کمبود مواد غذایی، بهداشت، آموزش و سطح زندگی لازم هستند. به عبارت دیگر توزیع ثروت از پایین به بالا انجام می گیرد نه از بالا به پایین.

بشریت مانند یک بدن

ما باید اصولاً این سؤال را برای خود روشن کنیم که آیا می خواهیم همه انسانها را مانند اعضای بدنی تلقی کنیم که نیازمند رشد سالم است یا هر یک از ما باید با فردگرایی مضراتی را که دیگران مسبب آن هستند بپذیرد و زندگی خود را با انگیزه سود شخصی به دلخواهش شکل دهد؟
اینجا برای روشنی مسئله یک بازی فکری مطرح می کنیم: فرض کنیم اعضا و جوارح ما یعنی هر بخشی از بدن ما آزاد باشند تصمیم بگیرند که چه می خواهند و خواسته خود را به دلخواه انجام دهند. فرض کنیم پای چپ بخواهد به سوی چپ و پای راست به سوی راست حرکت کند. جواب این سؤال که در این صورت بدن به چه سمتی حرکت خواهد کرد، آسان است: به هیچ سمتی. یا فرض کنیم که مغز بعلت جراحتی که برداشته خون و اکسیژن لازم دارد و اعضایی که این وظیفه را برعهده دارند یعنی قلب و شش از این کمک خودداری کنند و یا وقتی حاضر به یاری باشند که مغز بی بضاعت در ازای آن کاری برای آنها بکند که مغز البته در این وضعیت نمی تواند. بقای عمر چنین بدنی چقدر است؟
صدها، هزاران و بزودی میلیونها نفر در سراسر جهان از مناطق بحرانی و جنگ زده به امید زندگی بهتر به اروپا فرار می کنند. این وضع مسئله ای شده برای تمام اروپا، صرف نظر از اینکه اروپا پناهجویان زیاد یا کمی بپذیرد و مردم چه واکنشی در برابر آنها نشان دهند. عده ای اعتراض می کنند، عده دیگر اعانه جمع می کنند و به یاری آنها می شتابند. به طوری که حوادث اخیر در جزیره کوس یونان نشان می دهد این مددکاران نه ثروتمندند و نه استطاعت مالی برای این کار دارند. نیازمندانی نیز که خود کم دارند به کسانی کمک می کنند که کمتر دارند. به نظر می رسد که صفت یاری رسانی در طبیعت و سرشت انسان نهاده شده است. در اسلام به آن فطرت انسانی می گویند که عنصر اصلی طرح اقتصادی اخلاقی و اجتماعی پایا است. انسان این گرایش طبیعی به بخشیدن و کردار نیک را مدیون آمادگی درونی و اختیاری است.

اهدا، مبادله، همکاری

اهدا یکی از سه رابطه (اقتصادی) بین الاذهانی است. ذینفع در این رابطه شخص نیازمندی است که به اهداکننده وابسته است. تا زمانی که اهداکننده ای وجود نداشته باشد این شخص، نیازمند خواهد ماند. او نمی تواند خود را مستقلاً از نیازمندی نجات دهد (وابستگی). و اما نیازمندی چگونه تشخیص داده می شود؟ این سؤالی است که به آن با توجه به وضع زندگی سایر افراد جامعه می توان جواب داد. نمونه بارز این روابط، نوزادان و کودکان هستند. آنها نمی توانند مستقلاً زندگی خود را تأمین کنند و به محبت و حمایت والدین نیازمندند تا نه تنها نیازهای مادی خود را برای رفع گرسنگی و تشنگی بلکه همچنین نیاز روحی شان را به محبت و آسودگی خاطر ارضا کنند تا اعتماد به نفس پیدا کنند و نیروی لازم را برای رشد شخصیت در خود تقویت نمایند و در آینده عضو مفید جامعه باشند. بخشیدن به نیازمندان بزرگسال ممکن است با اهدا پول بدون ابراز احساسات و عواطف انجام گیرد و یا با همدردی و تشویق تا نیرو و امید به زندگی در شخص نیازمند تقویت شود. در اسلام حمایت مالی این گروه جامعه با استفاده از وجوهات زکات انجام می گیرد که بنا به نیاز هر کس یا مبلغی دریافت می کند که برابر متوسط درآمد سالانه است و یا برای مدتی که لازم دارد تا بتواند کسب و کار خود را بازگیرد.
شکل دیگر رابطه اقتصادی مبادله هم ارزش است، در صورتی که اصلاً بتوان در مورد پول امروز از هم ارزشی کالاهایی که در مقابل آن مبادله می شوند سخن گفت. مبادله کنندگان بازار آزاد به هم وابسته نیستند و می توانند مبادله کننده دیگری بیابند. هدف این رابطه سودجویی است. بازیگران این صحنه مصلحت خود را در نظر دارند و وابسته به همدیگر نیستند، چرا که می توانند نیازهای خود را با منابعی که در اختیار دارند رفع کنند یا از امکانات مالی خود برای این منظور استفاده کنند. رابطه سوم متأثر از تشریک مساعی است و بالاترین سطح نوآوری در همکاری انسانی به شمار می رود (رجوع کنید به مقاله همدستی به قلم مارک ترکیسیدیس در این شماره). در این سطح هم، سودجویی مقدور است ولی الزامی نیست. آن را می توان آمیخته ای از هر دو بُعد مذکور دانست. عنصر تشریک مساعی متقابل در این مورد ویژگی اصلی این رابطه است. حقوق اسلامی شماری از این نوع قراردادها را می شناسد که برای کارآفرینان سرمایه دار و نادار مقدور می سازد شرکت های مشترک سودآور یا عامه المنفعه ای دایر کنند.
اینجا فقط از چند نوع قرارداد نام برده می شود: مضاربه که در آن یکی از شرکا غیرفعال است و مشارکة که با Joint Venture قابل قیاس است و یا شرکة الوجوه به معنی «شرکت مبتنی بر وجهه در میان مردم».
در نظام اقتصادی حاکم در اینجا (غرب) در هر سه مورد مذکور، برای هر وامی بهره گرفته می شود. بنابراین اگر از برداشت اقتصادی حاکم پیروی کنیم که در آن سوداندوزی حداکثری مبنای کار است، باید در روابط سه گانه خود همواره تلاش کنیم که منفعت خود را که با مادیات و پول سنجیده می شود با حداقل صرف وقت و هزینه به حداکثر برسانیم. در این صورت برای دادن وام لزوماً بهره مطرح خواهد شد. از طرف دیگر پس پرداخت وام باید با ملکی تضمین شود. و اما این سؤال بی پاسخ می ماند: نادارانی که ملکی برای ضمانت ندارند چگونه می توانند به سرمایه دسترسی پیدا کنند؟
چنین نیست که همه انسانها همواره بتوانند چاره کار خود را بکنند. در این صورت باید به یاری آنها شتافت و بار گران را از دوششان برداشت. در اینجا نباید از یاد ببریم که این نوع کمک ها بدیهی است و یک برداشت اسلامی است که جامعه را با یک بدن مقایسه می کند. رشد سالم آن وقتی مقدور است که تمام اعضا و جوارحش به هم کمک کنند. بی اعتنائی و اهانت عضوی به عضو دیگر با برداشت از رشد سالم و پایا در تناقض است.

منع ربا

معروف ترین ویژگی اقتصاد مالی اسلام تحریم رباست . بنابراین وام در برابر بهره جایز نیست. فقط تجارت مجاز است. بدین نحو اصل عملکرد در اولویت قرار دارد و مشروعیت سود را توجیه می کند. برعکس، با وام دادن در برابر بهره اصل عملکرد متزلزل می شود و وام دهنده اغوا می شود که پول را بجای فعالیت خود به کار اندازد، یعنی وام گیرنده برای دادن بهره به او کار می کند، بدون اینکه وام دهنده خطر قابل ذکری تقبل کرده باشد، ولی تاجر در مقابل خطرات احتمالی معامله، سودی دریافت می کند که به کالای فروخته شده وابستگی دارد.
با طرح موضوع ربا مسئله ماهیت و عملکرد پول نیز مطرح می شود. عالم اسلامی ابو حامد غزالی در کتاب «احیاء علوم الدین» در ارتباط با مبادله انواع کالاها این مسئله را مطرح می کند که چگونه می توان دو چیز را که صفت مشترکی ندارند باهم مقایسه کرد و به این نتیجه می رسد که این مقایسه وقتی مقدور است که آنها را با چیز سومی که صفتی ندارد مقایسه کرد. به نظر غزالی این چیز بی صفت پول است. به همین جهت می تواند به عنوان واحد اندازه گیری جهانی برای سایر کالاها عمل کند. ولی اگر این واحد اندازه گیری به کالایی تبدیل شود مانند سایر کالاها از راه خود منحرف و به قیمت کالا تبدیل شده است. کالاشدگی پول نتیجتاً منجر به تجاری شدن وام می گردد و که آن هم کالایی می شود که آن قابل فروش است.
در نتیجه وام بهره دار تحت نام اقتصاد مالی از اقتصاد واقعی منفک و مستقل می شود. این اقتصاد اکنون می تواند با تجاری شدن وام و برمبنای نظام بهره و بهره مرکب مستقل از اقتصاد واقعی تصاعدی رشد کند. از اینجا بحران های اجتناب ناپذیری ناشی می شوند که اثرات فاجعه آمیزی در اقتصاد واقعی و وضع مالی بسیاری از مردم دارند که بحران اقتصادی و مالی اخیر در جهان نمونه عبرت انگیز آن است.
در وضع اقتصادی فعلی گرفتن وام بدون ارائه ضمانت های لازم در برابر خطرات احتمالی تقریباً غیرممکن است. این وضع متضمن دو مسئله است: اولاً این تصور تقویت می شود که بدهکار اگر از دادن ضمانت معاف شود وام را سر موقع پرداخت نخواهد کرد. بدین ترتیب تصویر بدهکار نامقید به اخلاق و تعهد در اذهان مردم حک می شود. ثانیاً دست کسانی که نمی توانند ضمانتی بدهند از سرمایه کوتاه می شود با این پیامد از مشارکت در ساماندهی اقتصاد محروم می مانند و نمی توانند خود را از وابستگی به دولت نجات دهند.

مشارکت و همدلی

فکر اصلی اقتصادِ مشارکت که اخیراً به طور روزافزان توسعه می یابد آن است که دیگر انسانها را به مصرف کننده و تولید کننده تقسیم نمی کند بلکه همه را «تولیدمصرف کننده» می نامد. این فکر در منابع اصلی اسلام مانند قرآن و حدیث نیز آمده است که در آنجا مبنای فکری یک جامعه همدل به شمار می رود. در این جامعه حمایت مستمندان فقط وظیفه دولت و برخی از مؤسسات نیست بلکه هر کسی که شرایط و صلاحیت آن را داشته باشد مسئولیت می پذیرد. در آیه دوم سوره بقره آمده است: «...و از آنچه روزیشان دادیم انفاق می کنند.» اینجا طرحی ارائه می شود که مغایر برداشت ما در غرب از مالکیت است، زیرا معنای حکم قرآنی نتیجتاً آن است که اموال تحت تصاحب انسان در مالکیت خداست و نه انسان.
این طرح پیامدهای مهمی برای درک و توسعه اقتصاد مشارکتی (Sharing Economy) دارد. شاید در ارتباط با روایتی از حدیث نبوی که «یک وعده غذا برای یک نفر (در واقع) برای دو نفر هم کافی است» روشن می شود که بنا به این طرح اشیایی که در تصاحب انسان است (منظور اشیای مصرفی است) در درجه اول برای رفع نیاز اوست. مازاد آن در واقع حق دیگرانست یعنی برای رفع نیاز کسانی است که چیزی ندارند و یا خیلی کم دارند. نمونه بارز آن خواربارفروشی ها و رستورانهاست. مواد غذایی که پس از بستن مغازه ها و رستوران ها باقی می مانند و روز دیگر برای فروش و پذیرایی عرضه نخواهند شد آخر شب به جای اینکه شکم نیازمندان را سیر کنند روانه آشغالدانی می شوند. با این رفتار در مورد مواد غذایی معیار عمل نیز روشن می شود. معیار سنجش هر عملی، اقتصادی بودن آن است نه اثرات پایای اجتماعی آن. کارایی اقتصادی در این مورد منجر به رفتار نامطلوب اجتماعی و غیرقابل توجیه اخلاقی می شود.

انسان در کانون توجه است نه سود

گرچه روش اسلامی نیز از اصل بازدهی اقتصادی پیروی می کند یعنی حداکثر سود با کمترین صرف وقت و هزینه، ولی این اصل آنجا به مرز نهایی خود می رسد که مضرات اجتماعی آن شروع می شود. اگر هزینه های اجتماعی پدید آیند هزینه های اقتصادی اولیت ندارند. اصل حداکثر سود با کمترین صرف وقت و هزینه اگر منجر به زیان اجتماعی اقتصادی طرف سومی گردد، دیگر اعتبار ندارد. بدین روال از دیدگاه اقتصادی اسلام، انسان در کانون توجه قرار دارد و نه سود.
بازار و موضع بازیگران آن در این مسئله نقش عمده ای دارد. محمد پس از مهاجرت به مدینه، دولتی برقرار نکرد و خود را دلتمرد نخواند بلکه دو نهاد بنیانگذاری کرد که مسئول شکوفایی اقتصادی امت آن زمان بودند: مسجد و بازار. مسجد که محل تعالی روحی تلقی می شد نقش تعلیم معنویات به مسلمانان را برعهده داشت. یعنی وظیفه داشت رفتار متناسب با تصورات اخلاقی اسلام را آموزش داده زمینه را برای اقتصاد عادلانه و انسانی فراهم سازد. تصورات اخلاقی اسلام جهانی تلقی می شد زیرا اسلام خود را دینی می دانست که از هر جهت طبیعت انسان را مد نظر دارد.
بجای دیدگاه کاملاً مادی و مالی بازار، لازم است که ماهیت عمده شرکت کنندگان در بازار (یعنی انسانها) نیز به همان اندازه یا حتی بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا بازار هم محل سود دهی و هم عام المنفعه باشد. مسجد در اینجا نقش آموزش و پرورش را برای اقتصاد عادلانه بر عهده می گیرد. در آنجا شرایط اخلاقی لازم فراهم و معیارهای اخلاقی برای مسائل اقتصادی عرضه می شود. قبل از آموزش اقتصادی، تعالیم معنوی اسلامی مطرح است که طی آن موازین و شرایط اخلاقی فعالیتهای اقتصادی آموخته می شود. اینرو اقتصاد از دیدگاه اسلام فقط مبتنی بر مشروعیت اقتصادی نیست بلکه باید عناصر معنوی نیز که بخش تفکیک ناپذیر اقتصاد عملی است، به همان اندازه مورد توجه باشد. از اینرو علاوه بر دخالت های سیاسی اقتصادی که برای مدیریت بازار لازم است، بر اهمیت معنویت فردی نیز تأکید می شود. بدین روال تضمین می شود که روحیه اخلاق دینی، معیار عمل در روابط اقتصادی باشد. این روحیه هرروز با نماز و دعا زنده نگهداشته می شود و افق دید انسانی را فراسوی نفع شخصی به افق دیگری توسعه می دهد تا جامعه و نظام زیست محیطی را نیز دربرگیرد. بدین طریق انسان می تواند خود را بجای دیگران بگذارد و در نتیجه چنان رفتار کند که گویی در عین حال نقش هر دو طرف را بازی می کند.
می دانیم که سخن گفتن از عدالت مطلق آسان نیست، چه رسد به اجرای آن در عمل. بنابراین هر روز با تربیت معنوی روزانه ودر بازه زمانی معینی از سال طی مراسمی هر فردی به کردار و رفتار نیک گوشزد می شود. این حکم انتزاعی در ارتباط با زندگی اقتصادی نقش مهمی را برعهده دارد. زیرا این وضع در واقع چیزی بجز رابطه میان انسانی نیست که در آن یک طرف یاری می طلبد و طرف دیگر توان یاری دارد. این یاری رسانی با پرداخت مبلغی جبران می شود. اگر زندگی اقتصادی را عرصه همبستگی و حمایت متقابل تلقی کنیم (کالا در برابر جبران مالی) به صورتی که هر مشارکت کننده ای در بازار خود را در دیگری می یابد (خود را بجای دیگری می گذارد) مصلحت های طرفین هماهنگ می شود، استثمار و سوء استفاده از عدم تقارن اطلاعات کاهش می یابد، بدون اینکه نیازی به صرف نظر از سود باشد.
سهیل سبطی دانشجوی دوره دکترا در رشته الهیات اسلامی دانشگاه اوسنابروک است و حوزه پژوهشی او اقتصاد اسلامی است. او عضو شورای اخلاق در بانک KT Bank AG فرانکفورت و عضو هیئت مشورتی دانشجویان و دانشگاهیان مسلمان است

ترجمه منوچهر امیرپور

کلیه حقوق محفوظ برای انستیتو گوته – اندیشه و هنر
نوامبر 2015
پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید

را بصوورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید  Andishe va Honar.
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...