مشارکت ,اشتراک,معاوضه

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

جستجوی بی خطر در اینترنت برای همه؟
آزادی و مشارکت در اینترنت در معرض خطر نظارت و تبهکاری

امروزه مشارکت سیاسی مستلزم دسترسی به نوعی از اینترنت است که در آن انسان دائماً در واهمه نباشد که کارش تحت نظارت است. این امکانات را مثلاً جستجوگر TOR که ادوارد سنودن و جولیان آسانژ نیز از آن استفاده می کردند، ارائه می دهد که متاسفانه اکنون تبهکاران نیز آن را به کار می برند. والتر روسوم شرح می دهد که اینترنت فارغ از نظارت چگونه کار می کند.

تامس پینچن نویسنده آمریکایی هنگامی که اینترنت هنوز سرزمین رؤیایی بود، تصور می کرد که آن، فضای فرار و وبِ عمیق یک جنگل افسانه ای مجازی است، سرزمینی زیر آبی که در آن می توان مانند آواتار (تجسد یکی از خدایان هندی) سفر کرد، مانند انسان مصنوعی، موجود پیکسلی از جهان مجازی، عروسک سایبری. ولی پینچتن هم چنین از داستان تصرف عدوانی سخن می گوید، یعنی از آن که چگونه اینترنت از نوعی آرمانشهر ارتباطی به دستگاه نظارت سازمانهای امنیت و مجتمع های فناوری تمامیت خواه تبدیل می شود. خواب و خیالی که در این میان به نحو وحشتناکی به حقیقت پیوسته است.

وبِ عمیق واقعی فعلاً آن بخش از شبکه است که موتور جستجو را به آن راهی نیست. این وب بایگانی های عظیمی دارد: کافی است که درباره بانک داده های NSA بیندیشیم و همچنین درباره داده های جّوی NASA یا همه وبسایتهای بی فهرست و هزاران لینک خشک شده که در آنها هم برخلاف انتظار هنوز چند بایت خفته است. گویا وبِ عمیق هزار بار بزرگتر از اینترنت است که هر روز سرتاسر آن را شخم می زنیم. ولی در ژرفای وبِ عمیق شبکه دیگری نیز وجود دارد که فعالیت خود را به آرمانهای ارتباط آزاد جهانی با همه وقف کرده است، شبکه Tor: این کلمه از حروف اول کلمات The onion router ساخته شده است. آن را چنین تعریف می کنند: « تور شبکه ای است از تونل های مجازی که به افراد و گروهها اجازه می دهد آزادی و امنیت خود را در شبکه بهتر کنند. افراد از تور استفاده می کنند تا خود را از تعقیب در شبکه حفظ کنند یا بتوانند به وبسایت هایی مراجعه کنند که عرضه کنندگان محلی آنها را بسته اند.»

امنیت برای خبربران

جیکوب اپل باوم یکی از مبتکران Tor می گوید: «این یک پروژه عام المنفعه است، یعنی کُد مبدأ برای همه قابل رؤیت است. همه می توانند ببینند که چگونه کار می کند. و هرکس با آن همکاری کند پروژه را پیش می برد و شبکه را تقویت می کند. همه می توانند با آن ارتباط برقرار کنند، بدون اینکه رد پایی از خود بجای بگذارند که بعداً از آن سوء استفاده شود. هر کس صاحب رأی و نظر است و حق دارد آزادانه ارتباط برقرار کند.

روزنامه نگاران از آن استفاده می کنند تا با اطمینان خاصر با خبربران و دگراندیشان ارتباط برقرار سازند. مثلاً چلسی معروف به بِرَدلی منینگ که پس از ادوارد سنودن معروفترین خبربر است از تور استفاده می کرد تا اسناد را در اختیار ویکی لیکس بگذارد. لورا پویتراس که برای کارگرانی فیلم «شهروند شماره 4» راجع به ادوارد سنودن جایزه اسکار دریافت کرده می گوید: «بدون شبکه تور کار روزنامه نگاری تجسسی غیرممکن بود. البته من هم نمی توانستم با ادوارد سنودن تماس بگیرم و همکاری کنم. (...) هربار که با سنودن تماس می گرفتم، ماهها پیش از آنکه سرانجام با او در هنگ کنک ملاقات کنم، از طریق تور ارتباط برقرار می کردم. به نظر او این یک شبکه مطلقاً حیاتی است تا حریم شخصی مردم از نظارت مصون بماند. و به نظر سنودن تنها ابزاری برای این مصونیت است. من شواهد زیادی دارم که چه بلایی سر روزنامه نگاران می آید وقتی که از تور صرفنظر نمی کنند». جولیان آسانژ بنیانگذار ویکی لیکس نیز فقط از طریق تور ارتباط برقرار می کند: «فن رمزگذاری و ایزگم کنی تصادفی پیدا نشد. جستجوی طولانی و سختی بود برای یافتن راه ارتباط پنهانی افراد یا یکدیگر. اولین پُروتُکل گمنام بود که موازنه را دوباره برقرار کرد.»

آزادی در برابر تبهکاری

و اما یکی از خصایص آزادی آن است که مردم گاهی برای خود آزادیهایی قائل می شوند که به این نحو پیش بینی نشده است. بدین روال در شبکه تور یک سِری خدمات پنهانی جا خوش کرده اند که از امکانات Tor برای ایز گم کردن استفاده می کنند و از مواد مخدر و اسلحه و تصاویر هرزه کودکان گرفته تا سفارش جنایت هر چه دلشان می خواهد عرضه می کنند، چیزهایی که در جهان بالا در هیچ ویترنی پیدا نمی شود. این خدمات تبهکارانه نام « شبکه تاریک» (Dark Net) را نصیب خود کرده اند.

بنابراین، توزیع کنندگان مواد مخدر، اسلحه فروشان و راستگرایان افراطی سراسر جهان راههای ارتباطی مشترکی با مخالفان رژیم را در سوریه و چین و آمریکا برگزیده اند. اخیراً جیمی بارلت روزنامه نگار بریتانیایی کتابی درباره دارک وب در شبکه منتشر کرده است که در آن پرسنل این خدمات را تشریح می کند: «شبکه تاریک به نظر من بیش از آنکه جای خاصی باشد، فقط یک ایده است: محدوده خاصی ازعالم ارواح است که به اینترنت وصل شده یعنی به شبکه ای که ما می شناسیم، جهانی با آزادی مطلق و گمنامی که در آن گفتار و کردار کاربران دلبخواهی است و اغلب سانسور و کنترل نمی شود و فراسوی هنجارهای جامعه قرار دارد.» تور از لحاظ فیزیکی متشکل از رایانه هایی است که در اینترنت از طریق پروتکل اینترنت با یکدیگر در ارتباطند. ولی زیرشبکه ای است که از لحاظ منطقی و رمزشناسی متمایز است. مبتکر اصلی پروژه تور جیکوب اپل باوم است که ایده های نو زیادی را ابداع کرده تا مثلاً استفاده از آن در چین همچنان مقدور باشد. «جیک» اپل باوم 32 ساله نه فقط برنامه نویس نابغه است او همچنین برای تحقق آرمان قدیمی ارتباط آزاد و بزرگ جهانی از طریق اینترنت مبارزه می کند. «ما باید اوضاع سیاسی جهان را درک کنیم بویژه پس از تابستان سال 2013 در ارتباط با سنودن. باید بفهمیم که ابزار دیگری برای دفاع از خویشتن در برابر NSA و GCHQ نداریم، اصلاً نداریم. راه حل آن تقسیم جهان به خیر و شر نیست. مثلاً وقتی که می گوییم: شما چپگرایان حق ارتباط آزاد ندارید. دقیقاً این را نمی گوییم، بلکه: تحقق آزادی بیان و حفظ آن برای همه خواست اصلی ماست. شرها، حالا منظورمان هر که باشد، امکانات زیادی دارند. ولی ما غالباً امکانات زیادی نداریم که با اطمینان در اینترنت جستجو کنیم.» جیک اپل باوم محدودیت های جهان به صطلاح آزاد را آزموده است. او حمایت از ویکی لیکس را زودتر از همه شروع کرد و با جولیان آسانژ به همکاری پرداخت. مقامات آمریکایی او را چندین بار بازداشت و کامپیوتر و تلفن همراهش را مصادره کردند. او اکنون در آلمان زندگی می کند. اینجا هم نمی تواند در امان باشد. در دسامبر سال 2013 افراد ناشناسی وارد منزلش شدند و خواستند کامپیوترش را دستکاری کنند.

پروژه تور یک بنیاد خصوصی است. در ابتدای کار حتی NSA پیشبرد این طرح را تشویق می کرد. 60٪ بودجه پروژه را تاکنون دولت آمریکا تأمین کرده است. راجر دینگلداین یکی از طراحان اصلی تور می گوید: «از طرفی حمایت دولت بسیار خوب است، بدین ترتیب بسیاری از ابداعات تور را کسانی انجام دادند که می توانستند تمام وقت خود را صرف این کار بکنند بدون اینکه نگران تأمین هزینه خورد و خواب خود باشند. از طرف دیگر این وضع بد است زیرا حامیان می توانند در کار پروژه دخالت کنند. ولی تاکنون کسی نیامده بگوید بیا این پول را بگیر و برای ما یک «در پنهانی» بساز. ما هیچ وقت چنین دری را نخواهیم ساخت.

در این مورد هم سازمانهای امنیت آمریکا بار دیگر یکی از موفق ترین مخالفان خویش را خودشان خلق کرده اند. جیکوب اپل باوم می گوید: «عجیب است از طرفی تور را ساخته اند برای اینکه به گمنامی اعتقاد دارند از طرف دیگر مرا در فرودگاه بازداشت و تهدید می کنند. یکی به من می گوید: کاری که تو در ایران و چین می کنی بسیار خوب است کمک خوبی برای مردم است. ولی چرا در اینجا هم این کار را می کنی؟» گویا کاری که در چین یا ایران آزادی مردم را گسترش می دهد انجامش در کشور خودمان دشمنی با مردم است. NSA می خواهد همه چیز را ببیند – گویا برای تأمین امنیت.

فنی مانند پیاز

هر کس می تواند نرم افزار تور را از شبکه مجاناً داونلود و نصب کند. برنامه بی دردسر و سریعی است. تور همواره با سه رایانه کار می کند: اولی وارد شبکه می شود، دومی سؤال را به مرحله بعدی می رساند و سومی که اگزیت نُد نامیده می شود آن را به خارج هدایت می کند و به اینترنت عادی تحویل می دهد. تور به نحوی ساخته شده که از سه گره که در کشورهای مختلف قرار دارند می گذرد. بدین ترتیب احتمال اینکه هر سه ماشین افشا شوند ضعیف تر می شود.

البته این بیراهه ها سرعت را کمی کاهش می دهد. خاصه اینکه تور هر ده دقیقه راههای خود را تغییر می دهد – حتی اگر در آخر خط همان گیرنده نشسته باشد. ضمناً تور اطلاعات را تا اگزیت نُد رمزگذاری می کند. از لحاظ فنی این روش، رمزگذاری سه گانه است که در هر گره بعدی یک سطح از رمزگذاری کاهش می یابد. یعنی گره اول سؤال رمزگذاری شده سه لایه ای دریافت می کند که می تواند لایه اول را بردارد. گره میانی خبر رمزگذاری شده دولایه ای دریافت می کند و لایه بالای آن را برمی دارد. گره سوم (اگزیت نُد) خبر یک رمزی می گیرد که آخرین لایه رمزی آن را برمی دارد و به خارج هدایت کرده تحویل شبکه می دهد. به همین علت به آن مسیریاب پیازی (The onion router) گفته شده است. برای اینکه این رمزگذاری سه گانه مانند لایه های پیاز خبر اصلی را پوشانده اند.

این شبکه فعلاً دارای 6000 سرور (Server) است که افراد خصوصی آنها را داوطلبانه به کار انداخته اند. این سرورها در کشورهای مختلفی قرار گرفته اند، اغلب آنها در آمریکای شمالی. ولی کسی نمی تواند تضمین کند که برخی یا حتی بسیاری از این سرورها را سازمانهای امنیت یا به اصطلاح «ادارات اطلاعات» دایر نکرده باشند. در آلمان ماجرای سباستیان هان دانشجوی دانشگاه گوتینگن برملا شد که سرور تور او توسط NSA هک شده بود. هرچند که سباستیان هان در مظان اتهام معاملات مشکوک و فعالیت های افراط گرایانه نبود. میشائل گئورگه کارشناس فناوری اطلاعات در سازمان امنیت ایالت بایرن به هیچ وجه مطمئن نیست که سازمانهای امنیت چند سرور تور را در سراسر جهان حتی بدون سوء ظن به فعالیت تروریستی تحت کنترل نداشته باشند: «اگر بتوانند گره خروجی تور را کشف کنند می توانند گمنامی را تا حدی از میان بردارند. به همین علت فکر می کنم که برخی از این نقاط خروجی را سازمانهای امنیت اشغال کرده اند.» جیک اپل باوم و همکارانش بی وقفه در اصلاح شبکه خود و رفع خطاهای آن می کوشند. یوآخیم زلتسر از باشگاه رایانه آشوب (Chaos Computer Club) قدرت مهاجمان و ضعف شبکه ها را – هر چه هم رمزگذاری آنها زیرکانه باشد – احساس می کند و باوجود این می گوید: در حال حاضر چیز بهتری نداریم. حُسن تور در انعطاف پذیری آن است. سامانه ای است که مبتنی بر نهایت بدگمانی است. یعنی لازم نیست که من حتی به گرداننده گره گاه اعتماد کنم بلکه فقط به ریاضیاتی که تور بر آن مبتنی است و به اینکه سه گره انتخابی من باهم همکاری نمی کنند.»

جاده ابریشم دیجیتال

با جستجوگر تور می توان با یک ضریب اطمینان نسبی در شبکه شفاف (Clearnet) یعنی شبکه عادی به گشت پرداخت. ولی نباید به شبکه تاریک وارد شد. زیرا اینجا تقریباً همه چیز وجود دارد. شبکه تاریک در درجه اول بهشت خرید کالاها و خدمات ممنوع است. و علاوه برآن نهاد هایی شبیه تعاونی ها تحت سقف عرضه کنندگان مختلف جمع شده اند. مشهورترین آنها تا چندی قبل «جاده ابریشم» بود که در سال 2014 ممنوع شد. جیمی بارلت خبرنگار بریتانیایی سروگوشی در آنجا آب داده است: «شگفت انگیز است که هنگام ورود به این شبکه همه چیز به نظرتان آشنا می آید. کسی که یک بار سری به آمازون یا ای بِی زده باشد می داند که آنجا چگونه باید بگردد. تنها فرقش نوع کالاهایی است که عرضه می شوند. نه تنها مواد مخدر که کالای اصلی است، بلکه چیزهای دیگر هم پیدا می شود. می دانید که سال قبل چه کالایی محبوبیت بیشتری داشت؟ کوپن های بیست پاوندی جعلی از سوپرمارکت ها به بهای هشت پاوند.»

ولی برای پیدا کردن نشانی فروشندگان باید به فهرست مخصوصی در «ویکی پنهانی» مراجعه کرد، اینجا شکل نشانی ها کاملاً با آنچه که از اینترنت معمولی می شناسیم فرق دارد. مثلاً اگر کسی zqktlwi4fecvo6ri.onion را در بخش نشانی ها به جستجوگر تور خود بدهد به فهرست فروشندگان شبکه می رسد. و اینجا کالاهای عرضه شده که با دقت و وضوح به فصل هایی تقسیم شده، ظاهر می شوند و در همان اول صفحه لینک موتورهای جستجوگر تور قرار گرفته اند.

وقتی فهرست کالاها را کمی می گردیم به بخش وسیع مواد مخدر می رسیم، مثلاً به لینک Drug Market. باید با نام مستعاری ثبت نام کنید سپس ویترینی با 14000 کالا از عرضه کنندگان مختلف باز می شود. با اسامی تورکیمان، کاپریکورن و اداره کار 100 و قول می دهند که ظرف دو تا سه روز کالا را به هر نشانی که بخواهید تحویل دهند. بلافاصله پس از وصول پول. و در اینجا ماجرا شروع می شود. از تورکیمان و کاپریکورن و اداره کار 100 بجز یک نشانی تور هیچ اطلاعی وجود ندارد. مشتری حتی مطلع نمی شود که مَقر این حضرات کجاست، اصلاً اگر مقری وجود داشته باشد. و اینجا با مقوله مهجوری روبرو می شویم که وجود آن در این محیط احتمال داده نمی شود: اعتماد به قول. بزرگترین نعمت در این محافل داشتن نام تجاری قابل اعتماد است. مثلاً «جاده ابریشم» که جیمی بارلت تجربه بسیار خوبی با آن دارد: «راز موفقیت جاده ابریشم در خدمات آن است. این خدمات دکانشان را سرپا نگه داشته است. مانند ای بی بازاری است که به دقت کار می کند. صدها فروشنده هزاران نوع کالا عرضه می کنند. جالب توجه اینکه: مشتریان به روش آمازون درباره این خدمات نظر می دهند. مشتریان حتی تشویق می شوند اظهار نظر کنند. بسته بندی چگونه بود؟ کالا به موقع تحویل داده شد؟ نسبت قیمت در قیاس با کیفیت چگونه بود؟ رقابت آزاد، عرضه و تقاضا، هر بازار خوب معمولاً به این روال می گردد.»

بهای کالا با پول دیجیتال بنام بیت کوین پرداخت می شود. غیر از مواد مخدر چه کالای دیگری عرضه شده بود؟ شاید کسی چند سند جعلی لازم داشته باشد تا بتواند هر چه زودتر ناپدید شود... «گذرنامه، کارت هویت یا گواهینامه رانندگی آمریکایی همه باهم 2000 یورو.» یا هویت زندگی نو از آلمان، فرانسه، بلژیک، لیتوانی و لهستان. گذرنامه از سراسر کشورهای جهان. تحویل با پست اکسپرس. یا: شهروندی اصیل آمریکایی - «آمریکایی اصیل بشو. تابعیت می فروشیم.»

آیینه جامعه

جیکوب اپل باوم البته این طرف شبکه خود را هم می شناسد: «درباره گمنامی، داستان های زیادی نقل می شود. یکی از آنها می گوید: گمنامی تبهکاری را مقدور می سازد. بعد مثالهایی مانند جاده ابریشم روایت می شود: البته در اینترنت می توان از قانون تخلف کرد. به اینترنت خوش آمدید. ولی اینترنت هم فقط می تواند آیینه جامعه باشد. بلی، گاهی در آنجا تبهکاری هم می شود.» ولی هر چه در جهان مجازی عرضه می شود در جهان واقعی نیز وجود دارد: شبکه تور این تبهکاریها را به وجود نمی آورد. بلکه نوع خاصی از توزیع کالا عرضه می کند. تبهکاری یک مسئله است و نظارت و کنترل مسئله دیگر. کسی که از تور استفاده می کند می خواهد از چنگ ناظران دررود. ولی هر کس که می خواهد تحت نظارت نباشد لزوماً تبهکار نیست.

دستگاههای عظیم نظارت هر قدمی را که برمی داریم گوش می کنند و سامانه های بزرگ پدرقدرت اطلاعاتی را که تولید می کنیم مستمراً جمع آوی می کنند. این جمع آوری کنندگان دولتی و خصوصی با اطلاعات راجع به ما چه می کنند؟ دقیقاً معلوم نیست. میشائل گئورگه کارشناس سایبر و کارمند یکی از سازمانهای امنیتی آلمان می گوید: «در برابر سازمانهای امنیت کاری از کسی ساخته نیست. و نباید تلقین کرد که نوعی از امنیت کاذب وجود دارد. تنها کاری که برای مصونیت از این نوع جاسوسی می توان انجام داد آن است که قوانینی وضع شود که این گونه تجسس های دولتی را منع کنند و ما باید اراده سیاسی برای اجرای این قوانین داشته باشیم. این تنها راه حفظ گمنامی است. اگر این قوانین را نداشته باشید یا اجرا نکنید همیشه راهی برای تجاوز به حریم شخصی پیدا خواهد شد.

حمایت بسیاری از کاربران

این کارشناس تردیدی ندارد: آنها شما را گیر می آورند، حالا «آنها» از هر قماشی هم باشند. هر کس بخواهد از چنگ آنها دررود دائماً باید در حال فرار باشد. بنا بر این چاره ای جز این نیست که همه دست اندرکاران به توصیه میشائل گئورگه عمل کنند. و اما مسئله آن است که صاحبان قدرت به هیچ وجه در پی چاره جویی نیستند و می توانند از حماقت مطلق میلیاردها کاربر مطمئن باشند که با اسباب بازیهای دیجیتال خود مانند گله های گوسفند تحت مراقبت کامل جا خوش کرده اند. تامس پینچن نویسنده آمریکایی در رمان خود Bleeding edge می نویسد: «آنها ما را سرانجام گیر می آورند، زیرا ما همه باهم تنها و نیازمند و دل آزرده و مصمم هستیم که به تعلقات کاذب رذیلانه ای که به ما تلقین می شود اعتماد کنیم... با ما قمار می کنند ولی کارتها علامت گذاری شده اند. و بازی وقتی تمام است که اینترنت – اینترنت اصیل و رؤیایی، این ارض موعود – تخریب شده باشد.

طبق اطلاعاتی که همه از آنها باخبرند National Security Agency (NSA) سازمان امنیت آمریکا بخش بزرگی از مردم جهان را تحت نظارت گرفته و اطلاعات راجع به آنها را در ابعاد وسیعی جمع آوری می کند. NSA حائز همه شرایطی است که بتواند اگر بخواهد روزگاری آژانس مرکزی یک استبداد مطلق و مزوّر باشد. امروز هم عالماً و عامداً حقوق بنیادی تضمین شده در قانون اساسی آلمان توسط یک قدرت خارجی از اعتبار ساقط شده است. همه اینها را می دانیم. ولی سیاستمداران و مسئولان پیگرد جزایی که برای دفاع از حقوق بنیادی مردم قسم یاد کرده اند طوری رفتار می کنند که گویی فقط با نوعی جیب بری مواجه شده اند و از تعقیب آن عاجزند. تحت این شرایط تصور اینکه این دولت در کوتاه مدت اراده کند و یا بتواند حریم شخصی افراد را در ارتباطاتشان دوباره برقرار و حفظ کند ساده لوحانه است. ما باید خود را برای یک فرار درازمدت و ناآرام در تونلهایی که خواه و ناخواه با گانگسترها شریک راه خواهیم شد، آماده سازیم.
والتر فان روسوم رشته های زبانها و ادبیات رومیایی و فلسفه و تاریخ در کلن و پاریس تحصیل کرده است. از سال 1981 در سِمت نویسنده آزاد برای رادیوی غرب آلمان، هفته نامه دی تسایت، مرکور، روزنامه های فرانکفورتر آلگماینه، فرانکفورتر روندشاو و مجله فرایتاگ کار می کند. والتر روسوم در کلن و مراکش زندگی می کند. یکی از کتابهای مشهور او در سال 2007 تحت عنوان « Die Tagesshow. Wie man in 15 Minuten die Welt unbegreiflich macht» منتشر شده است.

ترجمه منوچهر امیرپور

ترجمه فرخ معینی

کلیه حقوق محفوظ برای انستیتو گوته – اندیشه و هنر
نوامبر 2015
پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید

را بصوورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید  Andishe va Honar.
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...