آموزش و پرورش

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

دریای دانش
طه حسین و دموکراتیزه کردن آموزش در مصر

طه حسین نویسندۀ مصری در اواخر دهۀ سی میلادی سدۀ پیش نیز می دانست که آیندۀ مصر به اصلاح نظام آموزشی کشور بستگی دارد. مقالۀ او تحت عنوان «آیندۀ آموزش در مصر» دفاعی است از مصر مدیترانه ای روشنگرا و دموکراتیک

طه حسین در ابتدای زندگینامه اش که در سال 1926 تحت عنوان «الایام» منتشر شد و یکی از متون مشهور عربی نوین است، جهان تنگی را شرح می دهد که او در دورۀ کودکی درک کرده است: «او معتقد بود که جهان در سمت راستش به آبراهه ای منتها می شود که در چند قدمی اوست. چرا نه؟ او که عرض آبراهه را نمی دید و نمی دانست که جوان چابکی می تواند از یک طرف آن به طرف دیگر بپرد. نمی توانست تصور کند که آن طرف آبراهه نیز انسانها و حیوانات و گیاهان مشابهی وجود دارد.» بیماری چشم در سنین کودکی نور دیدگانش را ربوده و افق دیدش را محدود کرده بود. ولی منظور نویسنده در خاطراتش تنها این محدودیت جسمی نیست، بلکه همچنین تنگی روستایی و سنت های فرهنگی و دینی و محدودیت های زندگی فقیرانه ای است که او در سال 1889 در آن زاییده شده بود و در او اشتیاق درک جهان «فراسوی آن آبراهه» را به وجود آمده بود. می خواست از طریق دانش و آموزش جهان گسترده را دریابد. اشتیاق مادام العمر به کسب دانش، رهایی او را از جهان تنگ مقدور ساخت: این جوان روستایی نابینا یکی از بانفوذترین روشنفکران دورۀ مدرن عربی شد، نمایشنامه ها و رمانهای متعدد نوشت و به عنوان ناشر مجلات و نقد ادبی شهرت یافت و در سِمت استاد دانشگاه و سیاستگذار آموزش و پرورش زندگی معنوی جهان عرب را به نحو پایداری تحت تأثیر قرار داد.

اطاعت بجای بحث

طه حسین پس از گذراندن مدرسۀ دینی روستایی در سن سیزده سالگی همراه برادر بزرگترش برای تحصیل در الازهر عازم قاهره شد. این اقدام به نظر او ماجراجویی بزرگی بود، گام اول این نوجوان نابینا در راه صعود پیروزمندانه اش به مدارج ترقی.

او در پایتخت مصر «دریای بیکران» علم را درمی یابد و شور و شوق بی حدی بر او چیره می شود. در بخش دوم زندگینامۀ خود می نویسد: «مصمم است دل به دریا زند و از آن بنوشد و حتی آماده است که در آن غرق شود. چه مرگی برای جان شریف ارزنده تر از مرگ در طلب علم است و غرق شدن در آن.» ولی بزودی دلسردی از محدودیت آنچه در الازهر تدریس می شود، جای شور و شوق را می گیرد. هنگامی که از درسگفتارهای محمد عبدو استاد اصلاح گرای الهیات (1849- 1905) مطلع می شود، جهان دیگری از دانش به رویش باز می شود که آموزش سنتی در قیاس با آن یکنواخت و بی محتوا می نماید. در آموزش سنتی بحث و گفتگو پیش بینی نشده است، بجای آزادی علم در آنجا سلسله مراتب سختگیرانه، اطاعت و تلقین حاکم است. به مرور زمان تردیدش دربارۀ آموزش الازهری تشدید می شود و با این تردید علاقه اش به ادبیات که علمای الازهر آن را علم جدی تلقی نمی کنند، افزایش می یابد. طه حسین در ادبیات کلاسیک عرب الگوی متقابلی در برابر بحث های دینی پیدا می کند. او «تفاوت بین خشونت ذوق الازهری و ظرافت قدما (...)، بین کُندی روح الازهری و حکم نقادانۀ و هنرمندانۀ قدما» را کشف می کند. در بخش سوم زندگینامۀ خود حتی از «یکنواختی کشندۀ روح که از آن رنج می برده» سخن می گوید. شیخ های الازهر که آنها را ابتدا به علت دانش بزرگشان تحسین می کند به تدریج در ذهنش به نماد دشمن تبدیل می شوند. در درسگفتارهای خود بیاد می آورد: «او دائماً کلی بافی های ملال آور و سخنان نشخوار شده و عقیمی را می شنود که نه چنگی به دل می زنند و نه با ذوق و ذهنش سازگارند و نه حرف تازه ای دارند.» عشق سرخورده بزودی تبدیل به عصیان می شود و طه حسین و چند تن از دوستانش از الازهر اخراج می شوند.

او بلافاصله در دانشگاه مصر که از سال 1908 تأسیس شده بود اسم نویسی می کند و اولین فارغ التحصیل این دانشگاه می شود. در این دانشگاه که در رقابت با الازهر به الگوی دانشگاههای غربی تأسیس شده بود، با شکل کاملاً متفاوتی از آموزش آشنا می شود. در اولین استماع درسگفتار دانشگاهی، «استاد به نظرش به طور عجیبی نو و بیگانه می آید.» این تجربه چنان مجذوبش می کند که شبها خواب از چشمش می رباید. و بعدها به زندگی دانشگاهی مصر در خاطراتش صورت آرمانی می دهد: «زندگی دانشگاهی رویدادی بود که مصریها آن را به رغم تفاوت سطح دانش هر روز جشن می گرفتند. چه فقیر و چه غنی، با لباسهای سنتی یا اروپایی به کلاسهای درس روی می آوردند.» دانشگاه مصر در نگاه به گذشته به مدرسۀ اتحادبخش ملی تبدیل می شود که همۀ تفاوت ها را از میان برمی داشت و در عین حال الازهر بتحقیر «شکنجۀ روح» نامیده می شود. ولی دانشگاه مصر آخرین پلۀ ترقی او نبود.

غرب الگو و رقیب

راه طه حسین در طلب علم در نوامبر سال 1914 به فرانسه منتها شد، آنجا با استفاده از کمک هزینۀ تحصیلی چهار سال تحصیل کرد، ابتدا در مون پلیه سپس در پاریس. برخورد با غرب از قرن نوزدهم ادبای عرب را به چالش می طلبید. آنها فرهنگ و دین و سنت خود را با غرب مدرن مقایسه می کردند و از لزوم اصلاحات سخن می گفتند. حداقل پس از گزارش رفاعه الطهطاوی‎ (1801- 1873) دربارۀ سرپرستی دانشجویان از سال 1826 تا 1839 در پاریس، پایتخت فرانسه نماد فرهنگ غربی مدرن برای روشنفکران مصری بود. برخورد طهطاوی با پاریس و مردم آن باز و توأم با دلبستگی بود. او محاسن و معایب جامعۀ اروپایی را با اعتماد به نفس نسبی تشریح کرده، برخی از آنها را قابل تقلید دانسته و برخی دیگر را نامناسب تشخیص داده و رد کرده است. پس از چندین دهه رابطۀ بین جهان عربی اسلامی با اروپا به طور محسوسی تنش یافت. با توجه به افزایش قدرت نظامی اروپا در دورۀ استعمار و امپریالیسم بحث و گفتگوی طرف عربی به طور فزاینده ای به دفاع توجیهی تبدیل گردید. چه در غرب و چه در شرق، پیشرفت و مدرنیته به نوعی انحصار اروپایی تعبیر می شد. واکنش طرف مقابل تأکید بر متفاوت بودن فرهنگ خودی و بازگشت به هویت و سنت خویشتن بود. جمال الدین افغانی (1839- 1897) و محمد عبدو (1849- 1905) خواهان بازیابی هویت اسلامی با بازگشت به منابع اصیل دین شدند و سنت های متأخر را رد کردند. ولی رؤیای تجدد همچنان زنده بود: قاسم امین (1863- 1908) در دو کتاب خود «تحریر المرأۀ» (1899) و « المرأۀ الجدیدۀ» (1901) علیه تفکیک زن و مرد و برای مشارکت زنان در زندگی اجتماعی مصر بپا خاسته و اصلاح وضع آموزش زنان را در مصر لازمۀ تحقق این امر دانسته است.

رؤیای فرهنگ مدیترانه ای طه حسین

طه حسین نیز بعداً چنین رفتار تهاجمی و خودآگاه را در برابر مدرنیته تبلیغ می کرد. پیش از آنکه در جوانی برای تحصیل به فرانسه بیاید، در دانشگاه مصر چنان در افکار و ادبیات اروپایی تعمق کرده بود که سفر در دریای مدیترانه برای او سفر در آبهای بیگانه نبود. بین این فرهنگها اختلاف رفع نشدنی یا برخوردی احساس نکرد. در رسالۀ سیاست آموزشی خود تحت عنوان «مستقبل الثقافۀ فی مصر» (1938) اختلاف بین مدرنیتۀ غربی و سنت شرقی یعنی الگوی مدرنیتۀ بیگانۀ جوامع اسلامی را خنثی می کند. بنا به تعریف او بین مصر و اروپا مرز فرهنگی وجود ندارد. برعکس، این منطقه فرهنگ مدیترانه ای مشترکی دارد که در طی تاریخ تحت تأثیر یونانیان، رومیان، یهودیان، فنیقیان، عربها، ترکان و صلیبیان بوده است. فلسفۀ یونانی، حقوق رومی، توحید ابراهیمی فرهنگ مدیترانه را پدید آورده اند که آن را می توان پلی تلقی کرد و نه مرز فرهنگی. مرز واقعی این فرهنگ مدیترانه ای سلسله کوههای آلپ در شمال و صحرای آفریقا در جنوب است.

طه حسین از این شناخت فرهنگی به نتیجه می رسد که اعراب باید بر عقدۀ حقارت در برابر تفوق غرب غلبه کنند. وظیفۀ مصریان آن است که پس از کسب استقلال کامل یک نظام دموکراتیک برقرار سازند و جامعه را نوسازی کنند و «از این مغالطۀ شنیع و مضر دل برکنند که گویا از جوهر دیگری ساخته شده اند و از عقل و شعور دیگری برخوردارند.» به نظر او آموزش راه حل آرمانی برای رسیدن به هدف است تا بتوانند (دگربار) به پای اروپاییان برسند و با آنها همتایی کنند.

آموزش راه رسیدن به مدرنیته

رسالۀ «مستقبل الثقافۀ فی مصر» اظهار نظر دقیق برنامه ریزی شدۀ فرهنگی و آموزشی است که آن را می توان با توجه به تحول تاریخی اش درک کرد. دو سال پیش از انتشار آن، در اوت 1936 قراردادی بین بریتانیا و مصر بسته شد که طبق آن اشغال مصر که از سال 1882 شروع شده بود پایان پذیرفت. با استقلال مصر مسائل نوینی دربارۀ آیندۀ کشور مطرح گردید، بخصوص مسئلۀ تعلقات فرهنگی و هویت ملی آن. گرایش آرمانی حسین به تفاوتهای فرهنگی بین اروپا و مصر از این وضع ناشی می شود. آن زمان دورۀ حرکت به سوی آیندۀ آموزشی بود. به نظر او اگر مصریان، چه زن و چه مرد، وضع آموزشی خود را اصلاح کنند می توانند از امکانات خود استفاده کرده به پای اروپاییان برسند. در آن زمان بسیاری از هموطنان حسین و برخی از اروپاییان در این خوش بینی با او سهیم بودند. سخنان مشهور خدیو اسماعیل هنگام افتتاح کانال سوئز در سال 1869 جالب توجه است: مصر «بخشی از اروپا» خواهد شد. ریچارد فرَنسیس برتون هنگام دیدار خود از مصر در سال 1876 با سخنان «به اعتقاد ما پیشرفت مصر کاملاً رضایتبخش است» خوشبینی اسماعیل را تأکید کرد. نتیجه گیری برتون صریحاً مثبت بود: «واقعاً مصر را باید به رغم پیش بینی های منفی یکی از موفق ترین نظام های سلطنتی مدرن تلقی کرد.» از اینرو «واقعاً مانعی به نظر نمی رسد که بتواند از ترقی مصر جلوگیری کند.»

اصلاح نظام آموزشی

به نظر می رسید که پس از کسب استقلال در سال 1936 راه برای مصر مدرن باز شده باشد. به نظر طه حسین شرط اصلی آن اصلاح بنیانی نظام آموزشی است. در سال 1923 آموزش اجباری برای دختران و پسران طبق قانون اساسی مقرر شده بود. حتی معافیت از پرداخت شهریه در مدارس ابتدایی عمومی (المکاتب العامۀ) در قانون اساسی آمده است. ولی مدارسی که قبل از اصلاحات فقط درسهای دینی داشتند و مجانی بودند، سطح چندان بالایی نداشتند، و مدارس ابتدایی که به سبک اروپایی تدریس می کردند همچنان شهریه می گرفتند. دانش آموزان فقط از طریق مدارس ابتدایی مدرن می توانستند به دبیرستان و تحصیلات عالی راه یابند و به مدارج ترقی در ادارات دولتی برسند. بدین ترتیب نظام دو طبقه ای به وجود آمد که در آن تبعیض بین قشرهای پایین جامعه و بورژوازی مستحکم شد. طه حسین در رسالۀ مستقبل الثقافۀ فی مصر هنوز این نظر را داشت که مدارس ابتدایی مدرن ابزار مناسبی برای تحکیم وحدت ملی مصر از جانب دولت هستند. ولی هنگام تصدی شغل مشاور وزارت آموزش از سال 1942 تا 1944 به این نتیجه رسید که دوگانگی نظام آموزشی جامعه را در معرض خطر نفاق و دودستگی قرارمی دهد. تلاشهای احمد نجیب الهلالی وزیر آموزش آن زمان برای لغو شهریه مدارس دولتی به منظور دموکراتیزه کردن آموزش بجایی نرسید. هنگامی که خود طه حسین در سال 1950 وزیر آموزش مصر شد راه هلالی را ادامه داد و توفیق یافت. او اعلام کرد که آموزش باید مانند آب و هوا در دسترس هر کودکی باشد و در سال 1950 شهریۀ تحصیلی را برای دبیرستان لغو کرد و مدارس دینی و ابتدایی را در هم ادغام کرد و مدت آن ها را از 4 به 6 سال تمدید نمود و ورود به آنها را برای تمام مردم میسر ساخت. با این اقدامات راه برای اجرای سیاست آموزشی مدرن هموار گردید. ولی متأسفانه تحقق امر مدت زیادی به طول انجامید. به علت کمبود امکانات مالی اصلاحات فقط روی کاغذ ماند، به طوری که در آستانۀ انقلاب 1952 فقط کمتر از نیمی از مصریان در سنین بین 6 تا 12 سالگی موفق می شدند به مدرسه بروند. گذشته از آن سطح مدارس ابتدایی آن زمان حتی پس از تغییرات نظام آموزشی نیز پایین بود، به طوری که در موارد زیادی بجز تغییر نام اصلاح دیگری در ماهیت آنها به وجود نیامد. پس از انقلاب 1952 دولتمردان جدید توسعۀ آموزش را ادامه دادند ولی بیشتر بر توسعۀ کمّی تأکید داشتند با این نتیجۀ که کیفیت آموزش هنوز پشت سر آن می لنگید. این مسئله هنوز هم به علت توسعۀ زیاد جمعیت مصر لاینحل مانده است.
آندراس فلیچ دکتر رشتۀ اسلام شناسی و کندودار مقیم برلین است.

منوچهر امیرپور :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته، اندیشه و هنر ژوئن 2014

نظر خود دربارۀ این موضوع برای ما بنویسد:
Mail Symbol kulturzeitschriften@goethe.de

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید
    برو به بارگیری...

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...