آموزش و پرورش

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

انتقال فرهنگ به شهرستانها
مدیران فرهنگی روبرت بوش

فعالیت های فرهنگی انستیتوهای فرهنگی خارجی در جهان اسلام متمرکز است بر یایتخت ها، شهرستانها بهرۀ زیادی از آن ندارند. مدیرانی که از جانب بنیاد روبرت بوش اعزام شده اند می خواهند این وضع را تغییر دهند. نمونۀ مصر نشان می دهد که این وظیفه تا چه حد قابل تحسین ولی مشکل است.

ر زیرزمین تاریک و کوچکی در مرکز شهر منصوره نشسته ایم. تلویزیونی به دیوار نصب شده و جلو آن چند صندلی تنگاتنگ هم قرار دارد و در کنار آن اتاق تمرین. تضعیف کنندۀ صدا چندان مؤثر نیست. در حالی که در فیلم موسیقی شوبرت نواخته می شود از اتاق مجاور آهنگ های پرتحرکی بگوش می رسد. کتابفروشی Books & Beans در مرکز شهر منصوره مهد افکار آزاد اندیشانه و خلاقانه است. در طبقۀ زمین کتاب فروخته می شود و در زیر زمین، آهنگسازان می توانند جدیدترین آثار خود را تمرین کنند. دوستداران فیلم و علاقه مندان به آلمان ماهی یک بار این جا جمع می شوند تا تولیدات آلمانی را ببینند.

امشب 30 نفر آمده اند تا فیلم «چهار دقیقه» به کارگردانی کریس کراوس تولیده کنندۀ آلمانی را از سال 2006 ببینند که در آن مونیکا بلایب تروی و هانا هرتس اشپرونگ نقش اول را بازی می کنند. فیلم راجع به سرگذشت تراوده کروگر پیانیست آلمانی است که از 60 سال تاکنون در زندان زنان لوکاو پیانو تدریس می کند و در آنجا با جنی 20 ساله خشن و دمدمی و تودار و بسیار با استعداد روبرو می شود که به جرم قتل محکوم به زندان شده است. خشونت یکی از موضوعات فیلم است: سبعیت در زندان و تجاوز پدر به جنی در کودکی و خشونت در جنگ که معشوق تراوده قربانی آن بوده است.

بحث شدید

سالن زیرزمین تا آخرین جا پر شده حتی روی پله ها تا کتابفروشی اشغال شده است. هنگامی دقایق آخر فیلم به پایان می رسد و آخرین صدای «موسیقی سیاه پوستان» به خاموشی می گراید، بحث پرهیجانی بین شنوندگان شروع می شود. به نظر مرد 40 ساله ای فیلم آشکارا نژادپرستانه است، زیرا در اشاره به موسیقی مکرر از «موسیقی سیاه پوستان» سخن رفته است. «فیلم فقط در ده دقیقۀ آخر خود را از آن نجات می دهد.» مرد دیگری در همان سن و سال این فیلم را تصویری از جامعۀ آلمانی می داند که در انسان فقط همواره جانب مثبتش را می بیند، «این فیلم چنین دیدگاهی را آشکارا نشان می دهد». معلم پیانو به رغم مشاهدۀ خشونت و محکوم کردن آن فقط استعداد جنی را می بیند. جوانی از میان حضار در مخالفت با این نظر می گوید: «به نظر من این فیلم از جامعۀ آلمان سخن نمی گوید بلکه دربارۀ انسانها و شخصیت ها و سرنوشت». رویدادهای فیلم همه جا ممکن است اتفاق بیافتد. طرف مورد خطاب می گوید: «نه، این یک فیلم آلمانی است با مسائل آلمانی. در مصر همجنس باز و بچه باز وجود ندارد.» چند تن از شنوندگان این سخنان را با ناباوری رد و شدیداً به آن اعتراض می کنند. بحث اوج گرفته است.

آنگلا فرواین مدیر باشگاه فیلم است که ماهی یک بار در Books & Beans منصوره این همایش را برگزار می کند. او از مه 2012 به سمت مدیر فرهنگی بنیاد روبرت بوش در دلتای نیل منصوب شده است و با کتابفروشیها و کتابخانه ها همکاری می کند و کتابخوانی و کنسرت و شب های فیلم را سازماندهی می کند. این خانم 31 ساله می گوید که «جذابیت این کار در آن است که می توانیم چیزهای زیادی را آزمایش کنیم و آزادی عمل داریم.» خط مشی اصلی ما فقط این است که آلمانی جوان و مدرن به جهان نشان دهیم. جمعاً سه مدیر فرهنگی در مصر وجود دارد که با برنامه های خود عمدتاً قشر جوان و دانشجو را طرف خطاب قرار می دهند. آنگلا فرواین می گوید بسیار هیجان انگیز است که انسان در مناطق و شهرهایی کار کند که هنوز مانند قاهره از برنامه های فرهنگی اشباع نشده باشند.

اعزام مدیران فرهنگی به جهان عرب برنامۀ ابتکاری بنیاد روبرت بوش و انستیتو گوته است. از اکتبر 2005 مدیرانی از آلمان به انستیتوهای جهان عرب اعزام می شوند. به آنها بورس تحصیلی داده می شود و وظیفه دارند همایش های ابتکاری فرهنگی برگزار کنند تا گفتگوی آلمانی و عربی را گسترش دهند. در مصر، ابتدا یک مدیر فرهنگی در سال 2005 به الصعید اعزام شد و از 2012 آنگلا فرواین، کریستیان سلمان و آلکساندر بش سه مدیر فرهنگی در دلتا و شمال الصعید و جنوب آن به کار مشغولند.

کشف سرزمین بکر

هنگامی که آنگلا فرواین در سال 2012 کار خود را در دلتا شروع کرد پا به سرزمین بکری گذاشته بود. این خانم 31 ساله که عرب شناسی و سیاست و اسلام شناسی تحصیل کرده است می گوید: «منطقۀ کار من دلتای نیل بود ولی کسی به من نگفته بود که کدام شهرها را انتخاب کنم.» قاهره و اسکندریه را از زمان تحصیل و کارآموزی در انستیتو گوته می شناخت، ولی در دلتا کسی را نمی شناخت. شروع به پرس وجو می کند، کسان زیادی کتابفروشی Books & Beans را در منصوره به او توصیه می کنند. منصوره مرکز استان ‏الدقهلیه‎ و مقر یکی از بزرگترین دانشگاههای مصر است، دانشکدۀ پزشکی این دانشگاه در خارج کشور نیز شهرت دارد. بنابراین آنگلا فرواین قرار ملاقاتی در یک کتابفروشی می گذارد، بلیط قطار می خرد و اتاقی در هتل رزرو می کند و به راه می افتد. قطار در تاریکی شب به منصوره می رسد. آنگلا فرواین تاکسی پیدا نمی کند و در تاریکی شب در خیابان شهر نا آشنا می ایستد. ناگهان زن جوانی به طرف او می آید و می گوید که می داند چه احساسی به انسان دست می دهد وقتی در شهری تنها و غریبه باشد. او چندی پیش تابستان را در لندن گذرانده بود. او آنگلا فرواین را با ماشینش به هتل می برد. «من بکلی مأیوس بودم تا این زن بدادم رسید. این برای من نشانۀ مثبتی بود بر اینکه منصوره شهری است که در آن می توان احساس راحتی کرد، این احساس را هنوز هم دارم. مرا را در این شهر با آغوش باز پذیرفتند.»

در سایۀ وجود دانشکدۀ پزشکی در این شهر بسیاری از مردم منصوره به آلمان و فرهنگ آلمانی علاقه دارند. این مدیر فرهنگی می گوید: «بسیاری از پرشکان آینده می خواهند منحصراً به آلمان بروند و از اینرو آلمانی یاد می گیرند. و به هر چه با آلمان در ارتباط است ابراز علاقه می کنند. علاقه به درک فرهنگ آلمانی و استفاده از فرصت مکالمه با اهل زبان بسیار زیاد است. بنابراین آنگلا فرواین باید پاسخگوی تمام سؤالاتی باشد که با آلمان در ارتباط است. «ما در سمت مدیران فرهنگی بیشتر طرف گفتگو هستیم تا نمایندگان رسمی آلمان، در اینجا کسی فرقی قائل نیست که ما برای چه مرجعی کار می کنیم.» جنبۀ اصلی کار آنها این است که فضایی برای دیدارها با هنرمندان آلمانی ایجاد کنند.

آنگلا فرواین همچنین در دمنهور شهر دیگری از دلتای نیل نمایش فیلم و کنسرت و فعالیتهایی برای کودکان که زبان آلمانی را ضمن بازی یاد می گیرند، ترتیب می دهد. فرواین می گوید «این کلید مناسبی است برای باز کردن در به روی والدین کودکان. قرار است بزودی در دمیاط سومین شهر دلتای نیل همایش کتابی خوانی ترتیب داده شود، در اولین کتابفروشی این شهر. «صاحب کتابفروشی در اوایل سنین بیست سالگی است با برخوردی پرشور و هیجان.»

برگردیم به منصوره. آنگلا فرواین بعد از ظهر، قبل از نمایش فیلم قرارملاقاتی در کتابفروشی برای کتابخوانی دیگری دارد. مدیر کتابفروشی العصریه می خواهد همایشهای دیگری نیز ترتیب دهد که در ارتباط با آلمان باشد. خواستاران کلاسهای درس زبان آلمانی زیاد است، همچنین می خواهند یک هفتۀ فرهنگی آلمانی با موسیقی و فیلم و هنر و البته ادبیات برگزار کنند. آنگلا فرواین که در ماههای آینده با میشائیل روس و حسین الموزانی به سفر دلتای نیل خواهد رفت می گوید: «بیشتر دوست دارد همایشهای کتابخوانی برگزار کند، چرا که بدین ترتیب تبادل نظر مستقیم با شنوندگان مقدور است.» علاوه بر کتابخوانی، نمایش فیلم نیز راه مناسبی برای معرفی فرهنگ آلمان به مردم مصر است.

آشنایی با آلمان

همکاران او کریستیان سلمان و آلکساندر بش نیز در استانهای خود مرتباً شب های نمایش فیلم برگزار می کنند. اخیراً جشنوارۀ فیلم الاقصر پایان یافته که آلمان در کانون آن قرار داشت. در این جشنواره از جمله فیلم های «لولا می دود»، «هیچ جا در آفریقا»، «زندگی دیگران»، «چراغ ها» و «آلمانیا» نشان داده شدند. آلکساندر بش که با همکاری کریستیان سلمان مسئول انتخاب فیلم های آلمانی است می گوید: «طرف خطاب جشنواره مردم محلی بویژه جوانان و زنان هستند. الکساندر بش که در سمت مدیر فرهنگی فعالیت می کند شروع کرده است این فیلم ها را در المنیا نیز نشان دهد. دانشکدۀ زبانهای خارجۀ دانشگاه المنیا بخش زبان آلمانی نیز دارد که در الصعید منحصر به فرد است. علاوه بر 400 دانشجویی که در رشتۀ اصلی زبان آلمانی تحصیل می کنند در دانشگاه المنیا 800 دانشجوی دیگر نیز وجود دارد که علاوه بر پزشکی و داروسازی و گردشگری و علوم رسانه ای آلمانی را به صورت رشتۀ فرعی می خوانند. ولی آلکساندر بش می گوید که اطلاع آنها از فرهنگ معاصر آلمان بسیار اندک است و علاقه شان به آشنایی بیشتر به همان نسبت زیادتر. بسیاری از آنها تصورات ساده لوحانه ای از آلمان دارند. با دیدن این فیلم ها متوجه می شوند که در آلمان نیز مسائل اجتماعی وجود دارد.»

برای مدیران فرهنگی دو ضابطه برای انتخاب فیلم وجود دارد. اولاً آیا می توان فیلم را به مردمان محافظه کار و سنتی نشان داد و خشونت زیاد و صحنه های جنسی مردم را منزجر نمی کنند؟ ثانیاً به موضوع دقت می شود. آلکساندر بش می گوید: «می خواهم به مردم چیزی نشان دهم که گویای مطلب خاصی برای آنها باشد.» مدیران فرهنگی همواره محتوا و پیام فیلم را مد نظر دارند تا دانشجویان بتوانند پس از نمایش فیلم، به بحث انتقادی درباره آن بپردازند. آنگلا فرواین می گوید: «به نظر من اهمیت دارد که آنها نظر شخصی خود را دربارۀ موضوع فیلم داشته باشند هر چند که این روال در دانشگاههایشان معمول نیست.» مثلاً مدیران فرهنگی فیلم هایی را راجع به موضوع خانواده و مهاجرت نشان دادند. موضوعی که برای دانشجویان بسیار مهم است. زیر بسیاری از آنها می خواهند پس از تحصیل در آلمان کار کنند. فیلم «آلمانیا» در مصر بازتاب خوبی داشت. آلکساندر بش می گوید: «این فیلم برای مردم پیامی دارد،حرفی برای گفتن دارد و همه جا با استقبال روبرو می شود» آنگلا فرواین می گوید که در دمنهور بیش از یک ساعت دربارۀ فیلم بحث شد. «فیلم به موضوعی اشاره می کند که در اینجا بسیار حائز اهمیت است.» بسیاری از مردم اینجا به مهاجرت و زندگی در غربت فکر می کنند. این فیلم بهتر از هر گفتگویی می تواند نشان دهد که بر مهاجران چه می گذرد و زندگی خانوادگی چه روندی پیدا می کند. آنگلا فرواین می گوید: «یکی ازتماشاگران فیلم از من پرسید که چرا مرا از خواب و خیال خوش در می آورید؟» واقعیات حتی اگر در یک فیلم خیالی هم وصف شده باشد همواره غیر از آن است که انسان از دوردستها تصور می کند. فیلم «سوفی شول» نیز مردم را بسیار متأثر ساخت. گرچه این فیلم زمینۀ آلمانی دارد ولی موضوع آن در مصر امروز نیز واقعیت خاصی می یابد: «تا چه حد حاضرم برای تحقق اعتقاد سیاسی خود پا پیش بگذارم حتی اگر این حرکت برای من بازداشت و مرگ احتمالی را به دنبال داشته باشد؟»

موضوع محیط زیست

فیلم های دیگری طی «هفتۀ سبز» که سالی یک بار برگزار می شود نشان داده شد. مدیران فرهنگی می خواهند آگاهی از محیط زیست را گسترش دهند. کریستیان سلمان با فیلم «The Age of Stupid» در کوله بارش در مدارس بحر احمر دور زد. درام مستند بریتانیایی مربوط به سال 2055 است. در این سال تمام جهان بکلی آلوده شده و فقط مردی زنده مانده است که به کمک فیلم های 2008 به گذشته می نگرد و از خود می پرسد که چرا کسی به موقع قدمی برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست و گرم شدن کرۀ زمین برنداشته است؟ کریستیان سلمان می گوید: «این برنامه ای بود با اثرات جنبی مثبت». زیرا در اثر نمایش این فیلم اثرات همیاری محلی زیادی پدید آمد. ادارات محلی نیز از آن استفاده کردند تا اهمیت محیط زیست را در اذهان عمومی تثبیت کنند.

کریستیان سلمان در ‏غردقه‎ شهر گردشگری واقع در بحر احمر با کتابخانۀ دولتی مصر همکاری می کند. نویسندگان آلمانی برای خواندن کتابهای خود از جانب اتحادیۀ نویسندگان بحر احمر دعوت می شوند. این مدیر فرهنگی می گوید: «کار در آنجا بسیار رضایت بخش است. مردم از اینکه کسی از آلمان برای این منظور می آید بسیار سپاسگزارند.» حضار عمدتاً مصریان و نویسندگان هستند، هر چند که در غردقه تعداد زیادی آلمانی زندگی می کنند. «این مردم برای خوشگذرانی نمی آیند بلکه برای تبادل نظر با همکاران آلمانی.» به همین علت دو سوم وقت جلسه برای بحث با حضار و نویسندگان صرف می شود.

تبادل نظر از لحاظ مدیران فرهنگی حائز اهمیت خاصی است، به همین علت در فیس بوک با همکاران و دانشجویان و شرکت کنندگان در همایشها ارتباط برقرار می سازند. آنگلا فرواین با غرور شرح می دهد: «ما در این بین 2700 لایک (مورد پسند) داریم که 400 تای آنها از منصوره است.» او در منصوره احساس خوشی می کند و با مهر و علاقۀ متقابل در این شهر واقع در ساحل نیل مواجه می شود. در ماه مه به جای آنگلا فرواین، کریستیان سلمان و آلکساندر بش سه مدیر فرهنگی دیگر خواهند آمد. در منصوره قابل تصور نیست که بدون آنگلا فرواین کارها چگونه خواهد گذشت. همۀ کسانی که با این زن عربی دان و قد بلند و بلوند با لبخندی درخشان همکاری کرده اند به او دلبستگی پیدا کرده اند. آنگلا فروراین با خنده اطمینان می دهد که جانشین او همۀ کارها را بخوبی انجام خواهد داد. با وجود این می خواهد با همۀ جوانان مستعد و خلاق دلتای نیل از طریق فیس بوک در تماس باشد چه با عکاسان و برکدانسرها و چه با اعضای گروه هوی متال. «در منصوره همه چیز وجود دارد.»
امیره الاهل روزنامه نگار فرهنگی و خبرنگار روزنامه های آلمانی مقیم قاهره است.

منوچهر امیرپور :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته، اندیشه و هنر ژوئن 2014

نظر خود دربارۀ این موضوع برای ما بنویسد:
Mail Symbol kulturzeitschriften@goethe.de

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید
    برو به بارگیری...

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...