از یازده سپتامبر تا انقلاب در سرزمین های عرب

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

نوعی انقلاب نوین در مصر – فروریزی دیوار عرب

تغییر رژیم با کودتا: چگونه در سرزمین فراعنه، جریان مخالف غیرایدئولوژیکِ نسل جوان برخاسته از جامعۀ مدنی با استفاده از شبکۀ جهانی اینترنت تحول سیاسی به وجود آورده است.

قیام مردم تونس و مصر چه ربطی به فروریزی دیوار برلین دارد؟ در اینجا نیز نه تنها اتفاق پیش بینی نشده ای بلکه واقعۀ تصورناپذیری رخ داده است. این پدیده چه آن زمان و چه اکنون «دیوانگی محض» نامیده شده که بیانگر فروریزی یقین هاست. اگر کسی سه هفته قبل آنچه را که امروز به واقعیت پیوسته، پیش بینی می کرد، یعنی فروپاشی دو رژیم استبدادی جهان عرب، می گفتند که دیوانه است.
تاکنون در غرب تصور می شد که تحول سیاسی فقط از بالا و یا از طریق جنبش بینادگرایی اسلامی از پایین مقدور است. ولی اکنون معلوم می شود که هر دو فرضیۀ تغییر رژیم با انقلاب اسلامی –  چشم بصیرت کارشناسان و مفسران سیاسی را بر جریانی فروبسته که پشت صحنۀ نظام های حکومتی ملی می گذرد، یعنی گسترش جنبش مخالف غیرایدئولوژیک نسل جوانِ برخاسته از جامعۀ مدنی که تصور می شد طبق تعریف های راجع به تعلقات حزبی، غیرسیاسی است. ولی جوانان قاهره موفق شدند از جهان مجازی به صحنۀ واقعیات سیاسی نفوذ کنند. این نوعی انقلاب نوین است که موضوع رساله های دکترای بیشماری در آینده خواهد بود.

تضاد بین آزادی اینترنت و سانسور مطبوعاتی

تضادهایی که رژیم مبارک با سیاست نوسازی خود درگیر آن شده بود، راه را برای این قیام هموار کرد. در سال 1997 مبارک از مصریان خواست که از امکانات اینترنت استفاده کنند. او می خواست که مصریان سرمشق جامعۀ علمی مدرن جهان عرب باشند.
در سراسر کشور آگهی پخش کردند که هر کس می تواند با استفاده از مودم و شماره های مجانی وارد اینترنت شود. تضاد بین آزادی اینترنت و سانسور مطبوعاتی را می خواستند مستبدانه برطرف کنند. و اما دولت مبارک در عین حال «اتوبان اطلاعاتی مصر» را امتیاز مهمی تلقی می کرد تا بتواند بدین وسیله سرمایه گذاری های مستقیم را به کشور جلب کند. از این رو، سایت های اینترنت در مصر هیچگاه سانسور یا بسته نشد، وضعی که قابل قیاس با اوضاع حاکم بر تونس و ایران و عربستان سعودی نبود.
همچنین فرستنده های ماهواره ای عرب منشأ اطلاعات عمومی جهان عرب شده اند. بدین طریق جرقۀ برخاسته از تونس به مصر پرید که عاقبت آن هنوز معلوم نیست.
آیا به طوری که بارها با هوچی گری ادعا شده، این پدیده نوعی حریق دامنه دار است؟ بنابراین آیا در انقلاب عربی «خطر جهانی» نهفته است؟ با آن زمین لغزه ای آغاز شده که ثبات منطقۀ عرب و اسرائیل یا حتی نظم جهانی را به خطر افکنده است؟

زمین لرزۀ سیاسی ولی نه بلای آسمانی

شورش اعراب ممکن است نوعی «زمین لرزۀ» سیاسی باشد، ولی بلای آسمانی نیست. قیامی است که بر شهامت مردم متکی است، مردمی که از فرط استیصال بر ترس خود غلبه کرده اند. درست است که پایان آن هنوز معلوم نیست و ثبات نظام سیاسی مختل یا تخریب شده است، ولی این پدیده برخلاف بحران مالی و تغییر آب وهوا خطر جهانی به شمار نمی رود.
بلکه مانند انقلاب فرانسه، انقلاب آمریکا یا فروریزی دیوار برلین قیامی است علیه رژیم های استبدادی. آنگلا مرکل که در جمهوری دموکراتیک سابق آلمان بزرگ شده، بحق می گوید که تظاهرات مسالمت آمیز قاهره، تظاهرات روزهای دوشنبۀ لایپزیک را بخاطر می آورد.
هانا آرنت فیلسوف سیاسی، امکان آغاز نوین در هر زمان و مکان را معجزۀ کنش سیاسی می نامد. او لفظ معجزه را به صورت استعاره نیاورده است، بلکه از فرصت واقعی برای اقدام سخن می گوید که از آن حتی می توان در زمانی استفاده است که حقوق و کرامت انسانی پایمال شده باشد.
در واقع می توان شباهت های زیادی بین اروپای 1989 و خاورمیانۀ عربی 2011 مشاهده کرد: اولاً هر دو، قیام های مسالمت آمیزند. ثانیاً منجر به حوادث زنجیره ای فراملی شده اند. ثالثاً رژیم ها در هر دو مورد از رمق افتاده بودند/ افتاده اند. رابعاً مردم آلمان شرقی سابق احساس می کردند که از فرصت های زندگی محروم مانده اند، مانند جوانان عرب که به رغم تحصیل کاری پیدا نمی کنند. خامساً مردم آنجا هم مانند غربیان برای خود و فرزندانشان زندگی بهتر، عدالت اجتماعی، محل اشتغال، آزادی بیان، به سخن کوتاه کرامت انسانی می خواهند. 
در بلوک شرقی مانند کشورهای عرب دین – بخصوص در لهستان کلیسای کاتولیک و در آلمان شرقی کلیسای پروتستان و در مصر اخوان المسلمین – نوعی پناهگاه  اجتماعی بود که می توانست مقاومت را سازمان دهد.
و اما تفاوت عمده ای هم وجود دارد: از فروریزی دیوار برلین در سراسر جهان استقبال شد. گرچه در این مورد نیز ایرادها و نگرانی هایی به زبان آمد. مارگرت تچر نخست وزیر انگلیس و فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه ثبات اروپا را در اثر قدرت آلمان متحد در خطر می دیدند. (ابداع یورو در واقع تلاشی بود برای یافتن پاسخی به این جابجایی قدرت و جلوگیری از ملی گرایی مبتنی بر مارک آلمانی.)

نبود گزینه

و اما در همه جا و در همۀ اذهان و دولتها گزینۀ سیاسی حاضر بود. اصل مطلب که کشورهای پساکمونیستی باید در نظام دموکراتیک کاپیتالیستی و سپس در اتحادیۀ اروپا ادغام شوند، مورد اختلاف نبود، بلکه چگونگی آن. در مورد مصر این گزینۀ مشخصی وجود ندارد.
بهر حال، قیام مردم تونس و مصر و سایر کشورهای عربی هرچه هم باشد، از هم اکنون خودانگاری جهان عرب را تغییر داده است. دلایل استواری وجود دارد که دورۀ پسااستعماری که در آن «دموکراسی» در منطقه تابع این قانون بود که امپریالیسم پایدار غرب باید ادامه یابد، دیگر به پایان رسیده است. از این لحاظ می توان قیام مردم عرب را همچنین اعتراض به حاکمیت غرب به نام ارزش های غربی تلقی کرد که فقط در ظاهر متناقض می نماید.
این را می توان در نقش نظامیان مصر به عیان دید: آنها سهم بسزایی در بازکردن مصر برای بازار جهانی داشتند و در عین حال از حکومت استبدادی مبارک در برابر مطالبات دموکراتیک حفاظت می کردند. بسیاری از مصریان برای این منظور به خیابانها نرفتند که فقط آزادی خود را از آقای مبارک بگیرند، بلکه همچنین برای استقلال خود از آمریکا و متحدانش تظاهرات می کردند. ممکن است مصر پس از انقلاب، سیاست داخلی و خارجی ترکیه را سرمشق خود قرار دهد.
تفاوت عمدۀ دیگر بین اروپای 1989 و خاورمیانۀ عربی 2011 آن است که اروپا در اثر اسلام هراسی فلج و منحرف شده و (حداقل تاکنون) نفهمیده است که تعداد زیادی بازنده در انقلاب عرب وجود دارد. از جمله اولاً بنیادگرایی اسلامی و القاعده و ثانیاً گروه منقدان جزمی بنیادگرایی اسلامی (در آلمان افرادی مانند نجلا کلک، تیلو زاراتسین و شرکاء).
چرا که این قیام، انقلابی جمعیتی است و نه دینی. عاملان آن بیکاران تحصیل کرده و کاربران فیس بوک هستند و نه اسلام گرایان افراطی. فعالانی هستند که قلب این اعتراض را به تپش درآورده اند. نگاه کنید به مصر: آیا آنچه می بینید دلیل زنده ای نیست بر اینکه اسلام با ارزشهای غربی قابل تطبیق است؟

اولریش بک
 فرانکفورتر روندشاو 15 فوریه 2011 اولریش بک استاد پیشین جامعه شناسی در دانشگاه های مونیخ، لندن و هاروارد است. مجموعۀ گزارش های او تحت عنوان «مقالاتی دربارۀ سیاست های داخلی جهان» از اوت 2009 تا اوت 2010 در روزنامۀ فرانکفورتر روندشاو به چاپ رسیده است. این مجموعه مقالات را اخیراً بنگاه انتشاراتی زورکامپ به صورت کتابی منتشر کرده است.

ترجمه: منوچهر امیرپور
انستیتو گوته، تحریریه اندیشه و هنر
ژوئن 2011

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...

    قنطره: گفتگو با جهان اسلام

    سياست، فرهنگ، جامعه: اطلاعات و بحث به آلمانی، عربی و انگلیسی

    زنيت آنلاين

    شرق در شبکه: نقادانه، ابتکاری و متعادل