بازنمایی دموکراسی

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

جدی گرفتن خویشتن
سؤال های ساده باید از نو مطرح شود

اعتراض به نتیجۀ انتخابات الجزایر در سال 1997. عکس Michael von Graffenried/mvgphoto.com © Goethe-Institut انستیتوگوته

در حالی که مردم جهان عرب تلاش می کنند گامهای اولیه را به سوی دموکراسی بردارند، به نظر می رسد که دموکراسی های مستقر در غرب به طور فزاینده ای توخالی می شود. در مقالۀ زیر یکی از مشهورترین نویسندگان آلمان به وضع فعلی اروپای میانه می نگرد و از انتقاد فروگذار نمی کند.

سه سال است که مقاله ای ننوشته ام، چون نمی دانم دیگر چه باید بنویسم. همه چیز آشکار است: انحطاط دموکراسی، تضاد اجتماعی و اقتصادی فزاینده بین فقیر و غنی، ویرانی نظام اجتماعی، خصوصی سازی و اقتصادی کردن همۀ حوزه های زندگی (آموزش و بهداشت و ترابری و غیره)، نادیده گرفتن افراطیان راست گرا، دری وری گویی رسانه ها که می خواهند با پرگویی از کنار مسائل اصلی بگذرند، سانسور آشکار و نهان (گاهی با رد مستقیم مطلب، گاهی به بهانۀ نداشتن خواننده و بیننده) و غیره.
روشنفکران سکوت اختیار کرده اند. از دانشگاهیان و متفکران به اصطلاح پیش آهنگ جامعه خبری نیست، اینجا و آنجا جرقه ای به چشم می خورد و دوباره ظلمت برقرار می شود.

من اینجا فقط می توانم کلی بافی کنم: سود ها خصوصی و ضررها ملی می  شود. دلم می خواست می توانستم مثالهایی در جهت مخالف این روند بیاروم.

وقتی هر روز جنون محض را به صورت امر بدیهی به ما عرضه می کنند، شگفتی ندارد که خود را به مرور زمان خل و دیوانه فرض كنیم. در زیر می خواهم نكاتی را که به نظرم مهم می آید، به طور خلاصه بیان کنم:

1. سخن گفتن از حمله به دموکراسی افراط در حسن تعبیر است. جامعه ای که به اقلیتی اجازه و مشروعیت می دهد که برای کسب ثروت به جامعه صدمه بزند، فراسوی دموکراسی قرار گرفته است. خود این جامعه مقصر است که غارتگران را دفع نمی کند، زیرا قادر نیست نمایندگانی انتخاب کند که بتوانند از مصالحشان دفاع کنند.

2. هر روز شنیده می شود که دولتها باید «بازارها را آرام کنند» و «اعتماد آنها را دوباره جلب کنند». منظور از بازارها در درجۀ اول بازارهای مالی و اوراق بهادار است، یعنی عواملی که برای ثروت اندوزی خویش یا دیگران بورس بازی می کنند. مگر اینها همان عواملی نیستند که میلیاردها پول جامعه را به غارت برده اند؟ پس چه لزومی دارد كه نمایندگان مردم اعتماد اینها را بخود جلب کنند؟

3. ما بحق از شنیدن سخنان ولادیمیر پوتین دربارۀ «دموکراسی هدایت شده» خشمناکیم. پس چرا نباید آنگلا مرکل استعفا بدهد، وقتی که از «دموکراسی منطبق بر بازار» سخن می گوید.

4. گویا کاپیتالیسم نیازمند اوضاع با ثبات است ونه دموکراسی. واکنش های شدید در برابر اعلام نیت دولت یونان برای مراجعه به آرای عمومی و پس گرفتن جبری آن نشان می دهد که به کار گرفتن امکانات دموکراسی مانعی در برابر کاپیتالیسم به شمار می رود.

5. حداکثر پس از وقوع بحران مالی سال 2008 تصور می کردم که جامعۀ ما آن قدر سائقۀ صیانت نفس داشته باشد که از خود دفاع کند. این تصور نادرست از آب درآمد، امیدی بود که به یأس مبدل شد.

6. پس از فروپاشی بلوک شرق برخی از ایدئولوژیها چنان بر جامعه سیطره یافتند که مردم آنها را بدیهی تلقی  کردند، نمونۀ آن خصوصی کردن است. خصوصی کردن بی چون و چرا پدیدۀ مثبتی به شمار  آمد. هر چه خصوصی نشده بود و در مالکیت جامعه بود و تابع قواعد سودآوری شخصی نبود، ناکارآمد و نامطلوب بود. بدین ترتیب جوی به جود آمد که دیر یا زود می بایست به خلع ید جامعه از خویشتن می انجامید.

7. ایدئولوژی دیگری که به شکوفایی فوق العاده ای رسید، «رشد اقتصادی» بود. صدراعظم چند سال پیش دستور داد که «اقتصاد بدون رشد فایده ای ندارد.» بدون اشاره به این دو ایدئولوژی نمی توان از بحران یورو سخن گفت.

8. زبان سیاستمداران که گویا نمایندۀ ما هستند، قادر به بیان واقعیات نیست (وضع مشابهی را در جمهوری دموکراتیک آلمان تجربه کرده بودم). زبانی است متکی بر اعتماد به نفس که در پی یافتن مصداقی در خارج از خود و حک و اصلاح احتمالی خود نیست. سیاست به دستگاه دمزنی تبدیل شده تا به یاری آن بتوان رشد اقتصادی را شعله ور كرد. راه نجات را در رشد اقتصادی می جویند، هر اقدامی در راستای تحقق این هدف است. شهروندان به مصرف کنندگان تنزل یافته اند. رشد بنفسه مفهومی ندارد. انسان آرمانی در این جامعه آدم خوشگذرانی است با بیشترین مصرف در کمترین مدت. می دانیم که جنگ و کشتار رشد عظیمی در پی دارد.

9. گویا سؤالهای ساده ای مانند «این سیاست چه محاسنی دارد؟»، «چه کسی از آن سود می برد؟» دور از ادب است. می گویند: مگر سرنوشت همۀ ما یکی نیست؟ مصالح مان یکی نیست؟ هر کس در آن تردید کند، قصد مبارزۀ طبقاتی دارد. تضاد اجتماعی و اقتصادی با شعارهای پرطمطراقی مانند «مصالح مشترک» به وجود آمده و تحکیم است. کافی است گردشی در برلین بکنیم. در محله های اعیانی تك و توك ساختمانهای تعمیر نشده معمولاً مدارس و کودکستانها و خانۀ سالمندان و ادارات دولتی و استخرها یا بیمارستانهاست. در محله های به اصطلاح مسئله دار ساختمان های تعمیرنشده کمتر چشم گیر است. آنجا فقر را می توان در دهان بی دندان مردم دید. امروز برای توجیه وضع با عوام فریبی می گویند: «همه مان پا را از گلیم خود فراتر گذاشته ایم. مردم روز به روزحریص تر می شوند.»

10. جامعۀ دموکراتیک تحت ادارۀ نمایندگان منتخب از رمق افتاده است، زیرا درآمدش به غارت رفته. دولت شرودر حداکثر مالیات را از 53٪ به 42٪ درصد کاهش داد و مالیات بر شرکتها بین سالهای 1997 و 2009 نصف شد، یعنی از 5/57٪ به 4/29٪ رسید. بنابراین تعجبی ندارد که خزانۀ دولت خالی باشد، هرچند که درآمد ناخالص ملی ما سال به سال افزایش یافته است.

11. پولی که به گروهی بخشیده می شود، دیگر برای کمک به گروه بعدی در دسترس نیست. پولی که به اغنیا تخصیص یافته بود، برخلاف انتظار سرمایه گذاری نشد، بلکه وارد بازار اوراق بهادار گردید. از طرف دیگر کمک  های اجتماعی در همه جای اروپا حذف شد تا بانکها که با بورس بازی سرمایۀ خود را باخته  بودند، نجات داده شوند. به قول المار آلتفاتر «منابع مالی مشروع سوسیال دموکراسی را در توذیع ثرت به نفع اغنیا مستهلک کردند.»

12. یك سرگذشت عبرت انگیز: آنچه را که سابقاً به عنوان تضاد بین آلمان شرقی و غربی به ما می فروختند اکنون بنام تضاد بین ایالات کشور وانمود می کنند. در ماه مارس سال گذشته کتاب ترجمه شدۀ خود را در شهر پورتو واقع در پرتغال معرفی می کردم که سؤال یکی از حضار جو دوستانه را در یک آن بر هم زد. ناگهان همه تبدیل شدیم به آلمانی و پرتغالی محض که خصمانه در برابر هم ایستاده اند. سؤال خوشایندی نبود: «آیا ما یعنی امثال من آلمانی اکنون می خواهیم با یورو به هدفی برسیم که سابقاً با توپ و تانک در نیل به آن موفق نشده بودیم؟» من ناگهان طبق انتظار مانند یک آلمانی واکنش نشان دادم (که بنفسه حرکت زشتی بود) و با رنجش گفتم: کسی شما را مجبور نکرده که مرسدس بخرید، باید خوشحال باشید که وام هایی با بهرۀ نازل دریافت می کنید. طوری حرف می زدم که گویی حرفهای روزنامه  ها را ازبر کرده ام.
پس از سروصدایی که با سخنان تحریک آمیزم بلند شد ناگهان به خود آمدم و چون میکروفون در دستم بود با انگلیسی دست و پا شكسته گفتم که واکنش من هم مانند عکس العمل  شما ساده لوحانه بود، اگر ما به عنوان پرتغالی و آلمانی مانند آنچه در میدان فوتبال اتفاق می افتد، واکنش نشان دهیم و فقط از تیم خود جانبداری کنیم، به دام کسانی افتاده ایم که در پرتغال و آلمان این وضع را به وجود آورده اند  و از آن سود می برند.

13. دموکراسی وقتی تحقق می یابد که سیاست با وضع مالیات و قوانین و کنترل ساختارهای اقتصادی فعال شود و عاملین بازارها به ویژه بازارهای مالی را به راهی هدایت کند که در راستای مصالح جامعه باشد. اینجا فقط سؤالهای ساده ای مطرح است: این سیاست چه محاسنی دارد؟ چه کسی از آن سود می برد؟ آیا به درد جامعه می خورد؟ و نهایتاً باید به این سؤال جواب داده شود: برای جامعۀ خود چه می خواهیم؟ دموکراسی برای من چه مفهومی دارد؟

اینجا به سخنان خود خاتمه می دهم. دلم می خواست با شما از استاد دانشگاهی صحبت کنم که می گفت اکنون دوباره به موضعی رسیده ام که از آن جهان را در پانزده سالگی می دیدم، از پژوهشی در دانشگاه زوریخ که زدوبند های مجتمع های بزرگ را بررسی کرده به رقم 147 رسیده است، 147 مجتمعی که جهان را بین خود تقسیم کرده اند که پنجاه فقره از آن بانکها و بیمه ها هستند (به استثنای یک شرکت نفتی). دلم می خواست همچنین بگویم که باید خود را جدی بگیریم و همفکرانی بیابیم، زیرا به تنهایی نمی توان به زبان دیگر سخن گفت، بگویم که دوباره هوس کرده ام دهان به سخن گفتن بگشایم.


این مقاله اولین بار در تاریخ 12 ژانویه 2012 در روزنامه زود دویچه در مونیخ منتشر شد.
اینگو شولتسه در سال 1962 در درسدن زاده شده و نویسندۀ آلمانی است. اخیراً کتابی به قلم او تحت عنوان Orangen und Engel. Italienische Skizzen (Berlin Verlag, Berlin 2010) منتشر شده است.

منوچهر امیرپور :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته اندیشه و هنر
ژوئن 2012
پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی

نسخه 97 “بازنمایی دموکراسی“ Fikrun را در تلفن همراه، BlackBerry یا خواننده الکترونیکی خود بخوانید!
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...

قنطره: گفتگو با جهان اسلام

سياست، فرهنگ، جامعه: اطلاعات و بحث به آلمانی، عربی و انگلیسی

زنيت آنلاين

شرق در شبکه: نقادانه، ابتکاری و متعادل