بازنمایی دموکراسی

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

الگویی برای جهان عرب؟
فرق ترکیه در چیست؟

حداقل پس از انقلابهای عربی در سال 2011 ترکیه در كل الگوی مثبتی برای کشورهای عربی تلقی می شود، چه از لحاظ اقتصادی و چه به علت توسعۀ احزاب دموکراتیک اسلامی. واما ترکیه واقعاً تا چه حد می تواند الگویی برای جهان عرب باشد؟

اخیراً نظرات زیادی دربارۀ اینکه آیا ترکیه می تواند الگویی برای دموکراتیک کردن کشورهای خاورمیانه باشد یانه، ابراز شده است. دو تغییر اساسی در ترکیه طرح چنین سؤالی را توجیه می کند. یکی اینکه در ترکیه از سال 2002 حزبی حکومت می کند که خود را حزب محافظه کار اسلامی می داند و ریشه در اسلام سیاسی سدۀ اخیر دارد با نزدیکی انکارناپذیر به تاریخ پیدایش اخوان المسلمین. دیگر اینکه حزب عدالت و توسعه کارنامۀ موفقیت آمیزی دارد که در جهان اسلام بی نظیر است. ظرف ده سال گذشته موفق شده است اقتصاد بیمار ترکیه را شکوفا سازد، با پیامدهای محسوس در سطح زندگی مردم. موجی از نوسازی کشور را فراگرفته که به همۀ حوزه های زندگی گسترش یافته است. ولی در مسائل فرهنگی گرایش های اسلامی «حزب عدالت و توسعه» کاملاً محسوس است که ارزشهای سنتی جامعه را با اتخاذ تصمیمات متعادل و دموکراتیک تأمین می کند. مثلاً مشروب خوردن را منع نکرده ولی با برقراری مالیاتهای سنگین و مقررات بازدارنده  آن را محدود ساخته است.

اتهام اسلامی کردن جامعه

حزب عدالت و توسعه از زمانی که به قدرت رسید متهم است به اینکه قصد دارد جامعۀ ترکیه را اسلامی کند. ولی در عین حال موفق شده نیروهای لیبرال کشور را به پشتیبانی خود برانگیزد، نیروهایی که دموکراتیک کردن کشور، سلب قدرت سیاسی از نظامیان و پیوستن به اتحادیۀ اروپا را مد نظر دارند. ائتلاف بین دموکراتهای لیبرال و مسلمانان دموکرات کلید موفقیت حزب عدالت و توسعه بود. آیا چنین پدیده ای در جهان عرب قابل تصور است؟

چه بسا دموکراسی را بر اساس انتخابات آزاد و مرتب ارزیابی می کنند. و اما دموکراسی پای صندوق رأی مصداق می یابد که لازمۀ آن فضایی است که از طریق قانون و امنیت قانونی و قانونمداری فراهم شده باشد. این فضا اساسی فلسفی دارد که به ارزشهای روشنگری برمی گردد. بدون روشنگری متضمن حقوق بشر و تأمین آزادی بیان و ادیان، دموکراسی طبق الگوی غربی و ترکی به وجود نخواهد آمد.

زیرا مسلمانهای ترکیه که از اواخر دهۀ شصت در سازمانهای سیاسی تشکل یافته اند، پس از جستجوی طولانی برای یافتن سنت دموکراتیک در اسلام از آن به نفع مدل دموکراتیک غربی صرف نظر کرده اند. نه به خاطر اینکه از دین برگشته اند و یا در پی ساختن جامعۀ اسلامی نیستند، بلکه برای اینکه روندی از تفکر و تجربه را پشت سر نهاده اند که طی آن دریافته اند: بدون فراهم کردن زمینۀ سکولار یعنی جدایی دین از دولت  نمی توان جامعۀ دموکراتیک بنا کرد.

این البته حقیقت تلخی است. زیرا هر مسلمانی قرآن را ملاک عمل در زندگی می داند. ولی در ترکیۀ امروز هنگام وضع یا لغو قوانین، دیگر قرآن ملاک عمل نیست که در نگاه اول روال متناقضی به نظر می آید. و اما در عمل چه اتفاقی می افتد هنگامی که مسلمانان قرآن را در گفتار و کردار شخصی خود ملاک عمل قرار می دهند ولی در انظار عمومی آن را ابراز نمی کنند و در سیاست به کار نمی برند، بلکه آن را به نوعی ملاک ارزشی تبدیل کرده اند که رهنمود اقدمات سیاسی شان است؟ بسیاری از سیاستمداران حزب عدالت و توسعه و در رأس آنها رجب طیب اردوغان نخست وزیر فعلی نیز بر همین روال رفتار می کنند. ولی همۀ اعضای حزب از اصول قرآنی الهام نمی گیرند. زیرا در جامعۀ ترکیه مدتهاست اتفاق نظر وجود دارد که این اصول فقط وقتی اعتبار دارند که در تضاد با حقوق بشر، کرامت انسانی و برابری زن و مرد و آزادی دین نباشند، به عبارت دیگر در تضاد با ملاکهای ارزشی نباشد که دستاورد روشنگری برای تحقق دموکراسی غرب است.

بیزاری از ایدئولوژی

این روش میانجیگری بین سنت های فکری و دینی و ارزشهای جامعۀ سکولار نتیجۀ فرآیند روشنگری صد ساله ای است که طی آموزش طولانی به شهروندان ترک، تکوین یافته است.  مسلمانان ترکیه اکثراً سکولار هستند، ولی لائیسیسم دولتی مصطفی کمال را نیز تحمیلی و افراطی تلقی می کنند. ترکیه سرزمینی است سرخورده از ایدئولوژی. بنابراین اکثریتی وجود ندارد که بتوان ایدئولوژی دینی را جایگزین ایدئولوژی لائیسیستی کرد. اصلاح لائیسیسم خشک و انعطاف ناپذیر که هر گونه نشانۀ دینداری را از ملأ عام طرد می کند و تبدیل آن به جامعه ای مبتنی بر ایمان دموکراتیک فردی که در آن به علت رعایت حقوق بشر اختلافات بزرگی بین قرآن و قانون اساسی وجود ندارد، از شدت مبارزۀ فرهنگی بین سنت و مدرنیته و جهان اسلام و مغرب زمین می کاهد.

این راه طی شده به هیچ وجه هموار نبود. بیش از شصت سال است که ترکیه به ظاهر چند حزبی  است و در آن انتخابات آزاد برگزار می شود، ولی این کشور تا چند سال پیش فقط نیمه دموکراسی بود، زیرا به نوعی لائیسیسم خشک گردن نهاده بود و هم و غمش این بود که موقعیت خود را به عنوان پست دیده بانی در ناتو حفظ کند. قانونمدار نبود، بلکه دولتی بود که قانون را به دلخواه تفسیر می کرد تا از آزادی بیان جلوگیری کند. این نظام را نزدیکی ترکیه به اتحادیۀ اروپا تعدیل کرد نه اسلام. نزدیکی به نظامی قانونی که امروزه همۀ جوامع دموکراتیک را متحد ساخته است. ترکها این موفقیت را مدیون مسلمانان هستند که راه آن را هموار ساختند. راهی که به عصر طلایی پیامبر منتها نمی شود، بلکه فضایی می آفریند مبتنی بر منشور حقوق اساسی سازمان ملل متحد، بیانیه همگانی حقوق بشر، عصر روشنگری و مجلس نمایندگان منتخب.

بدون تردید، این نمونۀ موفق ترکیه فشاری است بر رژیم های عرب کشورهای همسایه. تغییرات اساسی در سیاست خارجی ترکیه نیز که دیگر نگاهش تنها به سوی غرب نیست، مزید بر علت است. رژیم های فاسدی که از عهدۀ تأمین حداقل زندگی زیردستان خود برنمی آیند، برده دارانی بیش نیستند.

سطح توسعه در مصر و ترکیه نیم قرن پیش تقریباً یکسان بود. درآمد سرانۀ مردم و تعداد جمعیت نیز چندان تفاوتی نداشت. اگر اوضاع امروزی این دو کشور را باهم مقایسه کنیم، نتیجه اش برای مصر وحشتناک است. طبق آمار صندوق بین المللی پول درآمد سرانۀ ترکیۀ 9890 و مصر 2771 دلار در سال 2010 بود. اکنون بین دو کشور از زمین تا آسمان فرق هست. فقط تعداد جمعیت دو کشور در سطح یکسانی توسعه یافته است. این تفاوت فاحش در ده سال گذشته به وجود آمده، روندی که اسباب ناخشنودی در میان مردم مصر شده و صاحبان قدرت را به چالش کشانده است. و اما آیا این ناخشنودی که منجر به قیامهای عربی شده برای برانگیختن یک گفتمان فلسفی و لرزندان مبانی خودانگاری جوامع مسلمان کافی است؟ آیا می توان روند اصلاح در ترکیه را به سادگی تقلید کرد؟ اصلاً این یک گام مطلوبی است؟ چه نیروهایی و چه کسانی در جنبش های دموکراسی به تحولات ترکیه نظر دارند؟

عبارت سحرآمیز حکومت خوب Good Governance

هنگامی که چندی پیش نخست وزیر ترکیه در قاهره جدایی دین از دولت را که راه مستقیمی به سوی جامعۀ سکولار است، تحسین کرد و آن را موهبتی برای مردم دانست، با تعجب و مخالفت مواجه شد. و اما اردوغان فقط مبارز شجاع برای عدالت سیاسی، سخنگوی مخالفان سیاست اسراییل و همسایه ای که در برابر غرب ایستادگی می کند، نیست. این سیاستمدار محبوب را باید با همۀ جوانبش دید. یعنی وداع با شعارهای اسلام گرایانه و جواب های ساده اندیشانه ای مانند «قرآن راه حل تمام مشکلات است». یعنی روی آوردن به جهان پیچیده  با چالش ها و مشکلات فراوانش که راه حل های خردمندانه و عملی می طلبد. و این بینش مستلزم دست کشیدن از ایدئولوژی دین است. سیاستمداران ترک به سیر و سیاحت برای روشنگری در جهان برنخاسته اند. مقصود آنها یافتن راه ها و شرکای تجاری است که این نیز نتیجۀ سکولار شدن جامعۀ دموکراتیک است. سیاستمدار را با ملاک تعداد رکعت های نمازش نمی سنجند، بلکه براین اساس که چگونه کشورداری می کند. «حکومت خوب» همان عبارت سحرآمیزی است که اصول اسلامی مانند حکومت عادلانه و شفاف را نیز مانند اصول اقتصاد آزاد و اجتماعی در برمی گیرد.

امروزه جامعۀ مدنی مسلمانان از جوامع مدنی غرب محافظه کارتر است. مثلاً خانواده ها در ترکیه در قیاس با اغلب خانواده های غربی کماکان به صورت متفاوتی سازمان یافته اند. 93٪ مردم در محیط خانوادگی زندگی می کنند. در اغلب موارد سه نسل رابطۀ تنگاتنگی باهم دارند. ولی این روش زندگی محافظه کارانه فقط پیشنهادی است در میان سایر امکانات و نه دستور عمل برای تمام جامعه، چه رسد به تجویز آن از طریق قانونگذاری و مقررات عمومی. سنت را می توان با توافق داوطلبانه به صورت قطعه ای از پازل در زندگی روزمرۀ مدرن جاگذاری کرد. اما سنت به عنوان میراث مقدس و فراتر از زندگی روزمره غالباً در برخورد با واقعیات جهانی درهم می شکند وشخصیت های دوگانه ای به جای می گذارد که با مبارزۀ فرهنگی نافرجامی درگیر می شوند.

تحول کشورهای اسلامی به سوی آزادیخواهی و دموکراسی بدون همراهی معنوی مقدور نخواهد شد. از منظر امروز بعید به نظر می رسد که کشورهای عربی به استثنای تونس بتوانند راه میانجیگرانه ای را که ترکیه طی کرده، بپیمایند. در تونس حزب اسلامی النهضة که صراحتاً راه حزب عدالت و توسعۀ ترکیه را برگزیده است، در اولین انتخابات آزاد پیروز شد و مؤتلفان خود را از جناح سکولار انتخاب کرد. ولی در نقاط دیگر هنوز بسیاری از دست اندرکاران گرفتار شبح شریعت اند و آن را تحقق بی چون و چرای اصول شرعی قرآن در جهان امروز می دانند که تحریف شگفت انگیز تاریخ است و موفقیتی بر آن مترتب نیست. زیرا حتی در امپراتوری عثمانی سدۀ شانزدهم نیز اصلاحات گسترده ای به عمل آمد و قوانین دنیوی وضع گردید، به طوری که سلطان سلیمان (1494- 1566) نه تنها به «محتشم» بلکه به «قانونی» نیز ملقب شد. مصر هم در تاریخ جدید خود در نمیۀ دوم قرن نوزدهم تجارب زیادی در زمینۀ اصلاحات کسب کرده و مصلحان دینی بزرگی مانند محمد عبدو (1849- 1905) به بار آورده است. همان موقع نیز بحث از این بود که منابع اسلامی باید از نو قرائت و برای زمان معاصر مجدداً تفسیر شوند و از تقلید مواضع فقهی و کلامی کهنه که منجر به تحجر فکری در جهان اسلام شده، اجتناب گردد. و اما این تجارب طولانی امروز زیر آوار خرابکاریهای حاکمان مستبد و فاسد مانده که کوچکترین تلاش فلسفی برای تفسیر نوین جهان به عمل نیاورده اند و هر تلاشی را در نطفه خفه کرده اند. استبداد قاعدتاً از تحجر فکری تغذیه می کند.

چالش های پیچیده

الگو شدن ترکیه برای تحقق دموکراسی های عربی بستگی دارد به اینکه علل موفقیت این راه با همۀ جوانب و پیچیدگی آن درک شده باشد. اگر هویت اسلامی طبقۀ حاکمه ترکیه علت آن تلقی شود، ممکن است ظاهر امر یعنی موفقیت اقتصادی ترکیه گمراه کننده باشد، تصور اینکه «ما همه مسلمان هستیم و این هویت ما را متحد می سازد» انظار را از چالش های واقعی یعنی برآمدن از عهدۀ مسائل جهانی در جامعۀ دموکراتیک منحرف می سازد.

در اینجا جوانان کشورهای عربی وظیفۀ مهمی برعهده دارند. در آخرین دیدارم از مصر در سال 2006 به مناسبت نمایشگاه کتاب در قاهره ناآرامی سازنده ای در جوانان محسوس بود. همه جا گرایش شدیدی به بحث و گفتگو پدیدار بود، همچنین ارادۀ راسخ به تغییر اوضاع سیاسی. سؤالهای پی درپی. آن موقع هم اوضاع ترکیه به ویژه تغییراتی که در این مدت کوتاه روی داده، در مد نظر بود. شاید بتوان با ارادۀ این جوانان نسخه های کهنه را دور انداخت و راه را برای جوامع آزاد هموار کرد تا مردم بتوانند با اتکا به نیروی خود امرار معاش کنند، بیاموزند و رشد یابند. اکثریت جمعیت را در این کشورها جوانان تشکیل می دهند، چه در کشورهای عربی و چه در ترکیه، و بر ابزار مدرن ارتباطی که از کنترل ممیزان خارج است، تسلط یافته اند و می توانند چنان پویایی ایجاد کنند که  ما در قارۀ قدیمی اروپا از تصور آن عاجزیم.
ظفر شن اجاق نویسندۀ آلمانی ترک تبار مقیم برلین است. اخیراً کتابی به قلم او تحت عنوان «آلمانی بودن نوشته ای روشنگرانه» (Edition Köber Stiftung) منتشر شده است.

منوچهر امیرپور :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته اندیشه و هنر
ژوئن 2012
پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی

نسخه 97 “بازنمایی دموکراسی“ Fikrun را در تلفن همراه، BlackBerry یا خواننده الکترونیکی خود بخوانید!
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...

قنطره: گفتگو با جهان اسلام

سياست، فرهنگ، جامعه: اطلاعات و بحث به آلمانی، عربی و انگلیسی

زنيت آنلاين

شرق در شبکه: نقادانه، ابتکاری و متعادل