فرهنگ و آب و هوا

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

باغ در جهان اسلام
سنتی برای حفظ محیط زیست

هنر باغبانی شرق – حد اقل در دوره متأخر عهد باستان و در قرون وسطی - شهرت بسزایی داشت. فرهنگ و طبیعت به زیباترین نحوی در این هنر به نفع انسان و طبیعت به هم پیوسته است. امروز هنر باغبانی شرق در اثر توسعه شهرها و افزایش جمعیت در معرض خطر است ولی در عین حال متضمن رهنمود زیادی است برای رفتار مناسب با طبیعت.

بازارها – مساجد – کاخها: اینها برای گردشگران خارجی که به مشرق  اسلامی می آیند بیشترین جذابیت را دارند. بازدید از اماکن باستانی که نشانه فرهنگ والای چندین هزارساله  است، یا اشکال مختلف هنرهای دستی که تا به امروز ادامه دارد و برخی از آثار فرهنگ عامه و سنن آن در شهرها و روستاها این گونه «نگاه از بیرون» را تکمیل می کند، نگاهی چه بسا سطحی و ساده انگارانه.

با همه عشق و علاقه به این شواهد فرهنگهای شهری و تنوع محلی آنها کمتر به شرایط و مبانی پیدایش آنها توجه می شود. در میان آنها عامل «آب» از همه مهمتر است. به استثنای سرزمین های پست کنار رودخانه های نیل و دجله و فرات و سِند بخش اعظم مشرق اسلامی را کویر و بیابان فراگرفته و خشکی و کم آبی از ویژگیهای زیست محیطی چشم گیر آن است. آب مهمترین عنصر حیاتی است. فراوانی گیاه و حیوان و فعالیتهای انسانی بخصوص کشاورزی و توسعه های شهری بدون دسترسی به آب کافی متصور نیست. واحه هایی با ابعاد متفاوت نقطه تبلور فرهنگ شهری و روستایی در میان بیابان بی آب و علف است که با سیستم آبیاری گسترده در اطراف شهرها و با باغهای محصور به دیوارهای بلند اقامتگاههای اشرافی و بنیادهای مذهبی و باغچه و بستانهای میوه  در محیط کویری و کرتهای سبز در اطراف حوضهای حیاط خانه های شهری به وجود آمده  اند. اینها واحه های هستند برای تولید محصولات کشاورزی، کنج خلوتی برای آرامش و تأمل و استراحت. آب و درختان سایه دار بخش ضروری این محوطه هاست.

باغهای جهان اسلام – دیدگاه قرآنی

با توجه به شرایط سخت زندگی در مناطق خشک مشرق اسلامی غیرمترقبه نیست که واحه ها و باغهای آبیاری شده در دین اسلام و گفتار پیغمبر و در کتب مقدس منزلت خاصی دارند. در ارتباط با این موضوع آیه 35 از سوره رعد که همواره از آن نقل قول می شود، نقش خاصی دارد. در آنجا آمده است:

«وصف بهشت که به پرهیزکاران وعده شده چنین است که جویباران از فرودست آن جاری است و میوها و سایه آن همیشگی است. این سرانجام کسانی است که پرهیزکارند و سرانجام کافران آتش است.»

وصف های گیرای دیگری از بهشت و لذات آن که به روی مؤمنان باز است در قرآن آمده است. مثلاً سوره الدَّهر نه تنها از فوران چشمه ها (آیه 5 و 6) بلکه همچنین از «سایه های درختان که برسر مؤمنان افتاده و میوه هایش که به فرمانشان هستند» (آیه 14) سخن می گوید. فراوانی و سعادت در آخرت اجر زندگی خداپسندانه در دنیاست. با توجه به این وعده ها تعجبی ندارد که باغهای هنرمندانه بویژه باغهای اشرافی بین مراکش در غرب و سرزمین پادشاهان مغول (گورکانیان) در شرق چه بسا بهشت های زمینی نامیده شده اند – در تشبیه به بهشت آسمانی و نوید زندگی آینده پس از مرگ.

بررسی واقع بینانه فرهنگ باغبانی مشرق اسلامی به عنوان بخش عمده فرهنگ مادی و معنوی این منطقه مستلزم اشاره به ریشه های ماقبل اسلامی این پدیده است. نه تنها باغهای افسانه ای معلق سمیرامیس در بغداد عهد بابل بلکه همچنین باغهای دل انگیز هخامنشیان در پاسارگاد و سایر پایتخت های ایران در قرنهای چهارم و پنجم پیش از میلاد الگوی بسیاری از عناصر فرهنگ باغبانی اسلامی بوده اند که در مورد تأثیرگذاری عهد باستان مغرب زمین نیز صدق می کند. یونانیان بخصوص رومیان زندگی شهری خود را در ویلاهای مزین به فواره های آب و باغهای سرسبز و یا در خانه های روستایی جلو دروازه های شهرها می گذرانیدند. صرف نظر از استمرار این روش زندگی در ایتالیای امروز، رومیان شیوه زندگی 2000 ساله خود را در ایالات شرقی خود تا فرات گسترش داده بودند.

باغهای جهان اسلام هنگامی عمق معنوی یافتند و پیوند بی نظیرشان با دین و تفکر و فرهنگ تحقق یافت که به بهشت تشبیه شدند. خانم کامیلا بلشن روزنامه نگار آلمانی در تفسیری راجع به نمایشگاه «باغهای جهان اسلام» در برلین نقش و اهمیت این بهشت های زمینی را چنین وصف کرده است: «پیغمبر اسلام به عنوان سخنگوی خدا صدوسی بار از آن فضای معنوی سخن گفته است که در آن آب و شراب و شیر و عسل روان است، سایه درختان بلند هوای خنک وعده می دهد، از بته های انبوه گل عطرهای سرمست کننده به مشام می رسد. باغ عدن که در آن گل و نرگس و نخل و درختان انار می روید نویدبخش اقامتگاه و  لذات آخرت به کسانی است که پس از زندگی خداپسندانه از این دنیا رفته اند. این مائده های بهشتی که نیروی تصور انسان آنها را به سهولت درمی یابد، کافی است که بنای عقیدتی 2/1 میلیارد مسلمان را در سراسر جهان ثبیت کند. (فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ 21/1/1994، ص 35).

باغهای جهان اسلام – سنخ شناسی واقعیت های زمینی

و اما واقعیت های زمینی این شواهد تاریخی و هنری فرهنگ باغبانی اسلامی چه نمودی دارند؟ صرف نظر از اینکه بخواهیم نوعی سنخ شناسی باغهای عمومی (از دیدگاه غربی) را مبنای آن قرار دهیم (مانند موینی هان: در مورد قبرهای واقع در باغ – باغ کاخها – تفریحگاهها در کتابش بنام «بهشت به شکل باغ در ایران و هند دوران مغول لندن» مورخ 1980) یا تفاوتهای فرهنگی را مد نظر قرار دهیم مانند آتیلیو پتروچولی یکی از بهترین کارشناسان شهرسازی و محوطه سازی اسلامی. او به «برداشتهای متفات عربی و ایرانی و ترکی از طبیعت و مناظر طبیعی» و تفسیر خاصشان از بهشت قرآنی و قرینه های زمینی آن اشاره می کند (رک به آ. پتروچولی، باغ اسلامی، اشتوتگارت 1995). بهرحال همواره  آب و گیاه و درختان سایه  دار، ترجیحاً با میوه های گوناگون و گل و بوته عناصر سازنده این بهشت زمینی هستند.

تقریباً همه باغهای اسلامی صرف نظر از کاربرد و محل و ابعادشان کمابیش طبق ضوابط یکسانی ساخته می شدند. طرح کلی و محور اصلی آنها آبهای روان بود به صورت حوضچه ها و آبراهها و استخرها که دور آنها را باغچه های گل و گردشگاهها فرامی گرفت. در جوار آنها از دو طرف فضای سبز (چمن و گل و درخت و بوته) با طرح های هندسی متقارن ساخته می شد. الگوی اصلی آنها «چهار باغ» بود. این طرح اصلی که بنابه بزرگی و موقعیت و سلیقه قابل بازآفرینی و دگرگونی است، در سراسر مناطق فرهنگ باغبانی اسلامی به چشم می خورد و هنگامی جذابیت خاصی پیدا می کند که به صورت پلکانی با فواره های آب در سطوح مختلف ساخته شده باشد. کلاه فرنگی  ها و سایه بان هایی از مرمر و جایگاهها و نیمکت هایی در میان حوضچه ها به منظور احساس حال و هوای بهشتی آنها را تکمیل می کردند. فواره ها و آبشارها برای تزین مجتمع های ساختمانی احداث می شدند و از این واحه ها خلوتگاهایی در میان بیابان می آفریدند.

عصر شکوفایی بازآفرینی اوضاع آسمانی از سده های اولیه تمدن پیشرفته عربی اسلامی در قرن یازدهم و دوازدهم بخصوص در مغرب اسلامی و اندلس تا دوره حکومت گورکانیان در شبه قاره هند در قرون 16 و 17 ادامه داشت. بدیهی است که طیف بزرگ زمانی و مکانی به آفرینش انواع طرح های معماری و فرهنگ باغبانی انجامیده است. دور از عقل نیست که فرض کنیم نیاز به خودنمایی دنیوی در طی زمان جای ویژگی متفکرانه و دینی اولیه را گرفته است. باغهای اسلامی بتدریج تبدیل شدند به باغهایی در جهان اسلام، یعنی آفرینش های هنری و فرهنگی هنردوستان و حاکمان و خاندانهای سلطنتی با گرایش بیمارگونه به خودنمایی از این جهت با باغهای مشابهِ اروپایی در زمان استبداد فرانسه و باغهای انگلیس در قرنهای هیجدم و نوزدهم برابری می کنند. 

باغهای جهان اسلام: فضاهای استراحت و «شش سبز» شهرها

باغهای جهان اسلام امروز به بهشت های زمینی از نوع دیگر تحول یافته اند. از سویی به علت اهمیت هنری و فنی در آبیاری، مقصد گردشگری ملی و بین المللی شده اند. یکی از نمونه های زیبا و معروف آن باغها و فواره های زینتی الحمراء در غرناطه با آبراههای خوش ساخت و مزین و نارنجستانها و گلزارهای دل انگیز است. همچنین باغهای شهرهای پادشاهی مراکش مانند فاس و مکناس و مراکش شواهد نه تنها معنویت دینی بلکه شاید نوعی همزیستی هنرمندانه بین معماری و مدیریت آب و باغبانی است. باغهای ایرانی که شهرت بسزایی دارند بیشتر کنج خلوت برای پادشان بودند تا محل تأملات دینی: باغ فین در کاشان، باغهای پادشاهان صفوی در اصفهان یا باغ ارم در شیراز به عنوان مثال ذکر می شوند. نقطه اوج فرهنگ باغبانی اسلامی شاهکارهای مغولی در کابل و لاهور و دهلی در غرب تا باغهای شالیمار در سرینگر/ کشمیر است. باغهای پادشاهان مغول و فضاهای سبز آنها در مرتفعات معتدله کشمیر نشان می دهند که در اینجا تندرستی پادشاهان و ملازمان آنها مورد نظر است تا رفاه مالیات پردازان و زیردستانی که به کار گِل مشغولند. این چند مثال بدون اینکه مدعی کامل بودن آنها باشیم یک طرف هنر باغبانی مشرق اسلامی است که امروز از آنها برای آموزش مردم و برانگیختن تحسین آنها استفاده می شود.

و اما طرف دیگر این تحول، گشایش این باغهاست به روی ساکنان شهرها و برای استراحت آنها در حالی که زمانی منحصراً مورد استفاده دینی و اشرافی بودند. نمونه بارز آن گردشگاه مرکز شهر اصفهان در ایران است. چهارباغ زمانی بخشی از کاخ صفوی و باغهای آن بود. امروز محور اصلی این شهر چند میلیونی است که هنوز هم آبراه ها و درختان سایه افکنش مصون مانده اند، به رغم آنکه در کنار آن دکان و هتل و رستورانهایی ساخته شده اند. نظیر این وضع در بسیاری از باغهای مراکش دیده می شود. آسیای میانه وضع اسثتثایی دارد. در آنجا کاخهای چندین صدساله بازمانده از دوره سامانی و تیموری و مساجد و باغهای بخارا و سمرقند که در زمان اتحاد جماهیر شوروی به نشانه های قدرت ملوک الطوایفی و خان خانی تعبیر می شدند، خیلی زودتر به عنوان پارک های ملی به روی عموم گشوده شدند. به طور کلی می توان گفت که همه این بهشت های  زمینی زمانی در اطراف شهرها و دور از دروازه های شهری واقع بودند. گسترش سریع شهرها در مشرق اسلامی این باغها را امروز اکثراً به «فضای سبز داخل شهر» تبدیل کرده است. و از اینرو به عنوان گوشه دنج مورد استقبال ساکنان تحت فشار شهرهای امروزی واقع شده اند.

باغهای جهان اسلام که از سنت چندین صد ساله همزیستی روح و هنر و فرهنگ و طبیعت برخوردارند، امروز در جهان خرد گرا نقش دیگری نیز برعهده گرفته اند که تاکنون چندان مورد توجه نبوده: نقش «شش سبز» را در فضاهای شهری. نوسازی و ماشین سواری و صنعت، شهرها را به گرمخانه هایی پر از دودمه با کاهش جریان هوای آزاد تبدیل کرده که این وضع بویژه در مورد سرزمینهای گرم و کم باران مشرق اسلامی صدق می کند. فضاهای سبز و ذخایر آب و چتر درختان فضا را خنک و هوا را تصفیه می کنند. تبخیر  آب در سطح آب و برگ گیاهان (تعریق تبخیری) وسیله ای است برای کاهش گرما و خنک کردن هوا. بهشت های زمینی اختصاصی، در نقاط پرجمعیت امروز نقشی را به عهده می گیرند که بنیادگذارانشان آن را پیش بینی نکرده بودند. آنها را می توان بدون اغراق موضوع عمده بحث «شهر سبز» و نقش فضاهای سبز برای آب وهوای شهری نامید.

امروزه نه تنها پارکهای برنامه ریزی شده گذشته آب وهوای شهرها را تحت تأثیر قرار می دهند بلکه فضاهای زیر کشت داخل شهر و حیاط های کوچک خانه ها با حوض هایی چه بسا به بزرگی  وان حمام با اندکی گیاه زینتی هم مانند اقلیم های خردی هستند که ساکنان شهرها در آنها بهشت های زمینی مخصوص خود را ساخته اند، خانه های حیاط دار که در آنها بناهای مسکونی دور حیاط اندرونی ساخته شده اند. بنابه موقعیت اجتماعی ساکنان ممکن است این خانه ها مجتمع های با عظمتی باشند با ذخایر آب فراوان و آلاچیق ها و بادگیرها که اقامتگاه بازرگانان شهری یا مالکان بزرگ است که زندگی را در شهر به زندگی در روستا ترجیح می دهند. و اما اکثر این حیاط ها همان وضع ساده ای را دارند که قبلاً به آن اشاره شد، حوض های کوچکی با گلدانی چند در اطراف آن. حیاط های اندرونی چه بسا بقدری کوچکند که آنها را در ماههای تابستان با گستراندن پارچه های خیس خنک می کنند. اثر آب و گیاه در اقالیم خرد محلی در مورد روستاها نیز صدق می کند. باغ و بستان های محصور به دیوارهای بلند تنها برای تولید گل و میوه احداث نشده اند، بلکه کنج های خلوت و خنکی هستند برای استراحت در فضای روستایی، هم برای ساکنان ده و هم برای شهرنشینانی که در پی آرامش و تمدد اعصاب هستند.

باغهای جهان اسلام – بهشت های زمینی: برای مسلمان مؤمن نویدبخش آخرت، برای حکمرانان جای خودنمایی و خوش گذرانی، برای ساکنان امروزی شهر و روستا کنج خلوت و آرامش و استراحت. به خطا نرفته ایم اگر فرض کنیم که مراقبه و مکاشفه دینی در این فضاهای سبز باشکوه، دیگر نقش مهمی ندارد. در استفاده از این بهشت های زمینی، تجارت و زیارت جای این تأملات را گرفته است. اکنون بیش از همه خوش گذرانی بین المللی و محلی در اوقات فراغت نقش اساسی  دارند. تازه در سالهای اخیر اهمیت این باغها و پارکهای تاریخی برای آب وهوای شهر درک شده است: فرهنگ و طبیعت همزیستی خود را از سرگرفته اند.
اکارت اهلرس استاد بازنشسته زمین شناسی دانشگاه بن است

منوچهر امیرپور :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته اندیشه و هنر
ژوئن 2013

    Fikrun wa Fann as an e-paper

    Fikrun wa Fann as an e-paper

    Read Fikrun issue 99 “Culture and Climate” on your smart phone, BlackBerry or e-reader! Go to download...

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...