آموزش و پرورش

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

پیشرفت مشقت بار
دانشگاه های افغانستان

نظام دانشگاهی افغانستان آنقدر مشکل دارد که کسی نباید حسرتش را بخورد. واقعیت چنین است: بخش آموزش عالی در آینده ای نزدیک باید با رشد شدید جمعیت کشور دست و پنجه نرم کند. دو سوم جمعیت افغانستان کمتر از ۲۵ سال سن دارند. هر سال به تعداد دانش آموزانی که می خواهند به مؤسسات آموزش عالی وارد شوند، افزوده می شود. آیا نظام آموزشی افغانستان می تواند از پس این چالش برآید؟

تحولات سال های گذشته هم درخور توجه است و هم مشکل ساز. بر اساس منابع متعدد افغانستان در سال ۲۰۰۲ هشت هزار دانشجو داشت. تعداد دانشجویان در سال ۲۰۰۹ شصت و دو هزار نفر و در پایان سال ۲۰۱۳ نزدیک به صد وبیست هزار نفر بود. بر اساس منابع نظام آموزشی دولتی امکان پذیرش هفتاد تا هشتاد هزار دانشجو را دارد، در حالی که فارغ التحصیلان مدرسه سیصد هزار نفر هستند. گرچه می توان در صحت آمار و ارقامی که از افغانستان می رسد تردید داشت ولی هم اکنون نیز دسترسی عادلانه به آموزش عالی و ایجاد فرصت های برابر برای دولت افغانستان چالش های فزاینده ای هستند.

هر سال هنگام کنکور برای ورود به دانشگاه های دولتی قمار رتبه با رشوه و زیرمیزی شروع می شود. یکی از استادان دانشگاه کابل می گوید: «حقه بازی در بیشتر دانشکده ها سنت شده است. خود وزارتخانه در آن دخیل است و شکایت کردن برای دسترسی به فرصت برابر به قوه قضائیه ای که مستقل نیست، بی فایده است.» برخی شکوه و شکایت ها به رسانه های عمومی و تلویزیون نیز کشیده می شود، ولی این هم تا به حال مشکل را حل نکرده است. موانع بسیاری در همه سطوح وجود دارد. به گفته آگاهان اغلب خانواده های ثروتمند و با نفوذ هستند که از طریق رشوه فرزندان خود را به دانشکده های پزشکی یا مهندسی می فرستند، گرچه نتایج کنکور دیگران بهتر است.

سیستم آموزشی سه قشری

از دید دانشجویان فضای دانشگاهی افغانستان نوعی جامعه سه قشری است. بهترین فرصت را قشر کوچکی دارد که بورسیه های پردرآمد تحصیل در اروپا، آمریکا یا استرالیا را به چنگ آورده است. به عنوان نمونه سازمان مبادلات دانشگاهی آلمان با برنامه «پیمان ثبات افغانستان» و با امکانات وزارت امور خارجه آلمان از سال ۲۰۰۲ برای بسیاری از دانشجویان افغان امکان تحصیل در آلمان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را فراهم کرده است. هدف این است که این دانشجویان پس از بازگشت اساتیدی باشند که بتوانند در افغانستان هستۀ دانشکده های نوبنیادی را تشکیل دهند و این دانشکده ها را به سطح آکادمیک بین المللی برسانند. ضمنا همه این دانشجویان باید تعهد بدهند که پس از پایان دورۀ تحصیلشان در آلمان به وطن خود باز می گردند، چرا که برخی از آن ها در گذشته از بازگشت سر باز زده اند.

گروه دوم دانشجویانی هستند که جایی در یکی از ۲۶ دانشگاه دولتی افغانستان به دست می آورند. گرچه برنامه آموزشی و سیستم اداری این دانشگاه ها اغلب قدیمی، امکانات در مقایسه با استانداردهای بین المللی پیش پا افتاده و فضای حاکم در آن ها گهگاه یادآور سربازخانه است، ولی تحصیل در این دانشگاه ها همچنان راه گشاست. حتی اگر این راه به تحصیل در دانشگاهی در کشورهای همسایه چون هند و پاکستان بیانجامد.

گروه سوم زنان و مردان جوانی هستند که در کنکور موفق نمی شوند و یا سیستم موجب شکستشان می شود. تنها راه چاره این جوانان که تعداد آن ها پنجاه تا هفتاد هزار تخمین زده می شود، ورود به یکی از ۷۵ دانشگاه خصوصی افغانستان است. این مؤسسات در ۶ سال گذشته مانند قارچ سبز شده اند. رقابتی شدید بدون کمک های دولتی ولی در عوض با تابلوهای بزرگ تبلیغاتی در میدان های مرکزی کابل و همچنین در اینترنت، آغاز شده است. همه این مؤسسات در پی کسب نظر مساعد و پول دانشجویان یا به عبارتی دیگر پول والدین آن ها هستند. می توان گفت محصول کار نمونه ای مختص افغانستان است، چرا که بدین ترتیب بازرگانان و شرکت داران موفق افغانستان مؤسسات آموزش عالی را پایه نهاده اند. همچنین سیاستمداران از جمله فرمانداران، جنگ سالاران متحول شده، اعضای سابق طالبان اولویت خود را اعلام کرده اند. همه آن ها از پایه گذاران مؤسسات خصوصی جدید هستند، چرا که امید دارند بدین طریق در دراز مدت بر جامعه افغانستان و جوانان این کشور اثر بگذارند. به عنوان نمونه نفوذ عبدالسلام سیاف، نامزد ریاست جمهوری و محافظه کار سرسخت و رهبر مجاهدین و دوست عربستان سعودی، در دانشگاه دعوت فقط به نامگذاری منحصر نمی شود. همچنین دانشگاه خصوصی آریانا به عطا نور فرماندار بلخ نسبت داده می شود.

سودطلبی به جای امتحان ورودی

دانشگاه های خصوصی ایراد خاص خود را دارند. علی امیری استاد دانشگاه و از پایه گذاران دانشگاه خصوصی ابن سینا در کابل انتقاد خود را اینگونه بیان می کند: «امتحان ورودی در کار نیست. این یعنی همۀ دانشجو ها پذیرفته می شوند. بدین ترتیب سطح علمی بالا نمی رود بلکه به طور یکسان ضعیف می ماند.» به گفته امیری در دو سال گذشته تعداد دانشجویان این دانشگاه از چهارصد به هزار و چهارصد افزایش یافته است. بیش از یک سوم آن ها زن هستند. امیری می گوید: «درآمدی که دانشگاه سالانه فقط از شهریه دانشجویان کسب می کند حدود یک میلیون دلار است.» دانشگاه ابن سینا می خواهد با این درآمد در ده سال آینده زمین بخرد و در حومۀ کابل دانشگاه بزرگتری بسازد. دانشگاه های خصوصی دیگر بیشتر به دنبال سود کوتاه مدت هستند که به نظر می رسد که این از مختصات سرمایه داری لجام گسیخته ایست که اقتصاد افغانستان تحت تاثیر آن قرار دارد.

در میان این درهم و برهمی دانشگاهی یک دانشگاه مانند تافته ای جدا بافته است: دانشگاه آمریکایی کابل که بر اساس پیوندی قوی میان سیاست دولتی، دانشگاه های آمریکا و سرمایه داران خصوصی پایه گذاری شده است. شهریه یک سال تحصیل در این دانشگاه به دلار مبلغی چهار رقمی است. تنها برخی از نخبگان جدید کابل و افغانستان توانایی پرداخت این هزینه را دارند. به همین دلیل این دانشگاه به عنوان جایی که قرار است فرزندان دولتمردان و کارمندان سطوح بالای وزارتخانه ها را بسازد، شناخته می شود.

دانشگاه های خصوصی البته یک حسن هم دارند: در این دانشگاه ها می توان کارکنان جوان و انعطاف پذیری را یافت. به عنوان نمونه زنان جوان متعهدی که به عنوان مدرس آزاد کار می کنند. برخی از آن ها در دانشگاه های معتبر آمریکا و اروپا تحصیل کرده اند و ترجیح می دهند خارج از ساختارهای قدیمی دولتی کار کنند و شبکه های ارتباطی خود را داشته باشند.

با امیدواری

نعمت الله ابراهیمی از آنچه دیده است می گوید: «کم پیش نمی آید که در دانشگاه های دولتی استادان مسن مسیر گذار به عصر جدید را مسدود کنند. برخی از آن ها جایی برای جوان ترها باز نمی کنند. گرچه آن ها رسماً بازنشسته شده اند و نسل جوان صاحب صلاحیت بیشتری است.» اما به نظر نمی رسد جوانان مأیوس شده باشند. یکی از دانشجویان سابق که با کمک هزینۀ تحصیلی در خارج از کشور تحصیل کرده است با امیدواری می گوید: «در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۱۰ درصد استادان دانشکده ما در کابل مدرک کارشناسی ارشد داشتند. حالا ۸۰ درصد استادان این مدرک را دارند.» او نکات مثبت را برمی شمارد: کتاب های علمی بهتر و بیشتر به زبان انگلیسی، آزمایشگاهی تمیز، میکروسکوپ های نو و ۳۶ استاد. دانشکده ای در حال تغییر و تحول. کسانی که بورسیه های مورد علاقۀ خود را برای خارج کشور (اروپا، استرالیا و آمریکا) به دست نمی آورند، تمرکز خود را به کشورهای همسایه منعطف می کنند: هند، پاکستان و تاجیکستان. یکی از کارمندان دانشکدۀ هنرهای زیبا می گوید: «بسیاری از استادان دانشگاه کابل در حال حاضر در کشورهای همسایه هستند تا مدرک کارشناسی ارشد خود را بگیرند.» شهریه این دانشگاه ها سنگین نیست، ویزا را به سادگی می توان گرفت و توقعات از کارایی دانشجویان بیش از حد بالا نیست. علاوه بر این آنجا به زبان فارسی هم صحبت می شود. مسائل این چنین در افغانستان اغلب پیش می آید. «هم این و هم آن» صدق می کند. هم سیستم آموزش عالی باید هرچه زودتر و به طور کامل اصلاح شود و هم تغییر و تحولات بدون اصلاحات نیز به پیش می روند. تغییر و تحولاتی گاه عظیم و برخلاف همه سیاه نمایی ها.
مارتین گرنر خبرنگار آزاد و فیلمساز است. تمرکز کار او بر مسائل افغانستان است. مارتین گرنر در شهر کلن آلمان زندگی می کند.


پریسا نجفی تنکابنی :ترجمه
br> حق چاپ: انستیتوگوته، اندیشه و هنر ژوئن 2014

نظر خود دربارۀ این موضوع برای ما بنویسد:
Mail Symbol kulturzeitschriften@goethe.de

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

    Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید
    برو به بارگیری...

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...