آموزش و پرورش

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

تئاتر: دریچۀ اطمینان و اسلحه؟
آموزش و پرورش تئاتری در مناطق بحران زده . مثلا فلسطین

فلسطین در وضعیت دشواری بسر می برد و اشغالگری اسرائیلی ها باعث محدودیت های بسیاری شده است. با این وجود تعداد زیاد مراکز فرهنگی موجب شگفتی است. دربیشتر اردوگاه های پناهنده ها فعالیت های هنری با مشارکت کودکان و نوجوانان درجریان است. تئاتر و امکانات نمایشی در این فعالیت ها نقشی مرکزی دارند. به این ترتیب در فلسطین آموزش و پرورش تئاتری بستری برای فعالیت هائی است که باعث امیدواری های زیادی شده است.

با شعار «اشغالگران می توانند همه چیز‎مان را بگیرند، اما فرهنگ مان را نه» بسیاری از جوان های فلسطینی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی فعالیت می کنند. آن ها نواختن ساز های سنتی را می آموزند، با هدف حفظ فرهنگ فلسطینی ودر نتیجه حفظ هویت فلسطینی خود بیشتر از پیش به سراغ موسیقی، شعر و نقاشی فلسطینی می روند و به این ترتیب جنبشی در حال شکل گیری است که با امکانات هنر دست به مقاومت می زند و به این آگاهی می رسد که یادگیری و خلاقیت می توانند راهی باشند برای نشان دادن عکس العمل به اشغال. بسیاری از فلسطینی ها ازکسانی که خشونت در برابر خشونت را تنها راه حل تصور می کنند، روگردان شده اند. بعنوان مثال حالا در تظاهرات با هدف برپائی اعتراضات مسالمت آمیزی که با ارائه صحنه و تصویر متقاعد می کنند، هرچه بیشتر از امکانات تئاتری استفاده می شود. مثلا می توان تظاهرکنندگانِ به زنجیر کشیده شده ای را با چشم ها یا دهن های بسته دید که در سکوت تظاهرات را دنبال می کنند. این تصویرها به کمک رسانه های جمعی در همه کشور ها پخش شده و توجه جهانیان به خواست های فلسطینی ها را جلب می کنند. سازمان های یاری رسان و صلح طلب خارجی از این جنبش حمایت کرده و شاید سهمی در برپائی آن داشته اند، پروژه های بسیاری را تامین مالی می کنند و کار آموزش و پرورش تئاتری با کودکان و نوجوانان را مورد حمایت قرار می دهند.

کار بردِ آموزش و پرورش تئاتری

گرچه در آلمان مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کاملا متفاوتی حکمفرماست، اما در آنجا هم علاقه به آموزش و پرورش تئاتری رو به افزایش است. ارزش کارنمایشی درحوزه های اجتماعی و تعلیم و تربیت بیش از پیش شناخته می شود. تئاتر بمنزله رسانه در آموزش زبان، در درمان ها، تحقیقات و فرآیند های ارتباطی مورد استفاده قرار می گیرد. در بعضی از ایالت های آلمان درس بازی های تجسمی در مدارس تدریس می شود و در این فاصله حتی به یکی از دروس اصلی امتحانات دیپلم تبدیل شده است. در اردوگاه های تابستانی که به تعداد زیاد از طرف وزارت خانه های آموزش و پرورش برگزارشده و مورد تحسین فراوان قرارگرفته اند، دوره های «زبان آلمانی از راه تئاتر» موفقیت آمیز می باشند. این اردوگاه های تابستانی در راه همآهنگ سازی اجتماعی گام برداشته و به کودکان خانواده های مهاجر به کمک ترکیبی از کار تئاتر روزانه و اجرای نمایش در پایان پروژه در فراگیری زبان و خط آلمانی یاری می دهند. کارهای نمایشی را دیگر می توان همه جا دید: در زندانها، در شرکت ها، در بیمارستان ها، خانه های سالمندان، در محیط های اجتماعی بحث انگیز، در بعضی از خانه های متقاضیانِ پناهندگی و در شهرداری ها و فرمانداری ها. در تماشاخانه ها، چه تماشاخانه های دولتی و چه ایالتی، دیگر راه اندازی بخش ویژه آموزش و پرورش تئاتری جزو برنامه ریزی ها محسوب می شود. مخاطب این بخش ها دانش آموزان وتماشاچیان جوان می باشند. آموزش و پرورش تئاتری که تمرکز خود را برکار با افراد در سنین مختلف، با خاستگاه و حرفه های مختلف قرار داده است، یعنی با باصطلاح «غیرحرفه ای ها» کار می کند، اغلب از طرف همکاران در بخش های بازیگری و کارگردانی مورد انتقاد قرار می گیرد، از جمله این که در این برنامه ها چندان به کار هنری پرداخته نشده و تمرکز بر فرآیند و نه بر بازده روی کیفیتِ کار تاثیر می گذارد. اما آیا بازده یک فرایندِخوب نمی تواند به مراتب بهتر باشد؟ کار آموزش و پرورش تئاتری ایجاد توازنی دائم بین کارهنری و کار آموزش خلاقانه است، که در این چارچوب «کار آموزش و پرورش خلاقانه» به معنی حمایت و پیش برد قابلیت های اجتماعی، همکاری گروهی و توانائی نشان دادن عکس العمل و فائق آمدن بر درگیری هاست.

نقش برتولد برشت

برتولد برشت احتمالا سرشناس ترین دست اندر کار تئاتر است که درکنار فعالیت هایش در مقام نمایشنامه نویس، شاعر و کارگردان در زمینه آموزش وپرورش کارکرده است. نمایشنامه هائی که در فرم «نمایشنامه های آموزشی» نوشته، متن هائی هستند که قرار است در خدمت آموزش سیاسی باشند. یکی از مشهور ترین این نمایشنامه ها «تدبیر» است. موضوع این نمایشنامه، مثل موضوع اکثر نمایشنامه های آموزشی رودررو شدن افرادی از موقعیت های قدرتی مختلف و در نتیجه امکان بررسی ساختار های اجتماعی، دگرگون کردن آن ها یا بطور کلی ترکیب بندی جدید آن هاست. بعنوان مثال برشت کارآموزان کارخانه ای را بصورت بازیگرانی در آورد که می توانستند خود را جای کارفرما یا کارگر بگذارند. درنمایشنامه آموزشی از امکانات تئاتری برای برانگیختن تدبیرهای فردی و بازی با واقعیت استفاده می شود. به این ترتیب برشت از «تئاتر برای دیدن» به سمت «تئاتر برای تجربه کردن» رفت. مفهوم نقش هم بارمعنائی جدیدی پیدا کرد. فقط بازیگر نیست که روی صحنه نقشی را بازی می کند، تک تک ما بسته به موقعیتی که در آن هستیم، نقش های مختلفی به عهده می گیریم.

آگوستو بوآل یکی دیگر از دست اندرکاران تئاتر است که در ریودوژانیرو با الهام از برشت شیوه تئاترآموزشی را گسترش داد، از جمله با «تئاترمردم تحت ستم». مشخصه این تئاتر حذف جدائی صحنه و تماشاچی است و هدفش پیداکردن راه حل های سیاسی و اجتماعی از طریق تئاتر. یکی از مشهورترین پروژه های او «تئاتر قانون گذار» است. بوال از 1992 تا 1996 که نماینده حزب کارگران در شورای شهر بود این پروژه را با همکاری هنرمندان و کارکنان وزارت دادگستری و درجهت مشارکت فعال مردم در سیاست و روند های تصمیم گیری سیاسی اجرا کرد. بوآل پروژه خود را با شرایط محیط کارش وفق می داد. او در اروپا به شکل های دیگر با اختناق و فشار برخورد کرد و علاقه اش به فعالیت در مراکز درمانی بیشتر شد. درگیری های «آشکار» در ارتباط با اختناق های سیاسی و اجتماعی بتدریج از میدان دید کنار رفته و جای خود را به «درگیری های پنهان» که در درون فرد اتفاق می افتند، می دهند. این روند منطبق است با روح زمانه که کمتر بر اجتماع، بلکه بیشتر بر فرد متمرکز است. بنابراین امروزه مساله اساسی آموزش و پرورش تئاتری مساله کمک به شخصیت و شکوفائی بوده و مجددا «تئاتر برای دیدن» مورد توجه قرار می گیرد. امروزه بسیاری معتقدند که تئاتر فقط می تواند از طریق تجربه های زیباشناسانه که موجب شادی و مسرت می شود، به جنیه های آموزشی و رهاسازی دست پیدا کند.

بسط وگسترش آموزش و پرورش تئاتری با کاربرد ها و امکانات کاربردی متنوع نشان می دهد، که تئاتر به اندازه کافی فضا و ظرفیت همراه دارد که به شکل های مختلف اختناق و فشار بپردازد. در بازسازی موقعیت ها می توان گزینه های مختلف اقدامات عملی را مورد بررسی قرار داد، می توان نقش های مختلفی به منصه ظهور گذاشت، می توان به تشریح نقش قربانی و مجرم پرداخت و نمونه هائی پیدا کرد. این نوع تئاتر، تئاتر فروم (مناظره عمومی) یا تئاتر مداخله و ممانعت نامیده می شود. پروژه «بدنم مال خودم است» یکی از این پروژه هاست که در سراسر آلمان در مدارس اجرا دارد و به کودکان در مورد خشونت های جنسی آموزش می دهد.

تئاتر سیاسی

وقتی سیاست، جامعه و تئاتر می توانند آن قدر نزدیک به هم باشند، پس تعجبی ندارد که در فلسطین نه فقط کارتئاتری زیادی انجام می شود، بلکه این تئاتر همواره سیاسی هم هست. اما جنبه سیاسی تئاتر برای بعضی از دست اندرکاران تئاتر در فلسطین خالی از اشکال نیست. آن ها انتقاد می کنند که در بیشتر مواقع زیبائی شناسی کنارگذاشته شده و امکانات تئاتری به حداقل تنزل می یابد، و بیانیه های سیاسی باعث ازدست رفتن تخیل و سبکبالی شده، طنز و زیبائی شناسی به پس زمینه رانده می شو ند.

اما اغلب مشاهده می شود که اهالی تئاتر موفق می شوند تا سیاست و زیبائی شناسی را یک جا جمع کنند و در راه بالندگی تئاتر فلسطینی با موفقیت قدم بردارند.

در فلسطین می توان شاهد بود که آموزش و پرورش تئاتری بیش از همه روی کار با کودکان و نوجوانان متمرکز است. کودکان پناهنده در بسیاری از اردوگاه های پناهندگان در ساحل غربی و نوار غزه در آموزش و پرورش تئاتری شرکت دارند. آن ها باید این فرصت را پیدا کنند که با امکانات تئاتر به تجربه های خود پرداخته، راهی برای بیان اندوه، ترس و خشم خود بیابند. یکی دیگر از جنبه های مهم این فعالیت دادن فرصت های دیگر به کودکان و نوجوانان برای گذراندن اوقات فراغت است تا بتوانند مورد توجه بودن و پذیرفته شدن را تجربه کنند و در فضائی امن دور از سرخوردگی و دور از هرنوع افراط گری های مذهبی و سیاسی شخصیت خود را رشد دهند.

تئاتر آزادی

مشهورترین تالار تئاتر در فلسطین که محصول یک پروژۀ هنری و آموزشی پرورشی در یک اردوگاه پناهندگان است، «تئاتر آزادی» در جنین است که فراتر از مرزهای فلسطین هم شهرت دارد چون بطور مرتب در اروپا برنامه هائی اجرا می کند. این تئاتر حین انتفاضه اول در سال 1988 توسط فعال یهودی خانم آرنا میرخمیس در اردوگاه پناهندگان جنین و با نام «تئاتر سنگ» پایه گذاری شد. پسر او، جولیانو میرخمیس در سال 2006 مدیریت تئاتر را عهده دار شد و در آن جا به کارگردانی و بازیگری پرداخت. برای خیلی ها چه در طرف اسرائیلی و چه در طرف فلسطینی این واقعیت قابل درک نبود که جولیانو و مادرش هم یهودی بودند و هم آشکارا طرفدار فلسطینی ها. در سال 2011 جولیانو میرخمیس توسط شخصی که تا امروز ناشناس مانده، مقابل تئاترش به ضرب گلوله به قتل رسید. بعد از این واقعه تاسف بار نبیل الراعی مدیریت تئاتر را بعهده گرفت. پس از مرگ جولیانو میرخمیس اسرائیلی ها فعالیت مدیریت جدید و تمام همکاران را ممنوع کردند، حتی نبیل الراعی درسال 2012 به دلایل واهی به زندان انداخته شد. فیلم «بچه های آرنا» محصول سال 2004 و به کارگردانی جولیانو مر خیمس و د. دانیل داستان شروع جنبش «تئاترسنگ» را نشان می دهد و بطور عمده به این پرسش می پردازد که چه انگیزه هائی اساس این فعالیت را تشکیل می دهند، رفتار کودکان در برابر این موقعیت جدید چگونه است و آیا این کار به آن ها کمک کرده تا تلخی ناشی از جنگ در زندگی روزانه خود را فراموش کنند.

جولیانو مرخیمس در این فیلم همکاری با مادرش و پیشرفت کودکان گروه تئاتری او تا نوجوانی را ثبت کرده است. زندگی این کودکان متأثر است از فرار و تعقیب. آن ها شاهد اولین و دومین انتفاضه هستند و خیلی هایشان در نتیجه بمباران های ارتش اسرائیل خانه و کاشانه از دست می دهند. آرنا میرخمیس می خواهد از طریق فرهنگ افق های جدیدی برابر دیدگان این کودکان بازکند، تا بتوانند اندوه خود را با امکانان هنری بیان کنند، اعتماد به نفسشان را از راه تئاتر دوباره بدست آورند تا زندگی روزمره شان در سایه جنگ رنگ و بوئی بگیرد. این کودکان و نو جوانان در مصاحبه ها به پرسشی دربارۀ اهمیتی که تئاتر و موسسه آرنا میرخمیس برای آن ها دارد، پاسخ داده اند. پسربچه ای می گوید که وقتی روی صحنه ایستاده احساس قوی بودن و غرور می کند، می گوید که همان حس پرتاب سنگ و پرتاب کوکتل مولوتف را دارد.

وقتی آرنا به بیماری سرطان درگذشت جولیانو فلسطین را ترک کرد، پنج سال بعد برگشت و با مسائل تکان دهنده ای روبرو شد. بعضی از کودکانی که دیگر مردان جوانی شده بودند، در حمله های اسرائیلی ها به قتل رسیده بودند، یکی از پسربچه های گروه تئاتر در یک حمله انتحاری خود را منفجر کرده بود. جولیانو می خواهد نشانه ها را جستجو کند و گروهی مردان جوان را در مقاومت مسلحانه شان همراهی می کند. در مقام تماشاچی باید با این واقعیت نومیدکننده روبرو شویم که کودکان دیروز پروژه تئاتر یا طی حمله هائی از بین رفته اند و یا خودشان به مقاومت مسلحانه پیوسته اند. در اینجا البته این پرسش پیش می آید که آیا این پروژه چیزی را تغییر داده، و یا می توانسته، اگر پس از فوت آرنا میرخمیس ادامه پیدا کرده بود، تغییر بدهد.

دارالکلمه در بیت اللحم

در سالن های مرکز فرهنگی دارالکلمه در بیت اللحم نیز دوره ها و برنامه های زیادی برگزار می شوند. برنامه سالیانه این مرکز شامل فستیوال های فیلم، نمایشگاه های متعدد، دوره های مرتب آموزش موسیقی و تئاتر و حتی دوره های آموزش های سلامتی برای افراد مسن تر می باشد.

«گروه تئاتررقص دیار» هفته ای چندشب در این مرکز فرهنگی تمرین می کند و با نمایش هائی که هنرمندان این تئاتر تنظیم می کنند برای اجرای برنامه ها در فلسطین و اروپا سفر می کنند. این نمایش ها ترکیبی از تئاتر کلاسیک، رقص ها، موسیقی و ترانه های سنتی فلسطین هستند. نکته شاخص این گروه تئاتری این است که تمام شرکت کننده ها علاوه بر علاقه بسیار به تئاتر هرکدام کار و حرفه دیگری هم دارند، دانش آموز، دانشجو، یا درجستجوی کار. رامی خضر یکی از موسسین و مدیر گروه است که موفق شده تا یک گروه حرفه ای پایه گذاری کند که با روش هنرمندانه، بسیار معطوف به جسم و احساس زمینه ای در اختیار فلسطینی های جوان قرار می دهد تا منظور خود را بیان نمایند و به نقد موضوع های سیاسی و اجتماعی، مثلا نابرابری جنسیتی یا بیکاری بپردازند. و از سوی دیگر این برخورد باید، به صورت اجرای هنرمندانه ای، به اجتماع عرضه شود و آن جا تفکر و اظهارنظر برانگیزد.

دارالکلمه که توسط کشیش دکترمیتری راهب (دریافت کننده جایزه صلح آخن 2008، جایزه رسانه های آلمان 2011) پایه گذاری شده وتوسط جمعیت لوتری اداره می شود، علاوه بر خانه فرهنگ، کالج دارالکلمه و یک مرکز بهداشت نیز در بیت اللحم بنا کرده است. در این کالج از سال 2010 امکان تحصیل در رشته هایی مانند موسیقی، تئاتر، صنایع دستی یا فیلم مستند وجود دارد و اولین دانشگاه در خاورمیانه است که گرایش عمدۀ رشته های آن هنر، صنعت جهانگردی، چندرسانه ای و ارتباطات می باشد. بخش تئاتر این دانشگاه با بخش آموزش وپرورش تئاتری دانشگاه اوسنابروک قرارداد همکاری دارد و بطور مرتب تبادل استاد و دانشجو بین این دو دانشگاه صورت می گیرد.

در اردوگاه پناهندگان آیدا در بیت اللحم هم برنامه های فرهنگی بسیاری عرضه شده و کار آموزش و پرورش تئاتری در جریان است. در آن جا هم دوره های تئاتر برای کودکان و نوجوانان سنین مختلف برگزارمی شود که شرکت کنندگان درطول هفته برای اجرای تئاتردورهم جمع می شوند.

در این اردوگاه اجراهای متعدد تئاتری به صحنه می رود، مثلا نمایشنامه ای که در آن دختربچه های هفت تا دوارزه ساله از خاطره های شخصی خود طی دوران اشغال می گویند. خشونت نظامی ها که خانه هایشان را جستجو می کنند، اعضا خانواده را از هم جدا می کنند، آن ها را وادار می کنند تا پناهنده شوند در تصویرهای ساده ای بیان می شوند. داستانِ شخص قدرتمندی که همه را تحت فشار و اختناق نگه می دارد و تحقیر می کند، اما مردم مقاومت کرده و از خود بصورت مسالمت آمیز دفاع می کنند، حضور دارند و اتحاد خود را حفظ می کنند. انرژی و جدیت بازیگران نوجوان تاثیر گذار است، اما این سئوال هست که آیا این دخترها خودشان هم به این فکر می افتادند تا خاطرات تلخ خود را بیان کنند، یا این دخترها را آموزش می دهند تا مدام بیانیه های سیاسی صادر کنند و به این ترتیب امکانات تئاتر مورد سوءاستفاده قرار می گیرد. شکی نیست که اشغال، اختناق و بی عدالتی هم بخشی از داستان زندگی آن هاست، اما جنبه های مختلف زندگی این دخترها فراموش می شود، فراموش می شود که این ها دختربچه هم هستند، جنبه هائی که در آن ها این دخترها فقط دختر هستند، حسرت سرخوشی کودکانه، بازی، بگوبخند و خیال بافی دارند. این که از کودکان استفاده ابزاری سیاسی شود، با تلاش های آموزش و پرورش تئاتری برای آزادسازی و رها سازی انطباق ندارد. هدف اصلی این تلاش در این است که انسان با نمایش و تئاتر یاد بگیرد تا خود و دنیای پیرامونش را منعکس کند.

تئاتر بدون تماشاچی؟

در آلمان نمایش ها و تئاترهائی که از مناطق بحران زده، مثل فلسطین می آیند مورد توجه زیاد قرار می گیرند. گروه های تئاتری دعوت می شوند و حمایت های مالی صورت می گیرد. تئاتری که برای هنرمندش نقش وجودی پیدا کرده، زیرا هنرمند با تئاترش خود را به خطر می اندازد چون منتقد رژیم است و تئاترش احتمالا فقط در تبیعد می تواند ادامه یابد، برای تماشاچی آلمانی بسیار جالب توجه است. چون در بسیاری از سالن های تئاتر در آلمان دیگر ضرورت تئاتر احساس نمی شود، تخصص گرائی زیاده از حد دست اندرکاران و بازیگران موجب شده تا بین تئاتر و مشکلات و مسائل مطرح شده در نمایشنامه ها فاصله زیاد بشود، و هنر برای هنر هم اغلب از جنبه های اجتماعی نمایشنامه ها فراتر می رود. تئاتر دیگر کسی را تحت تاثیر قرار نمی دهد و در اکثر موارد مخاطبش در اجتماع اقلیتی است با تحصیلات بالا. بسیاری از اهالی تئاتر اکنون در مورد این مشکل بحث و گفتگو می کنند. آن ها از نبودِ ثبات برای تئاتر در اجتماع گلایه دارند و کمبود وزنۀ سیاسی و اجتماعی تئاتر را حس می کنند.

در فلسطین اما از کمبود نیروی متخصص و حرفه ای گلایه می شود. مربیان تحصیل کرده اندک هستند و در حوزه های علمی تئاتر امیدی به ورود نیروی تازه نفس هم نیست که بتواند تحقیقاتی درباره آموزش و پرورش تئاتر در حوزه عمل انجام دهد و دانشجویانی در زمینه های مختلف تربیت نماید.

باوجود امکانات زیاد اشتغال، دست اندرکاران جوان حوزه تئاتر در فلسطین شانس زیادی برای کار ندارند، زیرا وضعیت سیاسی شرایط را به حد بسیار زیادی مشکل می کند. معذالک به اندازه کافی هنرمندانی هستند که در خارج برنامه اجرا می کنند و از همکاری با هنرمندان سایر کشورها استفاده می کنند تا فراغتی از زندگی سخت روزانه داشته باشند، با فرهنگ های دیگر آشنا شوند و فعالیت تئاتری خود را گسترش دهند.

آموزش و پرورش تئاتری هم مانند جامعه بطور اعم و تئاتر بطور اخص دستخوش تحولات دائمی است. با تشکیل شبکه ها و تبادلات روزافزون در سطح بین المللی در حوزه تئاتر تفاوت های بین کشورهای مختلف به پس زمینه رفته و فعالیت های تئاتری با غنی سازی متقابل، رشد می کند.
میریام لمجادی در آلمان، فرانسه و کشور های عربی به کار تئاتر مشغول است. لمجادی تحصیلات خود را در انستیتو آموزش و پرورش تئاتری در دانشگاه اوسنابروک – لینگن به پایان رسانده است

س. محمود حسینی زاد :ترجمه
حق چاپ: انستیتوگوته، اندیشه و هنر ژوئن 2014

نظر خود دربارۀ این موضوع برای ما بنویسد:
Mail Symbol kulturzeitschriften@goethe.de

پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید
برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...