مسائل جنسیت

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

نقش جنسیت یا دین
چرا من به عنوان یک زن مسلمان روسری به سر نمی کنم

روسری یا حکومت قانونمدار – کدام یک پناه موثرتری است؟

ینکا شونیباره، سرهنگ تارلتون و خانم اسوالد شوتینگ. از نمایشگاه: چه کسی راز فردا را می داند. نگارستان ملی نو برلین. عکس: از اشتفان وایدنر امروز وقتی که من به عنوان یک زن مسلمان در آلمان زندگی می کنم و از خود می پرسم آیا باید حجاب داشته باشم یا نه، با این سئوال روبرو می شوم که آیا پوشش جداگانه برای سر که در آیۀ 59 سورۀ 33 قرآن از آن سخن رفته، منظور اولیه یعنی محافظت زنان در برابر هوای نفس مردان را تامین می کند؟ پاسخ من اینست که خیر. در آلمان امروز روسری نه تنها دیگر این منظور را برای محفاظت زنان برنمی آورد، بلکه برعکسِ آن چه مورد نظر خداوند بوده، موجب زیان زنان محجبه است، از جمله با تبعیضی که نسبت به آنان اعمال می شود. حفاظت مورد نظر در برابر «مزاحمت ها»، به جای روسری که در چارچوب قواعد جامعۀ آن زمان مقرر شده بود، امروزه توسط یک نظام حقوقی کارآمد تامین می شود. حکومت قانونمدار آزادیخواه زن را این گونه مورد حمایت قرار می دهد که مثلاً برای دفع تهاجم به او مجازات تعیین می کند.

این حمایت البته در درجۀ اول متوجه سلامت جسمانی است اما در ارتباط با سلامت اخلاقی نیز با توجه به آزادی های اعطا شده در یک حکومت قانونمدار مدرن، انسان را بیش از پیش مسئول رفتار خویش می کند. حجاب نمی تواند این مسئولیت را از دوش من بردارد. من نمی توانم خود را پشت تکه ای پارچه پنهان کنم. حکومت قانونمدار دموکرات و آزادیخواه حقوقی اعطا می کند و همزمان وظایفی هم مقرر می دارد. در چنین محیطی من یا می توانم با یا بدون حجاب نجیبانه رفتار کنم و یا نمی توانم.

موی سر دیگر به تنهایی باعث بروز رفتار غیراخلاقی نمی شود

با این استدلال می توان پوشش اضافه ای را که در قرآن برای جامعۀ قبیله ای کهن عرب مقرر شده بود کنار گذاشت. آنچه فعلاً باقی می ماند خِمار، یعنی نوعی روسری است که جزیی از لباس تمامی زنان در آن دوره بوده است. قرآن نه با این نوع پوشش مخالفتی می کند و نه استفاده از آن را مورد تاکید قرار می دهد. خداوند فقط یک بار این کلمه را ذکر می کند (آیۀ 31 از سورۀ 24). در این آیه این کلمه به طور ضمنی و در ارتباط با دعوت به رفتار مبتنی بر اصول اخلاقی ذکر می شود. بنابراین در قرآن این نوع پوشش سر تصریح نشده است. آیا چنانچه خداوند می خواست نوع خاصی از پوشش سر را مقرر کند، نظر خود را آشکار و صریح بیان نمی کرد؟

به این ترتیب خِمار فقط نوعی پوشش «تزیینی» است که با ذهنیات آن دوره مطابقت داشته است. آن چه در طول تاریخ آگاهانه یا ناخوآگاه به عملکرد پوشش سر ارتباط داده شده، مانند محافظت در برابر شن در صحرا یا نیات پلید، امروزه و از نظر عقلانی همگی منسوخ شده و اعتبار خود را از دست داده است. دنیای ذهنی مردم تغییر یافته است. به عنوان مثال در آلمان قرن بیست و یکم - حد اقل – آرایش موی زنان به تنهایی تأثیر تحریک کننده ای ندارد. دیگر نگاه به موی سر در هیچکس – شاید به جز افرادی که رفتار غیر متعارف جنسی دارند - باعث بروز خیال پردازی های جنسی و برخوردهای غیر اخلاقی نمی شود.

هنگام گردش در مراکز خرید در شهرها هیچکس به خاطر مو به کسی نگاه نمی کند. فقط زمانی که کسی لباسی هوس انگیز و یا عجیب و غریب به تن کرده و رفتاری در خور آن داشته باشد توجه این و آن را جلب می کند. به علاوه در این کشور دیگر با دنیایی مردانه سروکار نداریم که هنوز مانند بیش از هزار سال پیش می اندیشد. از برکت دست آوردهای حاکمیت قانونمدار، آزادیخواه و دموکرات و در نتیجۀ تفاهم جنسیتی که امروز در آلمان حاکم است نیازی نیست که کسی مجبور باشد برای زندگی مطابق اصول اخلاقی پوشش سر داشته باشد. روسری از مد افتاده است.

نگرش سنت گرایانه به استفادۀ اجباری از روسری در درجۀ اول بر تفسیری از عالِمان دینی استوار است که چندین نسل بعد از پیامبر زندگی می کرده اند. از احکام آنان می توان متابعت کرد ولی آن ها مصون از خطا نیستند. همۀ عالِمان به عنوان انسان جایزالخطا هستند. در محافل محافظه کار و بنیادگرا دائما تاکید می شود که ما باید رفتار خود را با قرآن و پیامبر تطبیق دهیم. سخنگویان این محافل چنین وانمود می کنند که گویی دورۀ زندگانی پیامبر و عصر اسلام اولیه را بی واسطه مقابل چشمانشان دارند. ولی واقعیت این است که تصور آنان در درجۀ اول مبتنی بر جهان بینی علمایی است که ششصد (!) سال بعد از پیامبر زندگی می کرده اند. منظور اشخاصی هستند مانند ابن قدامه (متوفا به سال 1223 میلادی)، ابن تیمیه (متوفا به سال 1328 میلادی) و یا ابن قیم الجوزیه (متوفا به سال 1350 میلادی). با توجه به ساختار پدرسالارانۀ جامعۀ آن روز جای تعجب نیست اگر تفسیرهای این منابع در مورد روابط جنسی به طور معمول به ضرر زنان از کار درآید، اگرچه با نیت واقعی قرآن که در سراسر آن وجود دارد در تضاد باشد که هدفش بهبود وضع زنان نسبت به جایگاهشان در آن دوره بوده است.

این گرایش کمتر تعجب آور خواهد بود، چنانچه زن ستیزی بسیاری از عالِمان اسلامی در تاریخ را پیش خود مجسم کنیم. پیوند بین حیا و روسری به هیچ وجه آن قدر آشکار نیست که به نظر می رسد. آیات 30 و 31 سوره ی 24 هردو جنس، هم مردان و هم زنان را به پاکدامنی فرا می خواند. ولی در تفسیر قرآن تا امروز صرفاً بر پاکدامنی زنان تاکید می شود.   

چشم انداز

ولی در عین حال اندیشۀ قرآنی مبتنی بر استفاده از لباس مطابق اصول اخلاقی مرسوم دستورالعملی است که باید با پوشیدن لباس مناسب رعایت شود. این از دید یک زن مؤمن به این معناست که تمام قسمت هایی از بدن زن که امروزه می توانند در تماس احتمالی با جنس مخالف تاثیری تحریک آمیز داشته باشند، کماکان و با استفاده از لباس هایی که امروزه مرسوم هستند «به درستی» پوشیده شوند. این که «به درستی»، «مناسب» و یا «برازنده» چیست، بستگی به درک منطقی هر زن شهروند دارد، چون در منابع اسلامی برای زمان حال سفارش خاصی نشده است. در هر حال رفتار غالب که طبق آن غالباً مردان مسن – عالِم یا عامی – حق تعیین نوع پوشش زنان را برای خود محفوظ می دانند، به هیچ وجه، نه از نظر علم کلام و نه علوم اجتماعی اساس مستدلی ندارد. همین نظر در مورد ارزش گذاری روسری به عنوان نشانۀ اعتقاد به اسلام نیز صادق است. قائل شدن چنین نقشی برای حجاب در تاریخ اسلام قابل اثبات نیست. ارتقاء مقام حجاب به عنصر پیوند دهندۀ جامعۀ اسلامی جایگاهی در تاریخ اسلام ندارد. همچنین آنچه که امروز به عنوان نماد سیاسی اغلب موضوع مباحثات عمومی قرار می گیرد، بها دادن زیاد به تکه ای از لباس است که در تاریخ ریشه ای ندارد (ر.ک.: فیشر 2005:173). ظهور این پدیده مربوط به چند دهۀ اخیر و پی آمد رشد جریان های اسلامی به عنوان عنصر مخالفت با نفوذ غرب در جهان اسلام است.

لمیاء قدور
در سال 1978 در شهر آلن در وستفالیا در یک خانوادۀ مهاجر سوری به دنیا آمد. او در رشتۀ علوم اسلامی تحصیل کرده و در دانشگاه مونستر به آموزش معلمین مسلمان علوم دینی مدارس اشتغال داشته است. کادور از سال تحصیلی 2003/2004 در سِمت معلم در چهارچوب برنامۀ آزمایشی «اسلام شناسی به زبان آلمانی» به کار مشغول است. آخرین کتاب او: «مسلمان – زن – آلمانی! زندگی من برای اسلامی متناسب با عصر حاضر» توسط انتشارات C.H.Beck مونیخ در سال 2010 منتشر شده است. متن حاضر تلخیصی از یک بررسی است که در کتاب «اسلام ستایی» - گردآوری تورستن گرالد شنایدر و نشر VS در ویسبادن - صفحات 131 - 158 درج شده است.

ترجمه: فریدون سامان
انستیتو گوته، تحریریه اندیشه و هنر
ژانویه 2011
پيوندها

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...

قنطره: گفتگو با جهان اسلام

سياست، فرهنگ، جامعه: اطلاعات و بحث به آلمانی، عربی و انگلیسی

زنيت آنلاين

شرق در شبکه: نقادانه، ابتکاری و متعادل