فروریزی دیوار برلین - 1989

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

89 در آفریقای جنوبی
پایان جدایی نژادی

صفی در برابر صندوق رأی در تکوزا واقع در شرق جوهانسبورگ طی اولین انتخابات آفریقای جنوبی پس از پایان آپاراتاید. جوهانسبورگ/ آفریقای جنوبی، 26 آوریل 1994; عکس: دیوید بروچیلی/ آسوشیتدپرسسال 90/89 برای آفریقا به ویژه آفریقای جنوبی نیز نقطه عطفی بود: پایان رژیم جدایی نژادی. ماجرا چه بود و اكنون پس از گذشت 20 سال بیلان كار چگونه است؟

نلسون ماندلا «مشهورترین زندانی جهان» در تاریخ 11 فوریه 1990 زندانی را در نزدیكی كیپ تاون ترك كرد. در این تاریخ مدت 27 سال از عمر خود را به عنوان زندانی سیاسی رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی پشت میله های آهنین گذرانده بود. ماندلا در زندگینامه خود تحت عنوان «راه طولانی به سوی آزادی» این لحظات را با كلمات تكان دهنده ای توصیف كرده است: «30 متر به دروازه مانده صدای تلیك تلیك دوربین های عكاسی بلند شد، صدایی كه مانند حركت گله بزرگی از حیوانات آهنی شنیده می شد. خبرنگاران سؤال پیچم كردند. تیم های تلویزیونی حمله آورند. فریاد شادمانی و هلهله هواخواهان ای ان سی (كنگره ملی آفریقا) بلند شد. هرج ومرج دل انگیز و سردرگم كننده ای بود. هنگامی كه تلویزیون شیء بلند و سیاهی را به سوی من دراز كرد، كمی كنار رفتم و از خود پرسیدم آیا این هم سلاح نوی است كه در غیابم در ایام زندان اختراع شده؟ وینی (همسر سابق ماندلا) گفت كه این شیء عجیب میكروفون است.

هنگامی كه میان جمعیت بودم، مشت خود را بلند كردم، فریاد شادمانی مردم بلند شد. 27 سال آزگار نتوانسته بودم مشت خود را بلند كنم. نیرو و مسرت شگفت انگیزی جان و دلم را فراگرفت. قبل از حركت به كیپ تاوان چند دقیقه میان مردم ماندم... هنگامی كه سرانجام از دروازه گذشتم تا آن سوی خیابان سوار اتومبیل شوم، گرچه 71 سال از عمرم گذشته بود، احساس می كردم كه زندگی نوی شروع كرده ام. 10000 روز اسارت به پایان رسیده بود.» در این لحظه تمام مردم آفریقای جنوبی احساس می كردند كه می توانند زندگی نوی آغاز كنند.

پیش درآمد

آزادی نلسون ماندلا از زندان در سراسر دنیا جلب توجه كرد و حادثه ای با اهمیت جهانی تلقی شد. اقدامی بود در راه از بین بردن رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی و در ردیف تحولات بزرگ سیاسی آن زمان قرار گرفت كه نمونه چشمگیر آن برافتادن دیوار برلین در نوامبر سال 1989 بود. پایان جنگ سرد زمینه را برای حوادث آفریقای جنوبی فراهم ساخت ولی تنها عامل و حتی مهمترین آنها برای از میان رفتن رژیم نژادپرست نبود. با نظر به گذشته می بینم قرائنی كه سرانجام منجر به پایان آپارتاید در دهه 90 شد، در اواخر دهه هفتاد پیدا بود. در آن زمان البته سیر تحولات از دیدگاه شاهدان معاصر چندان آشكار نبود. در حالی كه برخی باتوجه به مقاومت روزافزون در برابر آپارتاید به پایان رژیم امید بسته بودند، حامیان نظام تصور می كردند كه می توانند حاكمیت خود را الی الابد حفظ كنند.

مورخان اتفاق نظر دارند كه سركوب قیام دانش آموزان سووتو در ژوئن 1976 مقدمه پایان دولت آپارتاید بود. از آن پس این كشور دیگر آرام نگرفت. دولت ابتدا به سركوبی هر گونه مخالفتی شدت بخشید. بسیاری از افراد تحت تعقیب و ستمدیده با جنبش ممنوعه كنگره ملی آفریقا كه قدیمی ترین و مهمترین گروه ضد نژادپرستی بود ارتباط برقرار كردند. گرچه این گروه قیام مردمی را پیش بینی نكرده بود، ولی اكنون از آن بهره مند می شد. در عین حال رژیم آفریقای جنوبی تصمیم گرفت كه خود را از برخی جزم اندیشی های مدل افراطی آپارتاید دهه 1950 كه بیشتر زاییده افكار هندریك فرورد وزیر امور بومیان و نخست وزیر بعدی بود، آزاد سازد. در آن زمان، ادارات دولتی با بیرحمی شگفت انگیزی سیاست جدایی نژادی را در تمام مراحل زندگی اجتماعی تحقق بخشیده بودند. پیتر ویلهلم بوتا كه از سال 1978 نخست وزیر بود، برنامه ریزی كرده بود كه اقلیت های «هندی» و «رنگی» غیر سفیدپوست را نیزبه طبقه ممتاز نظام جدایی نژادی محلق سازد. در عین حال می خواست «سیاهان» را نیز با اصلاحات مادی و زیربنایی به سوی نظام موجود جلب كند.

با این «اصلاحات» می خواست قدرت سفیدپوستان را برای همیشه تضمین كند. «تقسیم قدرت برای حفظ كنترل» شعار آن زمان بود. ولی این استراتژی به جایی نرسید. مبارزه با آپارتاید به ویژه از سال 1984 شدت گرفت و اختلافات در شهرك های سیاه نشین گسترش یافت. دولت بطور روزافزونی به قدرت نظامی متكی شد و در ارتش و پلیس جوخه های مرگ مستقر كرد. اوایل سال 1989 ف.و. دكلرك ریاست حزب حاكم را برعهده گرفت. او از میان بوئریان برخاسته بود و بسیاری از ناظران او را جزو جناح راست به شمار می آوردند. او در سپتامبر همان سال به ریاست جمهوری آفریقای جنوبی انتخاب شد و مدت كوتاهی پس از آن بسیاری از سران ای ان سی را عفو كرد كه والتر سیسولو و احمد كاترادا جزو آنها بودند. رئیس جمهور در یك سخنرانی هیجان انگیز هنگام افتتاح مجلس در دوم فوریه 1990 اعلام كرد كه از آن تاریخ فعالیت احزاب ای ان سی و كنگره اتحاد افریقا و حزب كمونیست آزاد است و نلسون ماندلا نیز بزودی از زندان آزاد خواهد شد. نه روز بعد، به طوری كه در آغاز این مقاله توصیف شد، از زندان ویكتور وستر بیرون آمد و به كیپ تاون آورده شد. ماندلا از بالكون تالار شهرداری برای جمعیت عظیمی سخنرانی كرد - مرد خوش اندامی با موهای خاكستری كه گویی از دنیای دیگری آمده و رستگاری موعود را بشارت می دهد. تصاویر تلویزیونی این حادثه جزو تكان دهنده ترین تصاویری است كه این رسانه از زمان پیدایشش تولید كرده و آغاز فرآیندی را بشارت می داد كه می توانست آفریقای جنوبی را از چنگ آپارتاید نجات دهد.

علل تحول

چرا دكلرك و كابینه اش این تصمیمات را گرفتند؟ هرچه باشد چندان هم بدیهی نیست كه طبقه حاكمه شالوده ای را كه حاكمیتش بر آن مبتنی است، از میان بردارد، مگر تحت فشار. واما در این زمان ای ان سی ضعیف تر از آن بود كه بتواند ساختمان های دولتی را در پرتوریا مورد حمله قرار دهد. رژیم می توانست بجای اصلاحات سركوبی را ادامه دهد و چندین سال مقاومت را خفه كند ولی هزینه این سیاست اقتصاد كشور و آینده سفیدپوستان را نیز تخریب می كرد. این را نه تنها كارآفرینان بلكه بخشی از هیئت حاكمه دور و بر دكلرك نیز درك كرده بودند. بحرانهای متعدد دهه 1980 انگیزه این تحول فكری دولت بودند. گرچه قیام های شهرك ها و مناطق سیاه پوست نشین سركوب شد و جنگ های جنوب آفریقا (به ویژه در آنگولا و موزامبیك) و حملات پارتیزان های ای ان سی خطری برای موجودیت كشور نبود، ولی بحران های داخل و خارج هزینه زیاد برداشته و همچنین به بهای جان تعداد زیادی از سفیدپوستان تمام شده بود. علاوه بر آن فشار بین المللی بر آفریقای جنوبی بسیار زیاد شده بود، با عواقب نظامی و اقتصادی و اخلاقی. دولت آفریقای جنوبی از هیچ تلاشی فروگذار نكرده بود كه وام دهندگان بین المللی را راضی نگه دارد، ولی آنها دیگر تمایل زیادی به همكاری نشان نمی دادند. تحریم بازرگانی كه شامل تعداد زیادی از تولیدات آفریقای جنوبی می شد، سرمایه گذاری را كه عامل احیای اقتصاد به شمار می رفت، راكد كرده بود. نبرد اخلاقی جنبش ضد آپارتاید با آفریقای جنوبی كه در سراسر جهان فعال بود، آثار خود را در داخل كشور نیز نشان داد. حتی كلیسای اصلاح شده نیز كه تعداد زیادی از افراد هیئت حاكمه عضو آن بودند، با احتیاط از نظام آپارتاید انتقاد كرد. سرانجام فروپاشی كمونیسم در اروپای شرقی كه نماد بارز آن برافتادن دیوار برلین بود، درك قدرتمندان آفریقای جنوبی را از خود و مخالفانشان تغییر داد. دیگر نمی توانست خود را مدافع تمدن مسیحی در برابر اردوی شر وانمود كند. گرچه دولت امیدوار بود كه ای ان سی با قطع كمك های مالی اتحاد شوروی شدیداً تضعیف شود، ولی در عین حال برافتادن دیوار برلین بدین معنی بود كه سوء ظن آمریكا به ای ان سی متهم به كمونیسم و در نتیجه كمك به حفظ وضع موجود در آفریقای جنوبی دیگر مبنایی نداشت. تردیدی نیست كه دكلرك و همرزمان او امیدوار بودند كه بتوانند روند تحول در آفریقای جنوبی را كنترل و منافع خود را حفظ كنند و شاید حتی حاكمیت خود را ادامه دهند. ولی این امیدها بی پایه بود.

پیامدهای آشوب گونه

تاریخ آفریقای جنوبی بین فوریه 1990 و آوریل 1994 پرآشوب و خونین بود. حداقل 14000 نفر قربانی خشونت سیاسی شدند. برخی از گزارشگران از 30000 كشته روایت كرده اند. طی مذاكرات طولانی و سخت بین دولت و ای ان سی می بایست تعیین می شد كه چه كسی و در چه جهتی می تواند آفریقای جنوبی را در آینده اداره كند و ساختار اداری كشور چگونه باید باشد. چندین بار احتمال می رفت كه مذاكرات با شكست مواجه شود و یك بار برای چندین ماه قطع شد. عامل بزرگ اخلال در مذاكرات بوتلزی رئیس هوملند كوازولو بود كه تا آن زمان طرف رسمی دولت به شمار می رفت. بوتلزی كه بر جنبش اینكاتا متكی بود و سازمان توده ای قدرتمندی را به وجود آورده بود، احساس می كرد كه با تركیب جدید از لحاظ سیاسی به حاشیه رانده شده است. از این رو احساسات ملی قوم زولو را تحریك كرد و بدین ترتیب پیروان خشونت طلب زیادی را بسیج داد. در این سالها آفریقای جنوبی واقعاً در معرض خطر سقوط به گرداب خشونت و تجزیه سیاسی بود. و اینكه سرانجام به قول ماندلا «معجزه كوچكی» واقع شد، قابل پیش بینی نبود. با روز انتخابات خشونت پایان پذیرفت. بین 26 و 29 آوریل 1994 تقریباً 20 میلیون نفر برای اولین بار در انتخابات آزاد كشورشان شركت كردند. انتخابات برای بسیاری از مردم تجربه ای آزادكننده و حتی نوعی آیین مذهبی بود. صف طولانی مردم كه با صبر و حوصله زیر آفتاب سوزان ایستاده بودند، نشانه امید برای تمام آفریقا بود. ای ان سی با 63 درصد، اكثریت بزرگی به دست آورد ولی به اكثریت مطلق دست نیافت و با حزب ملی، دولت ائتلافی تشكیل داد. ماندلا می نویسد: «برخی از پیروان ای ان سی ناراحت بودند كه ما چرا نتوانسته ایم اكثریت دوسوم را به دست بیاوریم ولی من جزو سرخوردگان نبودم. برعكس نفس راحتی كشیدم. زیرا اگر ما دوسوم آرا را می آوردیم و موفق می شدیم قانون اساسی را بدون همكاری دیگران بگذرانیم می گفتند كه ما قانون اساسی را برای ای ان سی نوشته ایم و نه برای آفریقای جنوبی. ولی من یك دولت وحدت ملی واقعی می خواستم.» در تاریخ 10 مه 1994 دكلرك و تابومبكی به عنوان معاوان رئیس جمهور منصوب شدند. پس از آن ماندلا طی مراسمی رسماً مقام ریاست جمهوری را برعهده گرفت و در حضور تعداد زیادی از مهمانان دولت از سراسر جهان اعلام كرد: «هرگز، هرگز، هرگز نباید اتفاق بیفتد كه این سرزمین زیبا سركوبی یكی را توسط دیگری تجربه كند... بگذارید آزادی حكومت كند. خدا آفریقا را حفظ كند.» دورانی كه سرزمینی بتواند در وجد و شادمانی زندگی كند، محدود است، حتی اگر این سرزمین آفریقای جنوبی سال 1994 باشد. مسائل ساختاری و اقتصادی كشور مدت زیادی در اثر اختلافات سیاسی از نظر دور مانده بود. تغییر دولت این ساختارها و نقایص را آشكار ساخت. میراث آپارتاید یعنی شكاف عمیق بین اقشار جامعه همچنان احساس می شد. نژادپرستی بسیاری از سفیدپوستان دامه یافت. تبعیض جنسی بسیاری از مردان چه سیاه و چه سفید بر زندگی روزانه سایه افكنده بود. هر چند كه اقدامات مربوط به غلبه بر گذشته سریعاً پیش می رفت، ولی فعالیت كمیسیون آشتی و حقیقت یاب تحت ریاست اسقف دزموند توتو كه توجه جهانیان را جلب كرده بود، مورد اختلاف بود. این كمیسیون نتوانست همه جراحاتی را كه آپارتاید طی دهها سال وارد آورده بود، التیام بخشد. نابرابری های اقتصادی گذشته همچنان ادامه یافت. فقط تعداد اندکی از ثمرات نظم نو برخوردار شدند که به سرخوردگی فزاینده ای انجامید. وعده های «ملت رنگین کمان» برای بسیاری از مردم آفریقای جنوبی توهمی بیش نبود.

نگرانی از آینده

پانزده سال پس از اولین انتخابات آزاد در آفریقای جنوبی دلایل زیادی وجود دارد که با بدبینی به آینده بنگریم. در عین حال نباید وضع مذکور نگاه ما را از این واقعیت منحرف سازد که مردم آفریقای جنوبی با «انقلاب توافقی» اوایل دهه 1990 از هر جهت به تحولات اجتماعی و سیاسی قابل توجهی نایل شده اند. این تحولات بدون خشونت و هزینه نبود، ولی بدون جنگ بزرگی به انجام رسید. قانون اساسی حقوق انفرادی همه افراد را تضمین کرده و شامل فهرست جامعی درباره حقوق بشر است. مردم در رفت و آمد آزادند، سیاهان از حقوق مدنی برخوردارند و برخلاف زمان آپارتاید فقط رعیت نیستند. روابط خارجی آفریقای جنوبی عادی شده است. قرائنی دایر بر پیدایش فرهنگ ملی نو توأم با اعتماد به نفس وجود دارد که به سوی تأثیرات جهانی باز است. البته نظام آفریقای جنوبی هنوز شکننده است، معهذا، این دوره گذر از جدایی نژادی به دموکراسی از دیدگاه جهانی همچنان جزو یکی از چشمگیرترین تحولات اواخر قرن بیستم بود.

آندراس اکرت
آندراس اکرت استاد تاریخ آفریقا در دانشگاه هومبولت برلین و مدیر مؤسسه علوم آسیا و آفریقا است. درباره تاریخ آفریقا در قرن نوزدهم و بیستم و همچنین مسائل مربوط به استعمار و تاریخنگاری، کار و جهانی شدن تحقیق می کند.
اخیراً کتابی از او تحت عنوان منتشر شده است.
Vom Imperialismus zum Empire – Nichtwestliche Perspektiven auf die Globalisierung (hg. Mit Shalini Randeria 2009)

ترجمه: منوچهر امیرپور
انستیتو گوته، تحریریه اندیشه و هنر
دسامبر 2009

    Bestellen

    فرم درخواست

    اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
    به فرم درخواست...

    قنطره: گفتگو با جهان اسلام

    سياست، فرهنگ، جامعه: اطلاعات و بحث به آلمانی، عربی و انگلیسی

    زنيت آنلاين

    شرق در شبکه: نقادانه، ابتکاری و متعادل