۱۹۱۴ – جنگ جهانی اول و پیامدهای آن در خاورمیانه

دربارة فکر و فن

فکر و فن (اندیشه و هنر) مجله‌ای فرهنگی بود که از سال ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ توسط انستیتو گوته به منظور توسعه مبادله فرهنگی بین آلمان و کشورهای اسلامی منتشر می‌شد.با انتشار آخرین شماره تحت عنوان «آوارگی» (شماره ۱۰۵) در پاییز ۲۰۱۶، رسیدگی و به روز رساندن نشریه به صورت آنلاین نیز قطع شد. .

امپریالیسم با راه آهن
اورینت اکسپرس (قطار سریع السیر شرق) و جنگ جهانی اول

با کتابهای «قطار سریع السیر برلین- بغداد» به قلم شون مک میکن و «دست نیازیدن به قدرت جهانی » به قلم آلکساندر ویل دو کتاب نو درباره سیاست شرقی آلمان در جنگ جهانی اول انتشار یافته که به سؤال راجع به تلاشهای آلمان برای کسب قدرت جهانی جوابهای کاملاً متفاوت می دهند.

«در وجدان پاک آلمانیها اکنون مین گذاری شده است. حساب فصلی از تاریخ آلمان که گویا تصفیه شده بود، یعنی جنگ جهانی اول، اکنون همان قدر باز است که حساب تصفیه نشده دوره هیتلر.» این نقل قول از مجله اشپیگل مورخ نوامبر 1961 دقیق ترین وصف حالی است از آنچه در آغاز دهه شصت فریتس فیشر مورخ آلمانی آن را به قلم آورده و بحث های علمی تاریخی آلمان در دو دهه بعد از آن متأثر بوده است. فیشر نادرستی ادعایی را اثبات کرده که طبق آن گویا ورود آلمان به جنگ فقط نتیجه اجتناب ناپذیر اوضاعی بوده که آلمان در پیدایش آنها تقصیری نداشته است. او از «تقصیر» آلمان در جنگ بزرگ برای اولین بار با چنین صراحتی سخن می گوید، تقصیری که ناشی از سیاست امپریالیستی و اشغال گرایانه رایش آلمان بود. این تز هر چند که به صورت نظریه عمومی پذیرفته شده بود ولی با بحث های پرشور و طولانی توأم بود که بین مورخان تفرقه انداخته بود.

عنوان رساله الکساندر ویل که با ارائه آن در سال 2009 به دانشگاه زارلاند به دریافت درجه دکتری نایل شد، اشاره ای است به این اختلاف نظر: «دست نیازیدن به قدرت جهانی» برمی گردد به کتاب فیشر که تحت عنوان «دست یازی به قدرت جهانی» منتشر شده بود. در کانون این رساله 300 صفحه ای فعالیت های اطلاعاتی آلمان و اتریش مجارستان و دولت عثمانی طی جنگ جهانی اول و قبل از آن قرار دارد. امپراتوری عثمانی از نیمه دوم قرن نوزدهم صحنه نفوذ قدرتهای مختلف جهان بود. اتریش- مجارستان و بریتانیا مصلحت خود را در آن می دیدند که دولت عثمانی را در برابر توسعه طلبی روسیه به صورت دژ مستحکمی نگهدارند. بریتانیا علاون بر آن می خواست ارتباط خود را با مستعمراتش در شبه قاره هند حفظ کند. رایش آلمان در پی امتیازات اقتصادی بود. و چون دولت عثمانی حضور این دولتها را به مصلحت خود می دانست و حفظ موجودیتش را در سرمایه گذاری آنها می دید، در دهه های آخر قرن نوزدهم رقابتهای شدیدی بین این قدرتها در خاک عثمانی شروع شد: رقابت اتحادیه ها و جهان بینی ها و مصالح اقتصادی.

تبلیغات و جهاد

مهمترین ابزار رقابت، فعالیتهای اطلاعاتی بود. ویل در این مورد از رده بندی «متقارن» و «نامتقارن» استفاده می کند. به محض شروع جنگ و انعقاد پیمان نظامی بین دولت عثمانی و رایش آلمان، دست اندرکاران آلمانی دریافتند که بین دو اتحادیه نظامی تعادل قدرت برقرار نیست و رویایی «متقارن» در جنگ نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت و خاک عثمانی دیر یا زود به تصرف دشمنان درخواهد آمد. «فقط راههایی باقی می ماند که حداقل کم خرج و پراثر باشد. این راه ها انقلاب و تبلیغات در مناطق دشمن و عملیات مخفی بود.» این عملیات «نامتقارن» دامنه وسیعی داشت، از اثرگذاری بر مطبوعات قسطنطنیه و پخش اعلامیه گرفته تا نمایشها و کارهای آموزشی. هدف تبلیغات آلمان آسیب رساندن به وجهه متفقین و جلب همدلی برای فعالیتها و افکار خود بود.

و اما چه فکر اساسی در پشت این تبلیغات نهفته بود؟ بارون ماکس فون اوپنهایم خاورگرد و بنیادگذار اداره اطلاعات خاورزمین کسی بود که در سال 1914 از فکر پان اسلامیسم برای بهبود وضع اسفبار آلمان استفاده کرد که نقطه اوج اقدامات تبلیغاتی بود. هدف این اقدامات مسلمانها بودند: فرض بر این بود که مسلمانها به عنوان رعایای قدرتهای بزرگ مختلف، پراکنده در سراسر جهان، بین خود احساس همبستگی شدیدی دارند و فقط کافی است که بسیج شوند. بنابراین از تبلیغات استفاده شد تا به سلطان عثمانی نقش رهبری مسلمانهای سراسر جهان نسبت داده شود – این تاکتیکی بود که عبدالحمید دوست نزدیک ویلهلم دوم آن را از چند سال پیش به کار می برد. طبق این فرضیه دشمنان دولت عثمانی در عین حال دشمنان همه مسلمانها هستند و زمینه مناسبی برای اعلام جهاد به متفقین (فرانسه و انگلیس) وجود دارد. این نقشه بزودی به یکی از عجایب و تضادهای سیاست شرقی آلمان در جنگ جهانی اول تبدیل شد: زیرا می خواست جهادی در سراسر جهان راه بیندازد که مبتنی بر یک «اما» باشد، یعنی می خواست هم پیمانهای غیرمسلمان دولت عثمانی یعنی مسیحیان و یهودیان آلمانی و اتریشی و مجاری را از آن مستثنا کند.

به نظر ویل هدفی که در پشت ایده پان اسلامیسم مورد نظر آلمان نهفته بود در درجه اول تضعیف متفقین یا – در بهترین مورد – حمایت فعالانه از قدرتهای محور بود با براندازی انقلابی رژیم های دست نشانده محلی. می خواستند با تبلیغات هدفدار در مستعمرات، موجی از ناآرامی ایجاد کنند که به اعلام جهاد به قدرتهای استعماری بیانجامد. به نظر ویل، دولت رایش فقط انتظار داشت که این استراتژی منجر به کاهش فشار بر آلمان در جبهه جنگ شود و نه – برخلاف آنچه فریتس فیشر مدعی است – فراهم کردن زمینه ای بوده برای حرکت توسعه طلبانه به سوی شرق. بنابراین امپراتوری عثمانی برای آلمان اهمیت ثانوی داشت، وسیله ای بود برای نیل به هدف خاصی. دولت عثمانی نیز از آلمان برای نیل به اهداف خود استفاده می کرد. یعنی میان دو دولت رابطه ای کاملاً هم زیستانه ناشی از «موضع ضعف» برقرار بود.

این نکته ای است که دو مورخ مذکور با استناد به آن مواضع مختلفی اتخاذ می کنند، زیرا شون مک میکین دلایل دیگری برای این عملیات تبلیغاتی و دعوت به پان اسلامیسم ذکر می کند.

تحقق رؤیا روی چرخها

مک میکین، استاد دانشگاه بیلکنت در آنکارا، نیز مسئله مطروح از جانب فیشر را در مد نظر دارد و بررسی خود را مشارکتی در این بحث اختلافی می داند که هنوز هم گاه گاهی بروز می کند. او نظریه فیشر را درباره قدرت طلبی آلمان اصولاً قبول دارد. قطار سریع السیر برلین بغداد مانند سر نخ اصلی مضمون کتاب مک میکین است، پروژه ای که ویلهلم قیصر آلمان مشتاقانه در پی تحقق آن بود: تحقق رؤیای برقراری ارتباط زمینی بین رایش آلمان و خاورزمین. این پروژه که در سال 1903 شروع شد با موانع جغرافیایی و مالی و تدارکاتی متعددی مواجه گردید و اسباب نگرانی رایش بود. مک میکین نشان می دهد که این پروژه نماد اراده توسطه طلبی آلمان بود. او اهدافی را تشریح می کند که با احداث این راه ارتباطی پی گیری می شد: نقل و انتقال سریع مهمات و نیروهای نظامی، احداث پایگاههای نظامی در شرق و دسترسی بلامانع به خلیج فارس. به نظر مک میکین اینها زمینه سازی برای توسطه آلمان به سوی شرق بود. او تردید عثمانیان را برای ورود به جنگ در کنار آلمان و بی صبری و ناتوانی رایش را در برابر آن به تفصیل شرح می دهد. زیرا بدون ورود سلطان به جنگ نقشه اعلام جهاد ارزشی نداشت. آخر اکتبر 1914 این کار به انجام رسید: دولت عثمانی در کنار قدرتهای محور وارد جنگ شد و زمینه شروع جهاد فراهم گردید.

اکنون نوبت «جاسوسان» آلمانی و اتریشی مجاری بود، آنها مهمترین حاملان تفکر پان اسلامیستی بودند. وظیفه شان آن بود که به هر یک از کشورهای آفریقای شمالی و عربی بروند و عملیات تبلیغاتی را اجرا کنند که نهایتاً به اعلام جهاد علیه متفقین منجر شود. مک میکین موفق می شود تصویر رنگارنگی از این اشخاص ترسیم کند، شکست های آنها را آشکار سازد و ویژگیهای شخصی آنها و اثرات آن را بر مسلمانان توصیف کند. درحالی که بعضی از «جاسوسان» با صلاحیت و در کار خود موفق بودند، برخی دیگر به علت بی صلاحیتی و بی اطلاعی از شرایط محل، تحقق فکر پان اسلامیستی را به خطر می انداختند. عملیات تبلیغاتی آنها بیشتر خودانگیخته و بدون برنامه ریزی قبلی بود و منجر به اختلاف و سوءتفاهمات می شد. مشکلات زبان و ناآشنایی با فرهنگ محلی مزید بر علت شده بود. مثلاً نقشه اوپنهایمر برای استفاده از تصاویر برای مقاصد تبلیغاتی به علت منع تصویرسازی از انسان و حیوان در اسلام با شکست مواجه شد. مک میکین مدعی است که این نقایص و عدم آمادگی مردم به جهاد در برخی از نقاط موجب شد که ایده بزرگ پان اسلامیستی آلمان با شکست مواجه شود.

موفقیت یا شکست

ارزیابی موفقیت عملیات تبلیغاتی نکته دیگری است که دو نویسنده درباره آن نظرات مختلفی دارند. قصد ویل آن است که برعکس مک میکین در تصویر منفی متأثر از نظرات فریتس فیشر راجع به موفقیت های شرق تجدید نظر کند و موفق می شود موفقیت های فردی را نشان دهد و آنها را در برابر تلاشهای دولتهای اتریش و مجار و همچنین فرانسه و بریتانیا قرار دهد.

او نشان می دهد که تبلیغات آلمان بجای خود تا حد زیادی مؤثر بوده، به شرط اینکه ملاک دیگری برای سنجش موفقیت مورد توجه قرار گیرد و نه نتیجه جنگ جهانی اول. ویل برای اثبات نظریه خود بیش از همه از منابع بریتانیایی استفاده می کند. از این منابع برمی آید که ترس متفقین از نفوذ آلمان در سرزمین عثمانی چقدر زیاد بوده است. شواهد نشان می دهد که متفقین به تصور موفقیت های آلمان، متحمل هزینه های مالی و مادی فراوانی می شدند تا با این تبلیغات مقابله کنند. به نظر ویل از این لحاظ جاسوسان آلمان به هدف خود رسیده بودند: بریتانیا و روسیه با نگرانی زیاد از همه امکانات خود برای دفع خطر استفاده می کردند که نتیجه آن غیاب تعداد کثیری از نیروهای نظامی متفقین در میدانهای جنگ اروپا بود. و بدین روال استراتژی آلمان حداقل در نگاه دوم موفق به نظر می آید.

هم پیمانی فراموش شده

جالب توجه است که هیچ یک از این دو نویسنده نمی دانست که کتاب دیگری در دست تألیف است که تز مخالفی را ارائه می دهد، زیرا در هیچ جای این کتابها اشاره ای به کتاب دیگر نشده است. هر دو کتاب پشت سر هم با فاصله کمی منتشر شده اند – کتاب مک میکین در سال 2011 در بریتانیا و رساله ویل در سال 2012 در آلمان چاپ شده، به طوری که این بی اطلاعی اجتناب ناپذیر بوده است.

دستاورد بزرگ هر دو کتاب آن است که آنها سیاست هم پیمانی بین آلمان و عثمانی را که به نظر می رسد از خاطره جمعی هر دو ملت یا کشورهای جانشین آنها محو شده باشد، دوباره یادآوری کرده اند. به ویژه اراده طرف آلمانی برای استفاده از ایده پان اسلامیسم و جهاد در تحقق مقاصد خویش یکی از عجایب تاریخی فراموش شده است که اکنون پرتو دیگری بر برخی از تحولات سیاسی اخیر جهان می افکند.

زیمونه فالک مورخ است و در رشته تاریخ آلمان و لهستان در دانشگاه کیل تدریس می کند.

ترجمه: منوچهر امیرپور
کلیه حقوق محفوظ برای انستیتو گوته – اندیشه و هنر
نوامبر ۲۰۱۳

نظر خود دربارۀ این موضوع برای ما بنویسد:
Mail Symbol kulturzeitschriften@goethe.de

پيوندها

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar بصورت صفحات الکترونیکی :

Andishe va Honar را بصورت صفحات الکترونیکی با خود همراه داشته باشید برو به بارگیری...

Bestellen

فرم درخواست

اعضای سازمانی یا افرادی که ساکن مناطق ایبرو - آمریکایی زبان هستند و در بخش روزنامه نگاری یا فرهنگی فعال هستند می توانند به صورت رایگان عضویت دریافت کنند.
به فرم درخواست...